fathi5

معلم5 فتحی

آموزشی.اطلاعات مفید علمی . سوال های درسی . تدریس ریاضی

صلوات

تاریخ:دوشنبه 3 تیر 1392-03:52 ب.ظ

.

لطفاً برای اطلاع از مطالب گذشته به فهرست مطالب و یا آرشیو  مطالب قبلی مراجعه نمائید




ولادت حضرت امام باقر(ع)

تاریخ:دوشنبه 31 فروردین 1394-08:26 ق.ظ




ک.م.م 3عدد

تاریخ:شنبه 29 فروردین 1394-03:33 ب.ظ


1-اگر 3 عدد داریم ک.م.م را بخواهیم  گاهی یکی از عددها ک.م.م هر سه است: 18و12و36
که 36 ک.م.م هر سه است .
2-اگر نبود ک.م.م 2عدد را به دست آور  بعد ک.م.م پاسخ را باعدد سومی  حساب کن عدد به دست آمده
ک.م.3 عدد می شود -
ک.م.م دوعدد=  عدداولی× دومی ÷ ب.م.م هردو

ک.م.م



  =  

اولی×دومی

ب.م.م


مثال:
3-ک.م.م 3عدد 12و18و15 =
الف:راه اول:ک.م.م
12و18





  36=  

12×18

6



ب:ک.م.م36و15 عدد سومی
ک.م.م3عدد 12و18 و15 =    



 180 =  

15×36

3



 :راه دوم      الف:= ب.م.م15و18=3    وب.م.م18و12=6                 
   حالا ب.م.م را درهم ضرب کن=
18=3×6
ب:      هرسه عدد را درهم ضرب کرده بر ب.م.م تقسیم می کنیم:
ساده کردیم:
               
180



  =  

12×18×15

3×6


 

مثال:ک.م.م سه عدد 234 و 195 و 364 را به کمک ب.م.م بدست آورید .

 الف :ابتدا ک.م.م دو عدد 234 و 195 را به کمک ب.م.م پیدا می کنیم : 

 



  1170=  

           234×195

   (39  )ب.م.م هردو



ب:ک.م.م 1170 و364

 



  16380=  

           364×1170

   (26 )ب.م.م هردو


پس ک.م.م سه عدد 234 و 364و195= 16380    

راه دوم:

 



  16380=  

234×195×364

26×39


 


     



مراعات نظیر

تاریخ:جمعه 28 فروردین 1394-07:56 ق.ظ

مُراعات النظیر(شبکه ی  معنایی ـ تَناسب ـ  زنجیره معنایی):

آوردن چند کلمه از یک مجموعه است که با هم تناسب دارند این تناسب می تواند

از نظر جنس، نوع ، مکان، زمان ـ همراهی و... باشد.

مثال

اَرغَوان جامِ عقیقی به سَمَن خواهد داد/چَشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد(حافظ)

 در این بیت از حافظ واژه های  اَرغَوان ، عَقیق ، سَمَن ، نرگس ، شقایق همه اسم گُل هستند

ابر وباد ومه و خورشید و فلک در کارند

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است

حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو        

یادم از کشته ی خویش آمد هنگام درو

از مشک همی تیر زند نرگس چشمت               زان لاله روی تو زره ساخت ز عنبر

 

بین کلمات مشک و عنبر ، تیر و زره ، نرگس و لاله  ، چشم و روی ، تناسب و مراعات نظیر دیده میشود

 

هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو                باید که سپر باشد پیش همه پیکانها

 

بین کلمات  کمان  ، سپر و پیکان  ارایه مراعات نظیر رعایت شده است .

 

نکته : در این ارایه کلمات می توانند از نظر همجنس بودن ( گل و لاله )  مشابهت ( دهن و غتچه ) تضمن ( مدرسه و کلاس ) و ملازمت ( شمع و پروانه ) نیز استفاده کرد . و نکته حائز اهمیت اینست که در معنا با یکدیگر تناسب داشته باشند که در صورت لزوم از مترادف کلمات هم بتوانیم استفاده کنیم و همان زیبایی حفظ شود .

مثال :

 آفتاب ، ماه ، ستاره ، کیوان                                 تیر و کمان

شمس ، قمر ، نجم    ، زحل                                 سهم و قوس

 

این صنعت به خاطر اهمیتش یکی از لوازم اولیه سخن ادبی است و در ادبیات به نامهای دیگر هم نامیده شده است . به نامهای :

ائتلاف (موانست یافتن )   توفیق ( موافق گردانیدن )  تلفیق ( با هم اوردن )  مواخات ( برادری کردن
)



سجع

تاریخ:جمعه 28 فروردین 1394-07:52 ق.ظ

سجع : آوردن كلماتی در پایان جمله های نثر كه در وزن یا حرف یا هر دو ( وزن و حرف آخر ) با هم یكسان باشد .

نكته 1 : سجع در كلامی دیده می شود كه حداقل دو جمله باشد یا دو قسمت باشد .

نكته 2 : سجع باعث آهنگین شدن نثر می شود به گونه ای كه دو یا چند جمله را هماهنگ سازد .

نكته 3 : سجع در نثر حكم فافیه در شعر را دارد .

نكته 4 : اگر در پایان جمله ها كلمات تكراری وجود داشته باشد ، سجع پیش از آن می آید .

مثال :      الهی اگر بهشت چون چشم و چراغ است        بــی دیــدار تــو درد و داغ اســت

نكته 5 : گاهی در جملات مسجّع ممكن است افعال به قرینه ی لفظی یا معنوی حذف شوند .

مثال 1 : منت خدای را عـزووجل كه طاعتـش موجب قـربت است و به شكر اندرش مزید نعمت . ( فعل « است » به قرینه ی لفظی حذف شده است . )

مثال 2 : خـلاف راه صواب است و نقض رای اولـوالالباب « است » (حذف لفظی ) كه ذوالفقـار علی در نیـام ( باشد ) و زبان سعدی در كام « باشد » ( حذف معنوی ) .

توضیح : فعل « باشد » در دو جمله ی پایانی به قرینه ی معنوی حذف شده است .

توجه : به نثر مسجّع ، نثر آهنگین نیز می گویند . 

الهی دلی ده که در کار تو جان بازیم . جانی ده که کار آن جهان سازیم .
دانایی ده که از راه نیفتیم .بینایی ده تا در چاه نیفتیم .
توفیق ده تا در دین استوار شویم .نگاه دار تا پریشان نشویم .

هنگام خواندن این عبارت ها احساس خوبی از نظم و هماهنگی به ما دست می دهد . این به خاطر آن است که نویسنده عمدآ در پایان جملات دو به دو واِِژگانی را آورده است که حرف آخر آنها یکی است این کار تقریبا شبیه به آوردن کلمات قافیه در پایان مصراع های شعر است که به این آرایه سجع گویند.



تضمین

تاریخ:جمعه 28 فروردین 1394-07:47 ق.ظ


     آن است كه شاعر یا نویسنده در میان كلام ( شعر یا نثر ) خود آیه ، حدیث ، مصراع یا بیتی را از شاعر دیگر عیناً بیاورد .

نكته : اگر بیت یا مصراعی از شاعر دیگر به عنوان تضمین بیاورد معمولاً نام آن شاعر به گونه ای ذكر می شود .

نكته : معمولاً مصراع یا بیت تضمین شده داخل گیومه قرار می گیرد .

هدف از تضمین :   

1- اعتبار بخشیدن به سخن     

2- خلاصه كردن مفاهیم گسترده و طولانی

3-  ضمانت برای اثبات ادعا

چه خوش گفت فردوسی پاكزاد                     كه رحمت بر آن تربت پاك باد

« میازار موری كه دانه كش است                   كه جان دارد و جان شیرین خوش است »

بیت اول: سعدی که بیت دوم را درشعرش از فردوسی استفاده کرده

فارسی را پاس می داریم،زیرا گفته اند   (( قدر زر زرگر شناسد ،قدر گوهر گوهری))
مصراع اول حدادعادل-مصراع دوم مولوی



تلمیح

تاریخ:جمعه 28 فروردین 1394-07:36 ق.ظ

هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت   من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم

(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)

به نوعی

تلمیح در لغت یعنی به گوشه ی چشم اشاره كردن و در اصطلاح آن است كه گوینده در ضمن كلام خویش  به آیه ، حدیث ، داستان ، واقعه ی تاریخی ، اسطوره و افسانه  اشاره داشته باشد . به عبارت دیگر اگر با شنیدن یا دیدن بیت یا عبارتی ، داستان ، آیه و حدیث ، واقعه ای تاریخی و اساطیری را به یاد آوریم آرایه تلمیح حاصل می گردد .


نكته 1 :در آرایه ی تلمیح تنها با ذكر یك واژه  می توان به داستان ، آیه ، حدیث و رویدادی پی برد.

نكته 2 : اگر عبارتی به معنی و مضمون كلّی آیه یا حدیثی اشاره كند آرایه ی تلمیح است .

مثال : خوردست خدا ز روی تعظیم            سوگند به روی همچو ماهت

این بیت اشاره به آیه ی « لعمرك انّهم لفی سكرتهم یعمهون» دارد ؛یعنی ، به جان تو سوگند كه آنان در مستی خود سرگردانند .




هم آوا (مُتَشابه)

تاریخ:جمعه 28 فروردین 1394-07:35 ق.ظ

کلمات هم آوا  (مُتَشابه) :به کلماتی می گویند که به یک صورت تلفّظ و خوانده می شوند اما املا و معنای آ ن باهم فرق دارد .

مانند :

خار : تیغه هایِ همراهِ گُل    خوار : ذِلَّت : پَستی ذلیلصَفَر : نامِ ماهِ دوّمِ قَمَری   سَفَر : از جایی به جایِ دیگر رفتن

  اساس : بنیاد ، پایه   اَثاث : لوازمِ خانه   /حَیات : زندگی        حَیاط : مُحَوَّطه ی گوشه یِ خانه  

 خاست : بلند شد   خواست:طَلَب کردن،خواستن/خان  : مرد بزرگ ، سرا    خوان : سُفره   

خرد : کوچکی      خورد : میل کردن/    خویش : خود ، فامیل      خیش : گاو آهن 

رازی : اهلِ ری                      راضی : خشنود      اَمَل : آرزو                                عَمَل : کار         

ثواب : پاداش ،اَجر            صَواب : صَحیح ، دُرُست     خویش :خود   خویش : فامیل 

صَبا : نامِ بادی که از شرق می وَزَد.     سَبا : نامِ سرزمینی در یَمَن در داستانِ حضرتسُلیمان (ع) 

پرتقال : یک نوع میوه   پرتغال :  نامِ کشوری در اروپا  اَرز  : واحدِ پولِ خارجی       اَرض : ز مین               عَرض : پهنا 




مخفف

تاریخ:جمعه 28 فروردین 1394-07:29 ق.ظ


کلماتِ مُخَفَّفشاعِر گاه کلمه ها را به شکلِ کوتاه شده یا « مُخَفَّف » در

 شعر می آورد، گاهی نیز به خاطِر وزنِ شعر مجبوراست که کلمه ها را مُخَفَّف

 کند.مانند پار-پارسال

دی  -دیروز

مه-ماه

گه-گاه

شه-شاه

لازم است هنگام بیان معنی به کلمه توجه کنید.





الکتریسته ساکن

تاریخ:دوشنبه 24 فروردین 1394-08:06 ب.ظ

الکتریسیته

 الکتریسیته از کلمه یونانی الکترون به معنی کهربا گرفته شده است.چرا که هرگاه کهربا را با پارچه پشمی مالش دهیم، اجسام سبکی مانند کاه را به خود جذب می کند.


الکتریسیته ساکن و الکتریسیته جاری.

س: الکتریسیته ساکن چگونه است؟

ج: هر گاه الکتریسیته تولید شده در محل تولید باقی بماند آنرا الکتریسیته ساکن می نامند.

س: الکتریسیته جاری چگونه است؟

ج: از حرکت الکترونها، الکتریسیته جاری به وجود می آید.


س: بار الکتریکی چیست؟
ج: چرخش الکترون به دور هسته در اثر وجود نیروی الکتریکی بین آنهاست و نیز بعضی از اجسام تحت شرایط خاصی بر هم نیروی جاذبه یا دافعه الکتریکی وارد می کنند. عامل این نیروها به سبب خاصیتی است که بطور ذاتی در الکترونها وجود دارد. لذا آن کمیت فیزیکی که این خاصیت را توصیف و بزرگی نیروی حاصل از آنها را تعیین می کند، بار الکتریکی نامیده می شود.

وشهای ایجاد بار الكتریكی :

روشهای ایجاد بار الكتریكی عبارتند از : 1 – مالش     2 – تماس   3 – القاء 

 

       1 -  مالش :

هرگاه دو جسم ( رسانا یا نارسانا )  با جنس  متفاوت به یكدیگر مالش داده شوند , بین آنها انتقال بار الكتریكی صورت   می گیرد , به طوری كه یكی از این دو جسم , الكترون از دست می دهد و دیگری همان تعداد الكترون را دریافت می كند . بنابراین دو جسم دارای بار الكتریكی هم اندازه ولی با علامت مخالف  می شود.  مانند مالش شانه پلاستیكی به موی سر , یا مالش میله شیشه ای با پارچه پشمی  و ...

 

2 – تماس :

 هرگاه جسم دارای بار الكتریكی را به  جسم رسانایی  تماس دهیم , بار الكتریكی آن جسم  به جسم رسانا منتقل  و در تمام نقاط جسم رسانا  پخش می شود ولی اگر جسم دارای بار الكتریكی را به جسم نارسانایی تماس دهیم  ,‌ بار الكتریكی فقط در محل تماس در جسم نارسانا باقی می ماند و جابجا نمی شود.

 

3 – القاء :  

به ایجاد بار الكتریكی در یك جسم به دلیل مجاورت با جسم دارای بار الكتریكی دیگری ,  بدون تماس آن دو جسم با یكدیگر , القای بار الكتریكی می گوییم.

 


اگر یك شانه یا  میله پلاستیكی را با موی سر یا پارچه پشمی مالش دهیم , بین آنها انتقال بار الكتریكی صورت می گیرد  ,‌به طوری كه شانه یا پارچه پشمی الكترون از دست می دهد و دارای بار مثبت  و شانه و میله پلاستیكی همان الكترونها را دریافت كرده و دارای بار منفی می شوند.

 

- اگر میله شیشه ای با پارچه ابریشمی مالش داده شود , میله شیشه ای دارای بار مثبت و پارچه دارای بار منفی می شود.

 

- اگر میله پلاستیكی با بار منفی را به یك كره رسانا , تماس دهیم  , آن كره , دارای بار منفی خواهد شد.

علت آن اینست كه بارهای منفی میله بارهای مثبت و منفی كره را از یكدیگر جدا كرده (بارهای مثبت را جذب و بارهای منفی را دفع می كند ), و پس از تماس  میله با  كره , بارهای منفی كره , بارهای مثبت كره را خنثی كرده

.                                                                                                                             و فقط بار منفی در كره باقی می ماند.

 

نكته : در تماس یك جسم دارای بار با یك جسم رسانای بدون بار ( خنثی ) , نوع بار جسم رسانا همان نوع بار جسم باردار خواهد شد.

 

- اگر بخواهیم از طریق القا , یك كره رسانا را به كمك یك میله پلاستیكی با بار منفی  ,‌دارای بار كنیم , باید ابتدا میله را به كره نزدیك كنیم كه در این صورت بارهای مثبت كره مطابق شكل بالا از هم جدا می شوند  و سپس بدون تماس میله به كره  , دست خود را به سطح كره میزنیم كه در این صورت بارهای منفی كره از طریق بدن ما به زمین منتقل خواهدشد و كره دارای بار مثبت می شود.

آزمایش:

        وسیله های آزمایش :
    دو تیغه ی شیشه ای - دو تیغه ی پلاستیکی - پارچه پشمی و ابریشمی - نخ - پایه دو عدد برای آویزان کردن تیغه ها .

        ١- تیغه ی شیشه ای را با پارچه ی ابریشمی مالش دهید و به خرده های کاغذ  نزدیک کنید  . چه اتفاقی رخ می دهد ؟


        ٢- همین آزمایش را با تیغه ی پلاستیکی انجام دهید و مشاهده های خود را بیان کنید .
 
          
    ٣- تیغه ی شیشه ای را با پارچه ی ابریشمی مالش دهید و آن را از گرانیگاه  به وسیله ی نخ خشک آویزان کنید .

    سپس تیغه ی شیشه ای دیگری را با پارچه ی ابریشمی مالش داده و به تیغه ی شیشه ای آویخته شده نزدیک کنید ، چه اتفاقی رخ می دهد ؟  
         
 
       
    ۴- همین آزمایش را با دو تیغه ی پلاستیکی که با پارچه ی پشمی مالش داده اید تکرار کنید و مشاهده های خود را بیان کنید.    
     
                  
    ۵- آزمایش را با یک تیغه ی شیشه ای و یک تیغه ی پلاستیکی انجام دهید .

    نتیجه های تجربه ها ی انجام شده را بنویسید و ربایشی یا رانشی بودن نیرو ها را مشخص کنید .
    
   
جواب :
    

1:  تیغه شیشه ای خرده های کاغذ را می رباید و اندکی بعد آنها را رها می سازد.
    

2- تیغه  پلاستیکی نیز ابتدا خرده های کاغذ را می رباید و بعد از مدتی آنها را رها می سازد.
    

3- بعلت هم نوع بودن بار تیغه های شیشه ای( هر دو مثبت) تیغه آویخته توسط تیغه دیگر رانده می شود.
    

4- مثل حالت قبل تیغه های پلاستیکی که هر دو بار منفی دارند یکدیگر را می رانند.
    

5- در این حالت به دلیل غیر هم نوع بودن بارهای تیغه ها، یکدیگر را می ربایند.
    

  قانون پایستگی بار الکتریکی

 بارالکتریکی از هیچ به وجود نمی آید و از بین هم نمی رود، فقط از یک جسم به جسم دیگرمنتقل می شود. این بیان را پایستگی بار الکتریکی می نامند.

س: چندنوع بار الکتریکی وجود دارد؟

ج: دو نوع بار منفی( بار الکترون با علامت e- ) و بارمثبت ( بار پروتون با علامت e+ ).

س: بارهای الکتریکی الکترون وپروتون چه فرقی با هم دارند؟

ج:از نظر مقدار یکی هستند اما علامتهای مخالف هم دارند. توجه کنید که در نظر گرفتن علامتهای منفی و مثبت برای بارهای الکتریکی الکترون و پروتون یک اتمی قراردادی است و برای طبیعت این علامتها مفهومی ندارند.

          
 

 س: کمترین مقدار بار الکتریکی در طبیعت چقدر است؟

ج:اندازه بار الکتریکی یک الکترون( یا یک پروتون) به عنوان یکای طبیعی بار الکتریکی یعنی کوچکترین بار الکتریکی موجود در ماده در نظر گرفته می شود ومقدار آن برابر است با:

 

به این ترتیب هر بار الکتریکی(مثل q) مضرب صحیحی از این بار پایه خواهد بود یعنی:

 

n یک عدد صحیح و مثبت است.

س: از رابطه q=n e چه نتیجه اساسی در فیزیک حاصل می شود؟

ج:این رابطه نشان می دهد بار الکتریکی نیز مانند ماده ساختمان دانه ای دارد. یعنی همانطور که ماده از ذرات ریزی بنام اتم درست شده است، بار الکتریکی نیزاز ذراتی بنام الکترون(یا پروتون) تشکیل یافته است.
 یکای بار الکتریکی در سیستم SI

 یکای بار الکتریکی در SI کولن است که با حرف C نشان می دهند.

س: بار الکتریکی خالص یعنی چه؟

ج: یک اتم در حالت عادی ازنظر الکتریکی خنثی است. یعنی تعداد بارهای مثبت و منفی آن با هم برابرند. اگر این تعادل را با گرفتن یا دادن الکترون به اتمهای یک جسم برهم بزنیم، دیگر جسم از نظربار الکتریکی خنثی نخواهد بود. در این  حالت می گوییم جسم دارای بار الکتریکی خالص است. به عبارت دیگر بارهای الکتریکی خنثی نشده یک جسم را بار الکتریکی خالص می نامند.

تذکر:توجه کنید وقتی که یک اتم الکترون اضافی دریافت می کند دارای بار الکتریکی خالصمنفی می شود و اگر الکترون از دست بدهد به دلیل وجود پروتونهای اضافی خنثی نشده،بارالکتریکی خالص آن مثبت خواهد بود.

س: نیرویالکتریکی چگونه است؟

ج:نیرویی را که اجسام دارای بار الکتریکی به یکدیگر وارد میکنند، نیروی الکتریکی می نامند.
س: قانون بنیادی الکتریسیته ساکن چگونه است؟

ج:بارهای الکتریکی همنوع یکدیگر را می رانند و بارهای الکتریکی نا همنوع یکدیگر را می ربایند. به عبارت دیگر دو بار مثبت و منفی یکدیگر را می ربایند و دو بار مثبت یا دوبار منفی یکدیگر را می رانند.

  س: روشهای تولید الکتریسیته ساکن کدامند؟
 

ج: به دو روش می توان الکتریسیته ساکن تولید کرد: روش مالش و روش القاء.

 
س: تولید الکتریسیته ساکن یا باردار کردن به طریقه مالش چگونه است؟

ج: این روش مناسب اجسام نا رسانا است. هنگامی که دو جسم نارسانا بر روی هم مالیده می شوند،به علت اصطکاک و گرمای تولید شده، الکترونهای آن جسمی که سست ترند از اتمهای خودکنده شده و بر روی جسم دیگر منتقل می شوند. در این حالت در جسمی که الکترون از دست داده بار مثبت(+) و در جسمی که الکترون گرفته است، بنا به قانون پایستگی بارالکتریکی، به همان مقدار بار منفی(-) به وجود می آید. مثلاً در صورتی که یک میله پلاستیکی( یا ابونیتی) را به پارچه پشمی مالش  دهیم، الکترونها از پارچه به میله پلاستیکی منتقل شده و میله بار منفی و پارچه بار مثبت خالص پیدا می کند. یا اگر به جای میله پلاستیکی از میله شیشه ای استفاده کنیم، برعکس حالت قبل شیشه بار مثبت وپارچه بار منفی پیدا می کند.

  پاسخ به سوال شما

چرا وقتی که میله شیشه ای را به پارچه ابریشمی مالش میدهیم شیشه دارای بار مثبت ولی وقتی میله پلاستیکی را به پارچه پشمی مالش میدهیم میله پلاستیکی دارای بار منفی میشود؟

جواب:میدانیم که: جسمی که انرژی یونیزاسیون آن کمتر است ، الکترون  از دست می دهد و بار الکتریکی آن مثبت می شود.لذا ،میله شیشه ای در اثر مالش با پارچه ابریشمی بار مثبت می گیرد ، زیرا انرژی یونیزاسیون میله شیشه ای کمتراز پارچه ابریشمی است.میله پلاستیکی نیز در اثر مالش با پارچه پشمی بار منفی میگیرد ؛ چون انرژی یونیزاسیون آن از پارچه پشمی بیشتر است.

 

نتیجه های 5 آزمایش شماره 1  را تفسیر کنید و چگونگی باردار شدن تیغه ها و رانده شدن تیغه های همنوع را از یکدیگر و ربایش تیغه های غیر همنوع را توضیح دهید.
    

پاسخ:
    هنگام مالش تیغه ها به پارچه، الکترونها از تیغه شیشه ای به پارچه و از پارچه به تیغه پلاستیکی منتقل می شوند. در نتیجه تیغه شیشه ای بار مثبت و تیغه  پلاستیکی بار منفی پیدا می کنند. به این ترتیب وقتی دو تیغه شیشه ای  یا دو تیغه پلاستیکی را به هم نزدیک می کنیم یکدیگر را می رانند، اما تیغه های غیر همنوع یعنی شیشه ای و پلاستیکی یکدیگر را می ربایند.
 

 

 وسیله های آزمایش : بادکنک -
    شانه ی پلاستیکی - نخ - پارچه ی پشمی .

        ١- چگونه می توانید بادکنکی را بدون استفاده از هر نوع چسبی به دیوار بچسبانید ؟  برای آنکه بادکنک زمان بیشتری به دیوار بچسبد چه می کنید ؟

        ٢- یک شانه ی پلاستیکی را با یک پارچه ی پشمی مالش دهید و نزدیک شیر آبی که  آب با فشار کم از آن خارج می شود نگه دارید .چه مشاهده می کنید ؟

    مشاهدهای فوق را بنویسید و به کلاس گزارش کنید .
    


جواب:  
1:    بادکنک را که از جنس پلاستیک است به پارچه پشمی مالش می دهیم تا باردار شود و  سپس آنرا به دیوار می چسبانیم در اثر القای الکتریکی بادکنک به دیوار می چسبد.  برای اینکه بادکنک مدت بیشتری بر روی دیوار بماند باید آنرا به دفعات بیشتری به  پارچه پشمی مالش دهیم.
    

2- در اثر مالش شانه با پارچه پشمی در آن بار الکتریکی منفی ایجاد می شود. در این حالت اگر شانه را به باریکه آب نزدیک کنیم در اثر القای الکتریکی آنرا بطرف خود می کشد.
    
  

الف-    موهای تمیز و خشک خود را با یک شانه پلاستیکی خشک شانه کنید چرا موهای شما مرتب نمی شوند و به دنبال شانه بلند می شوند؟
    

ب- با یک پارچه خشک، صفحه تلویزیون را تمیز کنید. چرا پرزهای پارچه به صفحه تلویزیون می چسبند؟
    

پ- در تاریکی لباس خود را از تن بیرون آورید، چرا جرقه زده می شود؟



پاسخ
    الف: در اثر تماس شانه با مو، شانه  بار منفی و مو بار مثبت پیدا می کنند.  به این علت موها به طرف شانه کشیده شده و از حالت مرتب خارج می شوند.
    

پاسخ
    ب:  صفحه تلویزیون از جنس شیشه است. هنگام تمیز کردن، الکترونها از پارچه  به صفحه تلویزیون منتقل می شوند. در نتیجه به علت غیر همنوع بودن بار این دو،  پرزهای پارچه به صفحه تلویزیون می چسبند.
    
پاسخ
    پ: هنگام درآوردن لباس در اثر مالش لباس های رویی با لباسهای زیری،  الکترونها رد و بدل شده و موجب زدن جرقه می شوند.
   منابع:http://www.efa.ir/News/print/98/

http://www.gpamjad.blogfa.com/cat-37.aspxمنبع



راهنمای ثبت نام آزمون ورودی دبیرستان های نمونه دولتی 95-94

تاریخ:شنبه 22 فروردین 1394-04:23 ب.ظ

راهنمای ثبت نام آزمون نمونه دولتی

به نام خدا
داوطلبین گرامی جهت شرکت در آزمون ورودی پایه هفتم دبیرستان های نمونه دولتی (دوره اول ) دفترچه راهنمارا دانلود و با مطالعه دقیق آن با ورود به سایت مربوطه ثبت نام رااینترنتی  انجام دهید
 

جهت دانلود دفترچه راهنما اینجا nemooneah94-95.pdf را کلیک کنید

توجه
آزمون سراسر کشوری است و در یک تاریخ برگزار خواهد شد

و در شهرستانها ادرس سامانه را از مربیان ویا ادارات اموزش وپرورش سوال کنید







گازهای نجیب

تاریخ:شنبه 22 فروردین 1394-02:55 ب.ظ

گازهای نجیب (یا گازهای کمیاب یا گازهای بی‌اثر) که بی بو، و بی رنگ هستند، به عنصرهای

هلیوم، نئون، آرگون، کریپتون، گزنون، رادون و آن‌ان‌اکتیوم گفته می‌شود که همه در دمای اتاق

گازی هستند. این گازها تمایلی به واکنش‌های شیمیایی (ترکیب شدن )ندارند.

تراز الکترونی لایهٔ آخر این گازها پر بوده و بنابراین میل به واکنش آنها کم است.

تاکنون ترکیب شیمایی پایداری از هلیوم و نئون دیده نشده‌است.

تمامی این گازها تک اتمی هستند و به مقدار کم در اتمسفر یافت می‌شوند. (تنها حدود یک درصد حجم هوا را تشکیل می‌دهند). در بین گازهای بی‌اثر، رادون عنصری رادیواکتیو و خطرناک است

گازهای بی اثر گروهی از مواد می باشند که در واکنش های شیمیایی شرکت نمی کنند. بعضی از

دانشمندان آنها را گازهای نجیب نامیده اند. این گازها همگی در ستون انتهایی سمت راست جدول

تناوبی استقرار یافته اند.

برای همه شما شیمیدانهای نوجوان، آخرین ستون سمت راست جدول تناوبی به عنوان

گروه صفر یا گروه هجده (XVII) شناخته می شود. عناصر این گروه از همه عناصر جدول تناوبی

کاملتر هستند.

   چرا کامل ترند؟

طبق توصیف بور از لایه های الکترونی، گازهای نجیب لایه های پر دارند. همه گازهای بی اثر

لایه های بیرونیشان با هشت الکترون پر شده است. البته عجله نکنید! این موضوع در مورد همه

گازهای بی اثر صادق نیستند.

بالاترین گاز بی اثر یعنی هلیم(He) کوچک تنها یک لایه دارد که با دو الکترون پر شده است.

این حقیقت که لایه های بیرونی این عناصر پر است به این معناست که آنها کاملند و دوست دارند

بدون واکنش با عناصر دیگر بمانند. این عناصر به ندرت با عناصر دیگر ترکیب می شوند.

این عدم واکنش دلیل نامگذاری آنها است.

    چه عناصری در این گروه هستند؟

همه عناصر در گروه صفر، گازهای بی اثر هستند. لیست عناصر شامل هلیم(He)، آرگون(Ar)،

کریپتون(Kr)، زنون(Xe) و رادون(Rn) می باشد.

فکر نکنید که چون این عناصر دوست ندارند واکنش دهند، ما آنها را استفاده نمی کنیم.

گازهای بی اثر را در هر نقطه ای از جهان پیدا می کنید. نئون در لامپهای تزیینی مغازه ها،

آرگون در لامپ های روشنایی و هلیوم در بالن ها استفاده شده است.

زنون در چراغ های جلوی ماشین های جدید استفاده شده است.

وقتی شما به سمت پایین جدول تناوبی می روید، عدد اتمی افزایش می یابد و عناصر کمیاب تر

می شوند.

اما عجله نکنید ،آنها پیوند تشکیل می دهند!

برخی از گازهای نجیب پیوند می دهند.

در حدود 40 سال پیش، دانشمندان توانسته اند با استفاده از گازهای نجیب چند ترکیب بسازند.

برخی از گازهای نجیب در ترکیبات استفاده شده اند تا مواد منفجره بسازند و برخی هم تنها در

لیست ترکیبات آزمایشگاهی قرار گرفته اند. چیزی که باید یادآور شد آن است که برای انجام این کار،

حتماً باید به آنها نیروهای زیادی وارد شود. در حالت عادی هرگز (نه همیشه چون ممکن است

استثنایی وجود داشته باشد) گاز بی اثری را پیدا نخواهید کرد که با دیگر عناصر پیوند تشکیل دهند.


 گازهای بی اثر.

‎کاربرد گازهای بی اثر
 

کاربردهای هلیوم
 

زمانی بزرگترین کاربرد هلیوم پر کردن بالونهای سبکتر از هوا و سفینه ها بوده است. قدرت بالابری این عنصر نسبت به هیدروژن 92% است. بدلیل آتشگیر نبودن، استفاده از این گاز بسیار سودمند بوده است. امروزه از این عنصر برای جوشکاری قوسی حفاظت شده و ایجاد انرژی اتمی برای منظورهای گوناگون نیز استفاده میشود.
هلیوم، بصورت مایع در ایجاد پایین ترین دمای ممکن و حفظ آن کاربرد دارد.
هلیوم دارای خواص زیست شناسی ویژه ای است که از آن میان میتوان به آمیختن آن با اکسیژن در اکسیژن درمانی جهت درمان بیماران مبتلا به آسم اشاره کرد. این مخلوط نسبت به نیتروژن آسانتر جریان می یابد و بیمار اکسیژن بیشتری دریافت میکند.
از هلیوم به عنوان ماده ای بی اثر برای رقیق کردن اکسیژن، برای بیهوشی استفاده میشود. به هرحال برای این منظور گاها نیتروژن مناسبتر است.
در راکتورهای هسته ای از هلیوم برای ایجاد محیط خنک کننده استفاده میشود. جهت طراحی و بررسی سرعتهای بسیار بالا برای هواپیماها در کانالهای هوا از هلیوم استفاده میشود.
در تولید دو فلز تیتانیوم و زیرکونیوم بعنوان اتمسفر بی اثر و در تهیه بلورهای سیلیسیوم و ژرمانیوم در ترانزیستور و در برخی از انواع طیف سنجهای جرمی بکار گرفته میشود.
همچنین در تجزیه مواد شامل عنصرهای سبک برای پر کردن طیف نگارهای پرتوی X، دماسنجهای گازی و شمارنده های نوترون و بعنوان فاز متحرک در کروماتوگرافی گازی(GC) نیز مورد استفاده قرار میگیرد.

کاربردهای نئون:
 

اگر در فشار پائین، تخلیه الکتریکی روی نئون انجام گیرد، این گاز تحریک شده و نوری شفاف به رنگ سرخ مایل به نارنجی از خود منتشر میکند. از این رو از این گاز در پر کردن لامپهای الکتریکی نئون استفاده میشود.
از نئون میتوان بعنوان منتقل کننده بار در متوقف کردن رعد و برق استفاده کرد. از نئون در برخی لامپهای الکترونی، لامپ آزمایش شمع اتومبیل، بعنوان شناساگرهای اخطار دهنده در خطوط برق با ولتاژهای بالا استفاده کرد.

کاربردهای آرگون:
 

قدیمی ترین کاربرد آرگون در پر کردن لامپهای روشنایی الکتریکی است. به تازگی استفاده از آن در جوشکاری و متالوژی متداول شده است. از آرگون و مخلوط آن با کریپتون و اندکی بخار جیوه برای پر کردن لامپهای فلورسنت استفاده میشود.وجود آرگون در کنار نئون سبب میشود تا لامپ بجای رنگ سرخ که در لامپ نئون دیده میشود، نور آبی یا سبز نشر کند.

هلیوم و دیگر گازهای بی اثر
 

شش گاز بی اثر (كه اكنون عناصربی اثر نامیده می شوند ) هلیوم ، نئون ، آزگون ، كریپتون ، گزنون ، و رادون ، در طبیعت خیلی كمیاب هستند ، تا این اواخر گازهای بی اثر را فاقد توانائی تشكیل تركیبات شیمیائی میشناخته اند و این صفت « بی اثر » یا « نجیب » به همین معنی به آنها نسبت داده می شد ( رامسی عنوان « نادر » را برای این گازها پیشنها كرد ولی مورد قبول واقع نشد ) . كمیابی و غیر فعال بودن شان ، موچب تأخیر در كشف شان شد ، تا در اواخر قرن نوزدهم كه روش های فیزیكی به ویژه تجزیه طیف سنجی و میعان گازها به اندازه كافی كامل شد ، این كار میسر شد . نكته جالب این است كه تمام گازهای نادر را به حالت آزاد (یعنی به تنها شكلی كه در طبیعت وجود دارند ) در فاصله ی زمانی كوتاهی به دست آوردند . در كشف آرگون ، هلیوم ، نئون ، كریپتون و گزنون ، رامسی فیزیك و شیمیدان برجسته انگلیسی نقش اساسی را ایفا كرده است به خاطر همین كشف ها ، جایزه نوبل شیمی سال 1283 /1904 به وی تعلق گرفت .
كشف هلیوم و رادون غیر عادی صورت گرفته است . رادون در نتیجه بررسی های انجام شده درباره رادیوآكتیو، یا بهتر بگوئیم بر اثر به كار بستن روش های رادیو متری ، كشف شده است . بنابراین عنصر مزبور در فصل 11 در تاریخچه عناصر رادیوآكتیو مورد بحث قرار خواهد گرفت . داستان كشف هلیوم در تاریخ شیمی مقام ویژه ای دارد ، به این ترتیب كه در سال 1247 /1868 خطی در طیف مربوط به لكه های خورشید مشاهده در كه به هیچی یك از عناصر شناخته شده درزمین منسوب نبود . این خط را مربوط به عنصر جدیدی دانستند كه در خورشید وجود دارد و آن عنصر را « هلیوم » نامیدند . بیست و هفت سال بعد از آن زمان ، برای نخستین بار در روی زمین ، هلیوم به دست آمد .

هلیوم :
 

داستان غیر عادی هلیوم ، توجه بسیاری از دانشمندان و تاریخنگاران علمی را به خود جلب كرد ، اما شرح و تفصیل های گوناگون توأم با جزئیات خیالی سبب دور شدن از مسیر واقعی حوادث شد . حتی قصه ای زیبا و گیرا درباره كشف عنصر مربوط به خورشید ، ساخته شد كه از حقیقت دور بود .
ژانسن ستاره شناس فرانسوی والكیر ستاره شناس انگلیس ، به عنوان كاشفشین هلیوم معرفی شده اند . این دو نفر در سال 1247 / 1868 كسوف كامل خورشید را كه در سواحل اقیانوس هند بهتر قابل رؤیت بود ف مورد مطالعه قراردادند .آنان در گزارشی كه در این باره به آكادمی علوم پاریس فرستاده بودند و دریكی از اجلاس های آن آكادمی توسط یكی از اعضا قرائت شد ، نوشته بودند كه در طیفی كه از آن كسوف خورشید به دست آمده و عكس برداری شده است ، خط جدید زرد D مربوط به عنصری ناشناس ، وجود دارد . به عنوان یادبود این رویداد (كشف عنصر جدیدی كه در خورشید وجود دارد ولی در زمین یافت نمیشود ) نشان یادبودی ضرب شد .
دراین داستان جالب همه چیز دروغ بود جز دو تاریخ اشاره شده در آن ، نخست این كه گرچه در مرداد سال 1247 اوت سال 1868 لاكیر در ساحل اقیانوس هند نبود و كسوف كامل خورشید را ندید ، ولی ژانسن درهمان هنگام درباره كسوف مزبور مشاهداتی انجام داد . این مشاهدات از نظر ستاره شناسی حائز اهمیت زیادی بودند ولی از نظر تاریخچه هلیوم اثری نداشتند . ستاره شناس فرانسوی نخستین كسی بود كه كله های خورشید را دید ( پرتاب قطعات عظیمی از مواد خورشید ) و آنها را شرح داد ، ولی این كار در حین یك كسوف انجام نشد . متن تلگرافی كه وی به آكادمی علوم پاریس فرستاد به این شرح بو : « كسوف ولكه های خورشید رصد شدند ، طیف آن جالب و غیر منتظره است ، لكه های خورشید دارای طبیعت گازی هستند . »
تا آن زمان ، دانشمندان درباره طبیعت لكه های خورشید چیزی نمی دانستند . در آن هنگام معلوم شد كه ابرهائی از مواد گازی شكل دارای تركیب شیمیائی پیچیده هستند . ژانسن شرح مفصل مشاهداتش را در نامه ی دیگری فرستاد كه چهل روز بعد از نخستین گزارشش به آكادمی علوم ستاره شناس دیگر فرانسوی به نام ری دراین مورد رسیده بود . شخص اخیر نیز لكه های خورشید را دیده بود و نتیجه گیری هائی را درباره ی آنها توسط طیف سنج ویژه ای ، لكه های خورشید را مورد بررسی قرار می داد ومحل خطوط طیفی آنها را مشخص می كرد . در دوازدهم مهرماه آن سال / بیست و سوم اكتبر ، نامه ای به آكادمی علوم پاریس فرستاد كه برحسب اتفاق ، نامه ی وی همزمان با نامه ژانس رسید .
در پانزدهم مهر / بیست و ششم اكتبر ، نامه ی ژانسن ولاكیر در اجلاس آكادمی قرات شد ولی در آن نامه ها حتی كلمه ای درباره ی عنصر فرضی موجود درخورشید را درهنگامی كه خورشید یا خطی كه بعد ها به عنوان مشخصه طیف هلیوم شناخته شد ، اشاره نشده بود ، این بود كه لكه های خورشید را در هنگامی كه خورشید دچار كسوف نشده بود ، مورد مشاهد قرار داده اند . نشان ضرب شده هم تنها به منظور یادبود این رویداد ، ساخته شده بود .
به این ترتیب هلیوم نه در بیست و هفتم مرداد 1247 / هیجدهم اوت 1868 كشف شده است و نه توسط ژانسن یالاكیر . مشاهدات آنان در میان بسیاری از ستاره شناسان ، نهضتی را برای مطالعه دقیق لكه های خورشید برانگیخت . آن وقت بود كه متوجه شدند كه در طیف لكه های خورشید ، خطی وجود دارد كه به هیچی یك از عناصر شناخته شده در روی زمین قابل انتساب نیست . آن خط را سكسی ستاره شناس ایتالیائی مشاهد كرده و با D نشان داده است . نام این فرد را باید دركنار نام های ژانسن و لاكیر قرار داد . نقش او در كشف هلیوم كنتر از نقش آن دو نفر پیشگامانش نبوده است . درهر حال سكسی تصور می كرد كه خط D ممكن است مربوط به عنصری شناخته شده ای مانند هیدروژن باشد كه در شرائط فشار و درجه حرارت خیلی بالا چنین خطی ا خود منتشر می كند . اگر چنین فرضی به اثبات نمی رسید ، آنگاه سكسی قبول می كرد كه خط D مربوط به عنصری است كه در زمین شناخته نشده است . لاكیر و فرانكلند به تلاش برای حل مسئله ی عنوان شده توسط سكسی پرداختند ، اما هیچ گونه تغییری را در طیف هیدروژن مشاهده نكردند . بنابراین در مطلبی كه لاكیر درچهاردهم فروردین 1250 / سوم آوریل 1871 منتشر كرد بازهم عبارت «عنصر جدید X » را به كاربرد . نشانه هائی در دست است كه فرانكلند نام « هلیوم helium » ( مشتق از كلمه یونانی helios به معنی خورشیدی ) را پیشنهاد كرده است . كلمه « هلیوم » نخستین بار در اجلاس دوازدهم مرداد / سوم اوت همان سال جامعه انگلیسی لرد كلوین توسط رئیس جلسه ، تامسن بكار برده شد . اگر كشف هلیوم درآن مرحله به عنوان « كاری تمام شده » تلقی شود ، عملی غیر متعارف است . درآن زمان ، این تنها عنصری بود كه به شكل مادی قابل جدا كردن نبود . سوال این بود كه در شرائط معمولی هلیوم به چه شكل است ؛ جامد ، مایع یا گاز ؟ خواصش چیست ؟ جرمی اتمی اش چقدر است و جایش درمیان عناصر طبیعی در كجا است ؟
برای هیچی یك از سوالات بالا جواب تقریبی هم وجود نداشت . تردید سكسی همچنان برجای بود . بنابراین درهنگامی كه هلیوم هنوز عنصری فرضی بود ، دوره ای از تاریخش آغاز شده بود . درمورد هلیوم هم آهنگی عمومی حاصل نشده بود . مندلیف به طور جدی نظریه سكسی را كه خط زرد روشن طیف مربوط به عنصری شناخته شده در فشار و درجه حرارت بالا است ، تأئید می كرد . كروكس هلیوم را به طور كامل مستقل شناخت و آن را به عنوان ماده اولیه برای ساخت كلیه عناصر دیگر تلقی كرد و گفت كه این پدیده با تبدیل پی درپی رخ می دهد .
زمانی به نظر رسید كه اسرار آمیز بودن منحصر به هلیوم نیست . زیرا ستاره شناسان خصوص جدیدی را در طیف اجسام فلكی مانند خورشید ، ستارگان و غبارهای كیهانی یافتند . تعداد عناصری فرضی دیگر از جمله كورونیوم ، آركونیوم ، نبولیوم ، و پروتوفلوئورین در صحنه علم خود نمایی كردند.چندین سال بعد معلوم شد كه چنین عناصری وجودندارند و فقط هلیوم برجای ماند .
برای آن كه هلیوم به رسمیت شناخته شودمی بایتسی چهره زمینی خود رانشان دهد .تاریخچه زمینی هلیوم با یك حادثه آغاز شد .
در داوزدهم بهمن 1273 اول فوریه سال 1895 رامسی نامه كوتاهی از میئرز كارمند British Maseum دریافت كرد و در آن هنگام رامسی به عنوان كاشف آرگون شناخته شده بود و بناربراین ممكن است تصور شود كه میئرز وی را به طور اتفاقی به عنوان مخاطب نامه اش در نظر نگرفته باشد . میئرز در آن نامه درباره تجربه ای كه هیلدر براند امریكائی در سال 1269 / 1890 در انستیتوی زمینشناسی امریكا انجام داده است ، صحبت می كند و می نویسد كه وی با گرم كردن برخی از كانی های توریوم و اورانیوم ( به عنوان نمونه كلویت cleveite ) متوجه تولید گازی بی اثر شده است . طیف آن گاز شبیه طیف ازوت و در ضمن حاوی خطوطی اضافی نیز می باشد .
بعد ها هیلدر براند خودش به رامسی اعتراف كرده بود كه میخواسته است خطوط مزبور را به عنصر جدیدی نسبت دهد . در هر حال همكاران وی نسبت به نتیجه كار خوشبین نبودند و هیلدر براند ، از ادامه بررسی دست برداشت . در آن زمان رامسی سرگرم مطالعه آرگون و تلاش برای به دست آوردن تركیباتی از آن بود و در نتیجه از شاگردش ماتیوز خواست كه در مورد مطالب بالا به بررسی بپردازد . ماتیوز كانی را تحت اثر اسید سولفوریك قرار داد و او هم مانند هیلدر براند ، به تشكیل حباب های گازی شبیه ازوت اشاره كرد . وقتی مقدار كافی از گاز مزبور جمع آوری شد ، توسط رامسی مورد آزمایش طیف سنجی قرار گرفت . طیف به دست آمده غیر منتظره و حاوی نوار پهن درخشانی بود كه نظیر خطوطش در طیف های ازوت و آرگون وجود نداشت .
گرچه رامسی اطلاعات كافی را برای نتیجه گیری قطعی نداشت ولی حدس زد كه كلویت علاوره بر آرگون ، محتوی گاز ناشناخته دیگری است . وقت صرف كرد . در دوم فروردین آن سال بیست و دوم مارس وی در حضور برائونر طیف آرگون و گاز ناشناس را مورد مقایسه قرار داد . رامسی مؤقتاً گاز مزبور را كریپتون مشتق از كلمه یونانی به معنی مرموز یا مخفی نامید . دریادداشت روزانه سوم فروردین بیست و سوم مارس ، این دانشمند می نویسد كه رنگ زرد روشن دهه پنجم قرن سیزدهم اواخر دهه هفتم قرن نوزدهم لازم شده بود كه ثابت كنند كه خط D هلیوم خورشید با خط زرد روشن سدیم متفاوت است و به این ترتیب ملاحظه می شود كه تاریخ تكرار می شود . )
رامسی كه از نتایج به دست آمده اش كاملاً مطمئن نبود ، آمپولی از گازمزبور را برای كروكس فرستاد . روز بعد تلگرافی از كروكس رسید مبنی براین كه ( كریپتون همان هلیوم 49/587 است ، بیائید و ببینید ) شماره 49/587 مربوط به طوی مرج هلیوم خورشید بر طبق مقیاسی است كه در دستگاه های مربوط در نظر گرفته شده است . گرچه این اطلاعات شناسائی هلیوم را تسهیل می كردند ولی درهر حال كشف مزبور مستقلاً یعنی بدون هدف مشخص كشف هلیوم ، صورت گرفته بود . این موضوع سبب شد كه دانشمندان هلیوم را كه دیگر عنصر جدید شیمیائی فرضی نبود ، آگاهانه مورد بررسی قرار دهند . بی اثر بودن كامل هلیوم از نظر شیمیایی ، نكته ابهام آمیزی نبود زیرا نظیر چنین حالت بی اثری را قبل از آن زمان در آرگون دیده بودند 1273 /1894 )
كروكس در نشریه نهم فروردین 1274 بیست و نهم مارس 1895 مطلب كوتاهی درباره ی كشف هلیوم در زمین ، توسط رامسی ، نوشت . جالب است كه تقریباً در همان هنگام كلو دانشمند سوئی با دستیارش لونگلت در سنگ معدنی كلویت ( كه به افتخار كلونامگذاری شده بود ) ، هلیوم زمینی را كشف كردند . درهر حال این دو نفر قدرتی در تجربه های شان عقب بودند تنها ناخشنودی خود را از این پیش آمد ابراز داشتند ولی نتوانستند مدعی اولویت شوند . هلیوم زمینی مورد شناسائی همگانی قرار گرفت و هیچی گونه اقدامی برای رد كردن نتایج رامسی به عمل نیامد . زمان كوتاهی بعد از آن ، در دیگر كانی های و چشمه های آب معدنی ، هلیوم یافت شد . در سال 1277 / 1898 به وجود هلیوم در هوای جو زمین ، پی بردند .

آرگون :
 

اگر در جائی به جمله «كاوندیش در سال 1164 / 1785 گازهای نادر را كشف كرد » بر میخوریم به نظر مان شوخی می آید . گرچه آن جمله به نظر مغایر با حقیقت می آید ، ولی صحبت دارد . منتهی واژه « كشف » در این مورد بی جا به كار رفته است . برخی به خود حق می دهند كه بگویند هیدروژن در سال 1039 / 1660 توسط بویل یا درسال 1124 / 1745 توسط لومونوزوف كشف شده است . كاوندیش در تجربه هایش « چیزی » را یافت كه صد سال بعد به طبیعتش پی بردند . وی دی یكی از گزارش های آزمایشگاهی اش نوشت كه با برقراری جرقه ی الكتریكی در مخلوطی از ازوت و اكسیژن به مقدار كافی ، اندك مقداری كه در حدود @@@ حجم مخلوط اولیه بوده است ، ماده اضافی باقی مانده است . این حبابهای گاز اضافی مر موز در تخلیه های الكتریكی بعدی ، بدون تغییر می ماند . اكنون معلوم شده است كه آن ماده ی مخلوطی از گازهای نادر بوده است ، كه در آن زمان كاوندیش برای آن نه علتی دردست داشت و نه قادر به تفسیری برایش بود .
در سال 1228 / 1849 در زندگینامه ای كه ویلسون از كاوندیش نوشته بود ، به تجربه ی مزبور اشاره شده بود . در اوایل دهه هفتم قرن سیزدهم / اوایل دهه نهم قرن نوزدهم ، رامسی واكنش میان ازوت ، اكسیژن و هیدروژن گازی را درحضور كاتالیزور پلاتین مورد بررسی قرار داد . از این تجربه نتیجه ای حاصل نشد و حتی رامسی نتایج كارش را منتشر نكرد به طوری كه بعدها یاد آوری كرد ، با خواندن كتاب ویلسون ، در جائی كه به شرح تجربه كاوندیش می رسد ، زیر نویس می كند كه : « مورد توجه قرار گیرد » وی از ویلیامز دستیارش تقاضا می كند كه به تكرار آن تجربه بپردازد ، ولی از نتیجه آن كار اطلاعی در دست نیست . به احتمال زیاد ، از آن نتیجه ای گرفته نشده است . درهر حال آن ماجرا برای رامسی فراموش نشدنی بوده است ( به طوری كه خودش می گوید در « ضمیر ناخود آگاهش » به جای مانده بود ) و در ما قبل تاریخ كشف آرگون نقشی ایفا كرده است . در آغاز رایلی شخصیت اصلی این كار بود و انگیزه ی تاریخی اش برای این كوشش ، تكمیل نظریه اتمی و ملكولی بوده است و برای تكمیل آن تظریه ، تعیین جرم اتمی عناصر ، نكته ی اساسی كار بوده است . تجربه های متعدد نشان داده بود كه در غالب موارد ، جرم های اتمی عناصر درست تعیین نشده اند . در همین گیرو دار در فاصله سالهای 1194 / 1815 و 1195 /1816 پروت فیزیكدان انگلیسی نظریه ای را ابراز كرد كه نقطه آغازی در تاریخ علوم طبیعی شد و آن تظریه از این قرار بود كه اتم های همه عناصر شیمیائی از اتمهای هیدروژن تشكیل شده اند و بنابراین جرمهای اتمی نسبی عناصر می بایستی اعداد درست باشند . به این ترتیب یامی بایستی حرف پروت نادرست باشد و یاجرم های اتمی را درست تعیین نكرده باشند .
برای ازمیان برداشتن اختلاف ، نیاز به مطالعه مجدد تركیب و طبیعت گازها بود . رایلی اندیشید كه باید نخست چگالی گازهای اصلی هوا یعنی ازوت و اكسیژن را به دست آورد تا از روی آن بتوان جرم اتمی شان را حساب كرد .
دراین مورد رایلی مقاله كوتاهی در هشتم مهر 1271 بیستم و نهم سپتامبر 1892 در نشریه معتبر انگلیسی به نام Nature نوشت . به نظر می رسید كه مقاله درباره مطلبی پیش پا افتاده باشد ؛ نوشته شده بود كه چگالی ازوت جدا شده از هوایجو با چگالی ازوت حاصل از عبور مخلوطی از هوا و آمونیا ك از روی سیم مس به حرارت قرمز ، متفاوت است . اختلاف چگالیها خیلی كم و در حدود 001/0 بود ولی نم شد آن را بر اشتباه تجربی حمل كرد . ازوت هوای جو سنگین تر بود . بنابراین رازی در كار بود كه آن را « اضافه چگالی غیر عادی ازت هوای جو » عنوان كردند . از هر منبع دیگری كه ازوت هیه می كردند به همان اندازه بالا سبكتر از ازوت هوای جو بود .
علت اختلاف مزبور چه می توانست باشد ؟ رامسی به مسئله مزبور علاقه مند شد . در سی ام فروردین 1273 نوزدهم آوریل سال 1894 با رایلی ملاقاتی كرد و درباره آن بحث كردند . هر دوی آن دو نفر درباره مطلب مزبور در عقاید شخصی شان پافشاری می كردند . رامسی معتقد بود كه ازوت هوای جو حاوی مخلوطی از گازهای سینگین تر از خودش است ، و رایلی برعكس وی عقیده داشت كه ازوت « شیمیایی » با مخلوطی از گازهای سبكتر ازخود همراه است .
به نظر می رسید كه عقیده رایلی جالبتر باشد . زیرا تركیب گازهای موجود در هوا را مدت بیش از صد سال مورد بررسی دقیق قرار داده بود ند . و بنابراین بعید بود كه جزئی از آن ناشناخته مانده باشد . دراین جا است كه باید به یاد تجربه كاوندیش بیفتیم كه « در ضمیرناخود آگاه رامسی متجلی می شود . در نهم اردیبهشت بیست و نهم آوریل رامسی برای همسرش نامه ای می فرستد ودرآن می نویسد كه احتمالاً ازوت ، گازنادری را همراه خود حمل می كند كه مورد توجه قرار نگرفته است ؛ ویلیامز ، ازورت را با منیزیوم تركیت می كند و میخواهد ببیند كه پس از واكنش چه چیزی باقی می ماند . به این ترتیب « ما می توانیم عنصر جدیدی را كشف كنیم »
آن نامه از رازی سرپوش بر می داشت : گاز ناشناس ، عنصری است كه مانند ازوت غیر فعال است یعنی به دشواری وارد واكنش های شیمیائی می شود . رامسی برای جدا كردن « بیگانه » از ازت ، تلاش كرد كه ازوت را با عنصر دیگری به صورت تركیب شیمیائی در آورد و از واكنش اثر اوزت بر براده منیزیوم به حرارت قرمز (@@@@ استفاده كند . این تنها موردی است كه علم شیمی در كشف گازی نادر ، نقشی ایفا كرده است .
رامسی درجدال باخودش ، احتمال دیگری را نیز در نظر گرفت و آن این بود كه فكر كند شاید گاز ناشناس همراه اوزت ، عنصری ناشناس نباشد ، بلكه شكل دیگری از خود اوزت با ملكول سه اتمی N باشد ، مانند اكسیژن كه هم به صورت ملكول O است و هم به صورت ازن ozone (o) وجود دارد . حذب اوزت توسط منیزیوم بایستی توأم با تجزیه ملكول N تركیب می شوند و به N تغییر می یابند . این طرز برداشت رامسی از وجود N بعدها به عنوان برگ برنده ای در دست مخالفین وجود آرگون در آمد . تلاش های بی ثمر برای جدا كردن ازوت مشابه با ازون بیش از دو ماه ادامه یافت ولی در دوازدهم مرداد سوم اوت رامسی مقدار 100 سانتی متر مكعب ازگازی را به دست آورد كه ازوت به وزن مخصوص 083 / 19 بود .
این دانشمند پیروزی اش را به اطلاع كروكس و رایلی رسانید . آمپولی از گاز مزبور را برای تجزیه طیف سنجی برای كروكس فرستاد . رایلی هم مقدار كمی از این گازها را خودش تهیه كرده بود . در نمیه اواخر مرداد اوت رامسی و رایلی درجلسه ای علمی با یكدیگر ملاقات كردند و گزارش مشتر كی دادند . آنها طیف گاز مزبور را شرح دادند وبر بی اثر بودن آن گاز از نظر شیمیائی ، تأكید كردند . تعداد زیادی دانشمندان ، گزارش را با علاقه مندی گوش دادند ولی درعین حال متعجب شدند كه چگونه ممكن است هوا محتوی جزء جدیدی باشد ؟ حتی لوج فیزیكدان برجسته پرسید كه : « راستی ، دوستان عزیز ، آیا نام گاز مزبور را كشف نكرده اید ؟)
مشكل نام آن عنصر دراواسط آبان اوائل نوامبر به این ترتیب حل شد كه رامسی به رایلی پیشنها كردكه با توجه به غیر فعال بودن استثنائی از نظر شیمیائی ف آن را آرگون ( از واژه یونانی به معنی غیر فعال بنامند و علامت شیمیائی اش را A قرار دهند . ( بعد ها تبدیل به Ar شد ) در دهم آذر سی ام نوامبر رئیس انجمن سلطنتی لرد كلون (تامسن ) كه در سال 1250 /1871 برای نخستین بار نام ( هلیوم ) را به كاربرد به طور رسمی موضوع كشف جزء جدید را درهوای جو به عنوان رویداد مهم علمی سال ، تلقی كرد . با این حال هنوز طبیعت آن جزء روشن نشده بود . آیا عنصری شیمیائی بود ؟ مراجعی مانند مندلیف و دوار مخترع ظروف مخصوص نگاهداری هوای مایع ، عقیده داشتند كه آرگون همان N است . بی اثر بودن كامل شیمیائی آرگون ، خاصیتی نا آشنا برای شیمیدانان بود و بنابرانی مطالعه درباره آن ( به ویژه تعیین جرم اتمی اش ) را دشوار می كرد . علاوه بر اینها معلوم شده بود كه آرگون بر خلاف كلیه گازه های عنصری شناخته شده تا آن زمان ، یك اتمی است ، یعنی ملكول هایش از یك اتم تشكیل شده اند .
در اجلاس بیست و سوم اسفند 1273 چهاردهم مارس 1895 ، جامعه شیمیدانان روسیه ، مندلیف اعلام كرد كه جرم اتمی 40 آرگون با سیستم تناوبی هماهنگی ندارد و بنابراین آرگون همان ازوت متراكم به فرمول N است .
حل مسائلی كه با كشف ارگون بروز كرده بودند ، زمان درازی به طول انجامید . دراین جریان ، كشف هلیوم كه گاز بی اثر و یك اتمی دیگری بود ، در حل مشكل آرگون مؤثر واثع شد . زوج آرگون هلیوم سبب شدند كه شكف چنین گازهائی را به عنوان موضوعی مبتنی بر اصوی طبیعی تلق كنند نه به عنوان اتفاق و تصادف غیر عادی و از آن پس عده ای به امید یافتن عناصر دیگری از این خانواده به تلاش پرداختند . تا سه سال بعد از آن تاریخ عنصر دیگری ازآن خانواده كشف نشد . در آن فاصله زمانی ، دانشمندان خواص هلیوم و آرگون را دقیقا مورد بررسی قرار دادند ، جرمهای اتمی شان را به طور دقیق تعیین كردند و عقایدی درباره مكان این دو عنصر در جدول تناوبی ابراز داشتند .

كریپتون ، نئون و گزنون :
 

سكوتی در تاریخ گازهای بی اثر بر قرار شد . برای این دو وقفه دلایل زیادی وجود داشت كه یكی ازانها این بود كه دانشمندان مقادیر اندكی از گازهای هلیوم و آزگون در دسترس داشتند . برای جدا كردن این گازها از هوا می بایستی از طریق شیمیائی اكسیژن ، ازوت ، هیدروژن و انیدرید كربنیك آن را حذف كنند . همه گازهای بی اثر ، جزء ناچیزی از هوای جو زمین را شامل می شدند و كشف اثراتی از دیگر اعضای این خانواده در میان ارگون و هلیوم بسیار مشكل بود . دلیل دیگر وقفه ، بی اثر بودن آرگون و هلیوم از نظر شیمیائی بود . حتی فعالترین عوامل شیمیائی ( به عنوان نمونه فلوئور ) دراین عناصر بی تأثیر بودند . شیمیدانان هیچی راهی برای بررسی گازهای نادر نداشتن و تنها روشهای فیزیكی می توانست به نتایجی برسد . درهر حال نیاز به روشهای فیزیكی بهتر بود و این روش ها در طی مدت وقفه و سكوت ، تكامل یافتند . دانشمندان روش های تجربی تجزیه مقادیر اندك گازها را ابداع كردند و دستگاه های طیف سنجی و دستگاه های اندازه گیری چگالی گازها را تكمیل كردند . بالاخره واقعه ای رخ داد كه از نظر سیر تاریخی گازهای بی اثر ، حائز اهمیت زیادی بود . دو مهندس یكی هامپسون از انگلستان و دیگر لیند از آلمان ، روش مؤثری برای میعان گازها ابداع كردند . هامپسون دستگاهی ساخت كه در هر ساعت یك لیتر هوای مایع تولید می كرد . این موفقیت ، جان تازه ای به افكار خلاق دانشمندان داد . دراوایل سال 1277 / 1898 تروارز دستیار رامسی به طرح دستگاهی خنك كننده ای برای تهیه مقادیر زیاد آرگون مایع پرداخت . نظر به این كه گازهای هوای جو در دماهای مختلف مایع می شوند ، انها را به آسنانی می توان از یكدیگر جدا كرد .
كشف آرگون و هلیوم ، از این نظر هم جالب است كه نه تنها شیمیدان را متوجه خاصیت « بی اثر » بودن شیمیائی این عناصر كرد ( پدیده ای كه در حدود ربع قرن بعد شناخته شد ) ، بلكه نظر آنان را درباره ی قانون تناوبی و جدول تناوبی كه تحت قیود محكم و شدیدی قرار داشت ف نیز تغییر داد . سه مشخصه مهم آرگون و هلیوم (جرم های اتمی ، جرم های اتمی ، ظرفیت صف و ملكول های یك اتمی ) هر دو عنصر را خارج از جدول تناوبی قرار داد . به همین دلیل مندلیف خیلی زود برداشت راحتی را كه با قبول N پدید آمد بود ، پذیرفت .
تاریخ قدرت عجیبی در پیشگوئی دارد . هنوز آرگون به طور كامل كشف نشده بود كه در چهارم خرداد 1273 / بیست و چهارم مه سال 1894 ، رامسی نامه ای به رایلی نوشت و طی آن از او پرسید كه آیا به نظر او جدول تناوبی جائی برای عناصر گازی شكل وجود دارد ، یعنی آیا ممكن است جدول مزبور را به این صورت نوشت :
رامسی می پنداشت كه دوره های كوتاه جدول نیز می توانند مانند دوره های بلندش مجموعه های سه تائی شبیه آهن ، كبالت و نیكل ، داشته باشند . كشف آرگن و هلیوم در رامسی این فكر را پدید آورده بودكه گازهای مزبور می توانند دو تا از مكان هائی را كه وی درجدول تنظمی اش باعلامت + نشان داده است ، اشغال كنند . جرم اتمی های این دو عنصر ( كه 4 و 40 بود ) ثابت می كرد كه He و Ar را در هر حال نمی شود در یك تناوب قرار داد . اندك اندك ، اندیشه گروه های سه تائی جدید به فراموشی سپرده شد و رامسی پیشنها كرد كه گازهای بی اثر را در آخر هر تناوب قرار دهند . با این ترتیب می شد انتظار داشت كه عنصری با جرم اتمی 20 كه بین هلیوم و آرگون قرار گیرد ، كشف شود . در اجلاس جامعه انگلیسی لرد كلون كه در مرداد 1276 / اوت سال 1897 در تورونتوبرگزار شد ، گزارش رامسی منحصراً به این عنصر اختصاص داشت . عنوان گزارش مزبور « گاز كشف نشده » بود . رامسی میخواست به شرح خواص جالب ان گاز بپردازد ولی اندیشید كه این كار با توجه به خاصیت اصلی آن كه عبارت بود از « ناشناخته بودن » كاری غیر معقول است .
در این جا ، باز آن اطمینانی را كه در آستانه كشف آرگون به رامسی دست داد و در نامه ی وی به همسرش دیده می شد ، به خاطر آوریم . اما این بارم ، آن حالت از جسارت یك رمان نویس سرچشمه نگرفته بود ، بلكه ناشی از اعتماد ضرب در تجربه بود . گاز كشف نشده ، نئون بود . بنابر بازی سرنوشت ( چیزی كه درعلوم زیاد معمول است ) ، واقعه ای مقدم بر این كشف روی داد . گاز جدید را ظاهراً می شد با تبخیر هوای مایع و تجزیه اجزای به دست آمده از ان كشف كرد . در این تجربه گازهای سبك تر از ارگون مرود توجه ویژه ای بودند . درچهارم خرداد 1277 / بیست و چهارم مه 1898 ، رامسی و تراورز ظرف دواری محتوی هوای مایع دریافت كردند . متأسفانه و شاید هم خوشبختانه ، مقدار هوای مایع آنقدر كم بود كه بررسی درباره اعقاب آرگون با آن میسر نبود و بنابراین دانشمندان مزبور تصمیم گرفتند با آن درباره نحوه تفكیك جزء به جزء هوای مایع ، بررسیهائی انجام دهند . وقتی به این كار اقدام كردند ، در پایان روز متوجه شدند كه قسمتی از مایع كه باقی مانده است ، جزء سنگین تر آن است .
به آن جزء مدت یك هفته توجهی نشد تا در یازدهم خرداد / سی و یكم مه ، رامسی تصمیم به بررسی آن گرفت . گاز مزبور را از ناخالصی اكسیژن و ازت ، عاری كردند و آنگاه در معرض آزمایش طیف سنجی قرار دادند . رامسی و تاورز در طیف به خط زرد روشنی برخوردند كه نه به هلیوم تعلق داشت و نه به سدیم ، انگشت به دهان ماندند . رامسی در یادداشت خود نوشت :« سی ویكم مه ، گازی جدید ، كریپتون » . لازم به یادآوری است كه این نام را قبلاً به هلیوم در قبل از كشفش داده بودند . اینك نام مزبور در تاریخ گازهای بی اثر ، وارد شد . درهر حال ، گازی كه رامسی كشفش را گزارش داد ، كریپتون نبود . چگالی و جرم اتمی اش بیش از مقادیر پیش بینی شده بود .
كشف واقعی نئون به دنبال این واقعه صورت گرفت . رامسی و تاورز اجزاء سبك تر هوای مایع تقطیر شده را مورد بررسی قرار دادن و یكی از آنه اگاز بی اثر جدیدی كشف كردند . رامسی بعدها به یاد آرد كه نام «نئون neon » (از واژه یونانی neos به معنی جدید ) توسط پسر دوازده ساله اش پیشنهاد شده بود . در مورد این عنصر ، آزمایش توسط تاورز به تنهائی انجام شده بود و هنگام آزمایش رامسی حضور نداشت . این تجربه در هیجدهم خرداد / هفتم ژوئن انجام گرفت . سپس یك هفته تمام برای تأكید نتایج چگالی اش ، وقت صرف شد گرچه هنوز گاز نئون به طور خالص به دست نیامده بود ف ولی همان گونه كه انتظار می رفت ف عنصری میان هلیوم و آرگون بود . مسئله جدا كردن كامل نئون و آرگون بعدها حل شد .
رامسی و تاورز در تلاش برای كشف گاز بی اثر دیگری بودند ولی دراین كار به اندازه موقعی كه درجستجوی نئون بودند ، امیدواری نداشتند . روزی درخرداد 1277 / ماه ژوئن سال 1898 آن دو همكار سرگرم تقطیر هوای مایع و جدا كردن آن به اجزایش بودند . حدود نیمه شب بیش از پنجاه جزء از آن جدا كرده بودند كه در آخریش شان كریپتون (جزء شماره 56) را یافتند . باگرم كردن آن جزء دیگری به دست امد 0 (جزء شماره 57 ) كه بیشترش اثرات انیدرید كربنیك بود . آن دو نفر با یكدیگر درباره عاقبت آن تجربه با هم بحث كردند و بالاخره تصمیم به ادامه تجربه گرفتند . صبح روزبعد با مشاهده طیف جزء شماره 57 به نتیجه ای بسیار غیر عادی برخوردند و معتقد شدند كه گاز جدیدی است . درهر حال گزنون (xenon ) خالص درنیمه سال 1279 / نیمه سال 1900 به دست آمد . نام «گزنون » از واژه exnos یونانی به معنی «بیگانه » گرفته شده است .

گازهای بی اثر به عنوان غذای اندیشه :
 

كشف گازهای بی اثر در زمره چهار رویداد علمی مهم اواخر قرن سیزدهم /آخر قرن نوزدهم كه منجر به دگرگونی های انقلابی در علوم طبیعی شده اند ، به حساب می آید سه رویداد مهم دیگر عبارت بودند از كشف پرتو ایكس توسط رونتگن ، رادیو آكتیویته و الكترون . امتیازی كه دانشمندان برای گازهای نادر قائلند ، دلائل زیادی دارد.
منابع:
- fa.wikipedia.org
- easyads.mihanblog.com
- tabriz-chemists.blogfa.com




شبه جمله

تاریخ:جمعه 21 فروردین 1394-10:04 ق.ظ

اصوات ومنادا نوعی شبه جمله هستند
شبه جمله چیست؟به واژه هایی می گویند که فعل ندارندولی مفهوم یک جمله را بیان می کنند.
نواع شبه جمله 

1-نداو منادا مثال:ای خدا   -    پروردگارا

2- اصوات:واژه هایی که برای بیان حا لت های عاطفی گوینده به کار

می رودمثال:افسوس- احسنت-آفرین دریغ-آه -آخ-سلام-به به-وه و......

3-عبا رت های کو تاه بدون فعل مثال:خدا حافظ  -صبح بخیر  -ایست و....

نکته:هر شبه جمله در شمارش جمله ها یک جمله کامل به حساب می آید.

           (  شمارش تعداد جمله های یک عبارت یابیت  )

1-در عبارت هر چه فعل وجود دارد یک جمله است.

2-فعل های حذف شده همه یک جمله هستند.

   مثال: آیا     شما پول دارید ؟بله   (این عبارت دو جمله است)

  کلمه بله یک جمله است که فعل آن حذف شده است.وکامل آن این گونه است  (  بله پول دارم.)

3-ندا و منا دا یک جمله است.

4-اصوات یک جمله محسوب می شوند.(آه-   وای-   آخ-  آفرین و...)


به گروهی از کلمات می گویند که مانند جمله به تنهایی معنی مستقلّی دارند که معمولا برای بیان حالات عاطفی و احساسات بیان می شوند: «هان، آه، وای، آی، به به، ای کاش، الهی، آفرین، به نام خدا، افسوس، شگفتا، مبادا، ساکت، به چشم، بله، استغفرالله، مرگ، آمین، درود و… . » مثال: هان(آگاه باش)، شگفتا(عجیب است)، مبادا(این کار را انجام نده)، آفرین(تو را تحسین می کنم )

برای بیان حالات روحی و درونی چون شادی، تعجب، درد، افسوس و مانند آن ها از کلماتی همچون به، وه، آه، آوخ و جزء آن ها استفاده می شود که به آن شبه جمله یا صوت می گویند.

 

اقسام شبه جمله:مثال

شبه جمله امید و آرزو و دعا:  کاش، ای کاش،  الهی، ان شاء الله

شبه جمله تحسین و تشویق:   خوب، آفرین، مرحبا، به به، بارک الله

شبه جمله درد و تاسف: آه، واویلا، وای، دریغ، فریاد

شبه جمله تعجب: به، وه، اوه، عجب، شگفتا

شبه جمله تنبیه و تحذیر: امان، مبادا، زنهار

شبه جمله امر، یا الله، بسم الله، خاموش، خفه

شبه جمله احترام و قبول:  چشم، قربان، ای بچشم  

شبه جمله جواب و تصدیق:  بله، آری، البته، ای، ای والله

 

کاربرد شبه جمله:

1- جانشین جمله است و همراه حرف اضافه به کار می رود و متمم می گیرد:

   مرحبا به این فکر و ادراک

 

2- جانشین جمله پایه است و همراه حرف ربط می آید و جمله پیرو می گیرد:

   افسوس که افسانه سرایان همه خفتند!

   ای کاش که هر روز شما را می دیدم!

 

3- بی همراهی حرف اضافه و حرف ربط به کار می رود و حکم جمله مستقل دارد:

   بارک الله! به شما تبریک می گویم.

   آفرین! خوب نوشته ای

 

4- بی همراهی حرف اضافه و حرف ربط به کار می رود و نقش قیدی پیدا می کند:

 علم و آزادگی و حُسن و جوانی و هنر عجبا هیچ نیرزد که بی سیم و زرم!

 

5- بی همراهی حرف اضافه و حرف ربط در جایگاه مسند:

 خوشا شیراز و وضع بی مثالش  خداوندا، نگه دار از زوالش.

  





روز زن و روز مادر چیست

تاریخ:چهارشنبه 19 فروردین 1394-05:59 ب.ظ

بیستم جمادی الثانی هر سال، روزی پر از خاطره و معنویت است؛ خاطراتی شیرین از مادران مهربان،فرزندان با محبت و همسران با وفا ؛ این روز به یُمن ِ زاد روز بانوی نمونه اسلام، فاطمه زهرا ( سلام الله علیها) ، روز مادر نام گرفته است ؛ بانویی كه گل سرسبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی كه پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام (ص) به او لقب " اُم ابیها "  داده است،یعنی زنی كه برای پدرش همچون مادر بود.
روز مادر و روز زن تاریحچه های متفاوتی در کشورها و مناطق مختلف جهان دارد. ولی عامل مشترک در بین تمامی روزهای مادر در کشورهای مختلف یادبود یک زن مهم در تاریخ آن کشور است.

در ایران روز مادر تاریخ هجری شمسی ثابتی ندارد ولی بطور رسمی روز مادر و روز زن بیستم جمادی الثانی (هجری قمری) گفته میشود که سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) میباشد و هنطور که ذکر شد به علت قمری بودن هر ساله در تقویم شمسی ما در حال گردش است. امسال یعنی سال ۱۳۹۴ روز ۲۰ جمادی الثانی مصادف با ۲۱ فروردین است که پیشاپیش این روز عزیز را به تمامی مادران ، همسران و دختران عزیز ایرانی تبریک می گویم.

كشورهایی چون تركیه ، دانمارك ، فنلاند ، ایتالیا ، استرالیا و بلژیك روز مادر را در دومین یكشنبه ماه مه جشن می گیرند.در نروژ دومین یكشنبه ماه فوریه و در سوئد و فرانسه نیز آخرین یكشنبه ماه مه ، روز مادر، جشن گرفته می شود. مردم فرانسه روز مادر را همچون جشن تولد برگزار می كنند. تمام خانواده دور هم جمع می شوند و با یك وعده غذای ویژه و كیك ، روز مادر را جشن می گیرند. بعضی از كشورها روز مادر را در فصل بهار برگزار می كنند.

در لبنان در اولین روز بهار و در ژاپن دومین یكشنبه ماه مه با برگزاری نمایشگاه نقاشی از مادران تجلیل می شود. كودكان شش تا چهارده سال با كشیدن نقاشی درباره مادرانشان از آنها در روز مادر قدردانی می كنند.هر چهار سال یك بار نیز نقاشی های برگزیده در نمایشگاهی به نام " مادر من" به نمایش گذاشته می شود.

تاریخچه روز مادر در یونان به گذشته خیلی دور بر می گردد. 25 سال قبل از ظهور عیسی مسیح (ع) ، الهه های یونانی وجود داشتند كه برای آنها نوعی جشن مادر برگزار می شد.

مردم هنگ كنگ ، پاكستان ، قطر ، عربستان سعودی و امارات متحده ی عربی روز مادر را در ماه مه جشن می گیرند. مردم این كشورها كه عموماً مسلمان اند،در روز مادر به دیدن مادران خود می روند و با در دست داشتن هدایایی چون گل، كیك، اشیای زینتی و قیمتی از ایشان قدردانی می كنند. 

در آرژانتین و هندوستان مراسم روز مادر در ماه اكتبر برگزار می شود. مردم آرژانتین در دومین یكشنبه این ماه از مادران قدردانی می كنند؛ اما هندوها ده روز را برای روز مادر جشن می گیرند. این فستیوال بر اساس نام دورگا پوجا (Durga Puja) –زن و مادر قدیسه هندو – " دورگا "  نامگذاری شده است. بنا بر افسانه ای ، این مادر الهی ده دست دارد و در هر دست اسلحه ای برای از بین بردن اهریمن ( شیطان ).

mother's day

روز مادر و تاریخ روز مادر 

در پرتقال و اسپانیا روز مادر ارتباط نزدیكی با كلیسا دارد. در هشتم دسامبر، این مردم نه تنها از مادران قدردانی می كنند ، بلكه مراسم شكر گذاری برای مریم مقدس،مادر حضرت عیسی (ع) را نیز به جا می آورند.

عده ای از مردم یوگسلاوی سابق هم در ماه  دسامبر یك روز را  به نام " ماتریس " جشن می گرفتند. دو هفته بعد از كریسمس دختران و پسران جوان در سكوت و آرامش كامل دست و پای مادر خود را در حالی كه خواب بود، می بستند و مادر زمانی كه بیدار می شد با دادن هدایای كوچكی كه در زیر بالش خود مخفی كرده بود خود را آزاد می كرد.

اگر چه هر كشوری با فرهنگ خاص خود برای انتخاب روز مادر سمبل و دلیلی دارد. اما آنچه اهمیت دارد قدردانی و تشكر از مقام مادر است؛ و این مراسم بهانه ای است تا توجه بیشتری به مادران داشته باشیم و به آنها ثابت كنیم كه چقدر دوستشان داریم..../ 

 تاریخچه روز جهانی زن :

در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس‌دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دست‌مزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتک‌زدن زنان برهم خورد.
سال ۱۹۰۷ در دوره‌ای که مبارزات زنان برای تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج گرفته بود، به مناسبت پنجاه‌مین سال‌گشت تظاهرات نیویورک در هشتم مارس، زنان دست به تظاهرات زدند.
ایده انتخاب روزی از سال به‌عنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار «حق رای برای زنان» مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر سال در روز یک‌شنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا به مناسبت «روز زن» برگزار شود.

از این رو روز جهانی زنان هر ساله در ۸ مارس برگزار می‌شود. این روز، روز بزرگِ برپایی جشن‌هایی برای زنان در کل جهان است. بسته به مناطق مختلف، تمرکز جشن روی بزرگداشت، قدردانی، ارائهٔ عشق به زن و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان است.

این روز در ابتدا به عنوان یک رویداد سیاسی سوسیالیستی آغاز شد، اما بعدها در فرهنگ بسیاری از کشورها آمیخته شد (در درجه اول اروپای شرقی، روسیه و شوروی سابق). روز جهانی زنان در بسیاری از مناطق رنگ و بوی سیاسی خود را از دست داده و تبدیل به مناسبتی برای مردان شده تا عشق خود را به زنان بیان کنند (چیزی شبیه به روز مادر و روز ولنتاین). با این حال در مناطقی دیگر (مانند استرالیا)، اصل سیاسی و زمینه حقوق بشری که توسط سازمان ملل متحد تعیین شده، با قدرت اجرا می‌شود و آگاهی سیاسی و اجتماعیِ امیدوار کننده‌ای از مبارزات زنان در سراسر جهان به ارمغان می‌آورد. سازمان ملل هم از سال ۱۹۷۷ این روز را به عنوان «روز حقوق زنان و صلح بین‌المللی» به رسمیت می‌شناسد.

گیاه حساس (یا حساسه یا درخت گل ابریشم)، نمادی از جشن روز زن در کشورهای ایتالیا و روسیه است. همچنین گل میموزا یکی از نمادهای این روز است.





ماشین حساب مهندسی

تاریخ:چهارشنبه 19 فروردین 1394-11:22 ق.ظ




مجذورکامل

تاریخ:یکشنبه 16 فروردین 1394-01:28 ب.ظ



منظور از مجذور و مکعب کامل این است که یک عدد بعد از تجزیه تمام توان هایش زوج باشد(مکعب کامل ) و یا تمام توان هایش به ۳ بخش پذیر باشد(مکعب کامل)

مثال:                              عدد۳۶۰۰

اول ان را تجزیه می کنیم    یعنی به عدد های اولی که بخش پذیر تقسیم می کنیم تا به یک برسیم

پس از تجزیه می بینیم که۳۶۰۰ چهار بار یه ۲ و دو بار به ۵ و دو بار به ۳ تقسیم شده پس می نویسیم

۲۴×۳۲×۵۲

که نشان دهنده ی مجذور کامل است.

 و برای مکعب کامل همین کار را می کنیم ولی باید تمام توان هایش بر ۳ بخش پذیر باشد

در ریاضیات، مربع کامل عددی صحیح است که به صورت مجذور یک عدد صحیح دیگر باشد، یا به عبارتی بتوان آن را به صورت ضرب یک عدد طبیعی در خودش نوشت. مثلاً عدد ۲۵ یک مربع کامل است چون می‌توان آن را به صورت ۵×۵ نوشت. مربع کامل غیر منفی است و روش دیگر تعریف آن این است که بگوییم ریشه دوم آن عددی صحیح باشد، مثلاً \sqrt{9}=3 می‌باشد پس ۹ یک مربع کامل است. این اعداد خاصیت‌های جالبی دارند از جمله اینکه تعداد مقسوم علیه‌های این اعداد فرد است، بنابراین یکی از راه‌های تشخیص این اعداد همین نکته است. نکته دیگر اینکه حاصل جمع اعداد فرد متوالی مربع کامل است یعنی: ۱=۱ ۱+۳=۴ ۱+۳+۵=۹ ۱+۳+۵+۷=۱۶ ۱+۳+۵+۷+۹=۲۵ . . .

اگر مربع عدد زوج و یا مربع عدد فرد را بر 4 تقسیم کنیم باقیمانده 0 یا 1 می شود.

هر عددی که مربع کامل باشد. رقم دهگانش زوج است.

عددهای کامل از 1تا100 عبارتند از:

12= ۱
۲۲ = ۴
۳۲ = ۹
۴۲ = ۱۶
۵۲ = ۲۵
۶۲ = ۳۶
۷۲ = ۴۹
۸۲ = ۶۴
۹۲ = ۸۱
۱۰۲ = ۱۰
عددهای کامل از 1تا1000
۱۲ = ۱
۲۲ = ۴
۳۲ = ۹
۴۲ = ۱۶
۵۲ = ۲۵
۶۲ = ۳۶
۷۲ = ۴۹
۸۲ = ۶۴
۹۲ = ۸۱
۱۰۲ = ۱۰۰
۱۱۲ = ۱۲۱
۱۲۲ = ۱۴۴
۱۳۲ = ۱۶۹
۱۴۲ = ۱۹۶
۱۵۲ = ۲۲۵
۱۶۲ = ۲۵۶
۱۷۲ = ۲۸۹
۱۸۲ = ۳۲۴
۱۹۲ = ۳۶۱
۲۰۲ = ۴۰۰
۲۱۲ = ۴۴۱
۲۲۲ = ۴۸۴
۲۳۲ = ۵۲۹
۲۴۲ = ۵۷۶
۲۵۲ = ۶۲۵
۲۶۲ = ۶۷۶
۲۷۲ = ۷۲۹
۲۸۲ = ۷۸۴
۲۹۲ = ۸۴۱
۳۰۲ =900


نکته=هیچ مجذور کاملی وجود ندارد که رقم یکانش یکی از رقم های 2، 3، 7 یا 8 باشد.






  • تعداد صفحات :82
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  




ماشین حساب مهندسی

برای استفاده از ماشین پیشرفته تر بر روی نوشته ماشین حساب مهندسی کلیک کنید ......................................................