آموزشی.اطلاعات مفید علمی . سوال های درسی . تدریس ریاضی

صلوات

تاریخ:دوشنبه 3 تیر 1392-02:52 ب.ظ

.

لطفاً برای اطلاع از مطالب قبلی به فهرست مطالب ،  آرشیو  مطالب قبلی  و یا صفحات جانبی مراجعه نمائید.

در پایین همین صفحه شماره های 1و2 تا  .... وجود دارد که روی هر

شماره کلیک کنید صفحه جدیدی برای  مطالعه بگشوده می شود .






علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

انواع تا

تاریخ:یکشنبه 28 آبان 1396-08:19 ق.ظ


انواع تا

 

۱- حرف ربط به معنی تا این که ، زیرا که، وقتی که ، که :

بیا تا قدر یک دیگر بدانیم ؛

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

۲- حرف اضافه نشان دهنده ی پایان زمان یا مکان و مسافت :

چون که تا اقصای هندوستان رسید ؛

از این جا تا مدرسه راهی نیست.

۳- صوت یا شبه جمله به معنی «هان» ، « مبادا » و معمولاً قبل از فعل منفی می آید: به روز نیک کسان گفت تا تو غم نخوری !

۴- میان وند : بین دوکلمه می آید و کلمه ای با مفهوم جدید می سازد :

دور تا دور ، سر تا پا و

نکته : اگر حرف «از» قبل از آن بیاید، «تا» به معنی حرف اضافه است : از سر تا پا 

۵- ممیّز : به جای کلمات «شاخص» : می آید : دو تخته پتو > دو تا پتو ؛ دو فروند هواپیما > دوتا هواپیما و





علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

حاصل ضرب شمارنده های عدد

تاریخ:جمعه 26 آبان 1396-09:13 ق.ظ



 عدد=A =140
تعداد کل شمارنده140= ( 1+2)( 1+1)( 1+1)=12
حاصل ضرب شمارنده های عدد=جذر عدد به توان تعداد شمارنده ها
12 140 √  






علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

تعداد شمارنده های زوج وفرد یک عدد

تاریخ:جمعه 26 آبان 1396-08:51 ق.ظ

تعداد شمارنده های اول= تعداد عوامل اول پس از تجزیه عدد
تعداد شمارنده های اول عدد140
140=22×5×7
تعداد کل شمارنده140= ( 1+2)( 1+1)( 1+1)=12
تعداد شمارنده های اول140= 3تا(2و5و7
تعداد شمارنده های فرد=        (y+1  )   (  x+1) اگر عاملهای اول  فرد(5و7)عدد 140 را جدا کنیم و توان  ان ها را x ,y    بنامیم
تعداد شمارنده های فرد  140  =      4تا  (y+1  )   (  x+1)=( 1+1)( 1+1)=4
تعداد شمارنده های زوج = تعداد کل شمارنده های عدد - تعداد شمارنده های فرد




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

به گیتی، به از راستی، پیشه نیست ارایه

تاریخ:جمعه 26 آبان 1396-08:38 ق.ظ



به گیتی به از راستی پیشه نیست

    ز کژی بَتَر، هیچ اندیشه نیست

ارایه های ادبی به گیتی، به ازراستی،پیشه نیست

 قالب شعری(مثنوی)

پیشه و اندیشه(قافیه- نهاد)

     راستی و کژی(تضاد)

 "به " در مصراع اول یعنی "در" و در مصراع دوم یعنی"بهتر"

این بیت ۲ جمله دارد( پیشه نیست- اندیشه نیست)
سخن گفتن کژ ز بیچارگیست

   به بیچارگان بر، بباید گریست

سخن کژ( ترکیب وصفی)

بیچارگان( متمم)

به بیچارگان بر(دو حرف اضافه بر یک متمم)

این بین ۲ جمله دارد(بیچارگی است- بباید گریست)

هر آن کو که گردد به گرد دروغ

   ستمکاره خوانیمش و بی فروغ

دروغ و بی فروغ(قافیه)

هر کسی که در مصراع اول و ما در مصراع دوم(نهاد) است.

'ش' در خوانیمش مفعول

دروغ، ستمکار، بی فروغ( تناسب)

گرد دروغ( کنایه از دروغ گفتن)

این بیت۲ جمله دارد(گردد به گرددروغ- ستمکاره و بی فروغ خوانیمش) 

راستی و کاستی(قافیه- تضاد)

راستی(مفعول)

تو، کاستی(نهاد)

همه(قید)

این بیت۲جمله دارد(راستی کن- نیاید)

درست و توست(قافیه)

چنان(قید)

دشمن جان(ترکیب اضافی)

'هر ان کس' در مصراع اول و 'او' در مصراع دوم(نهاد) است.

درست(مفعول)

'دشمن جان' تو برای فعل 'دان' (نهاد)است.

این بیت۳ جمله دارد( با تو نگوید- چنان دان- جان توست)

همه راستی کن که از راستی

  نیاید به کار اندرون، کاستی

راستی و کاستی(قافیه)

در راستی(نهاد)

در کاستی(مفعول)

بر(حرف اضافه)

گشاده است بر ما در راستی

   چه کوبیم خیره در کاستی؟

در راستی را خیره کوبیدن(کنایه از دروغ گفتن)

این بیت۲ جمله دارد(گشاده است- کوبیم)

آزمای و رای(قافیه)

تو که محذوف شده(نهاد) است.

      مکن دوستی با دروغ آزمای

  همان نیز با مرد ناپاک رای

مرد ناپاک(ترکیب وصفی)

این بیت۲ جمله دارد( مکن- دوستی نکردن با مرد ناپاک)

    به گیتی به از راستی پیشه نیست

     ز کژی بَتَر، هیچ اندیشه نیست

معنی: در در جهان اندیشه و فکری بهتر از راستی وجود ندارد. و هیچ فکری بدتر از دروغگویی و نادرستی نیست.

سخن گفتن کژ ز بیچارگیست

   به بیچارگان بر، بباید گریست

دروغ و نادرستی سخن گفتن از بدبختی انسان است و به حال انسانهای بیچاره باید گریه کرد.

  هر آن کو که گردد به گرد دروغ

  ستمکاره خوانیمش و بی فروغ

هر کسی که بدنبال نادرستی و دروغ گویی باشد شخصی ستمکار و تاریک خوانده می شود.

   همه راستی کن که از راستی

       نیاید به کار اندرون، کاستی

همیشه راستگو باش و کار درست را انجام بده زیرا که هیچگاه در درون مایه ی کار درست و راستی کمی و کاستی وجود ندارد.

    هر آنکس که با تو نگوید درست

     هر کسی که به تو دروغ می گوید و نادرستی در کارش دارد، بدان که او دشمن تو است. 

گشاده است بر ما در راستی

  چه کوبیم خیره در کاستی؟

در راستی و درستی بر ما گشوده و باز است،  پس چرا بیهوده بدنبال دروغ و کم بودن و بدی برویم؟

   مکن دوستی با دروغ آزمای

      همان نیز با مرد ناپاک رای

با انسان دروغگو دوستی نکن، همانطور که با انسان های ناپاک هم اندیشی و دوستی نمی کنی.




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

مفعول وراه تشخیص

تاریخ:جمعه 26 آبان 1396-08:16 ق.ظ




مفعول و راه های تشخیص آن در جمله

کلمه ای است که پس از آن نشانه ی «را»باشد و یا این که،این نشانه را می توان افزود.(کلمه ای است كه مفهوم جمله و فعل را تمام می کند.)

مثال:که باور می کند خاموشی خورشید خاور را=خاموشی خورشید خاور.

راه های تشخیص مفعول: به کمک «چه چیز را و چه کس را»از فعل جمله سوال می پرسیم، آنچه در جواب می آید،مفعول است.

ضمیرهای«م.ت.ش.مان.تان.شان.»اگر به فعل بچسبد نقش«مفعولی» دارند.

مانند:دیدمش خرم =او را دیدم و مفعول است /.اما اگر همراه اسم بیایند نقش اضافی(مضاف الیه) می گیرند.

سابقه لطف و رحمتش:رحمت او =اضافی                    ❓صحبتش را غنیمت شمرید:صحبت او =اضافی

همچنین ضمیرها اگر بعد از حرف اضافه قرار گیرند نقش«متمم»دارند.

مثال:که گفتت برو دست رستم ببند=که به تو گفت(متمم). 

رادر بعضی از جمله ها حذف می شود. 

#مفعول_وراههای_تشخیص_آن

فارسی_پنجم_ابتدایی  

و...را مفعولی

مفعول گروه اسمی  است که بعد از آن «پس واژه ی  را» می آید یا می توان آورد. در این موارد حرف را نشانه ی مفعولی است. 

جور خود را بر ضعیفان آزماید روزگار        

تیغ را دائم برای امتحان بر مو  زنند          

زچشم خویشتن آموختم رسم رفاقت را      

 که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید      

دل را به کف هرکه نهم باز پس آرد          

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد     

پژمان بختیاری

ندانستیم فرصت را بدل نیست     

زدام این مرغ وحشی را پراندی 

  پروین اعتصامی

۲-   «را» بدل از کسره یا علامت مضاف الیه 

ملک را دل به هم برآمد.      یعنی : دلِ ملک    سعدی 

زنیرو بود مرد را راستی        یعنی :  راستی ِ مرد

ملک را دل به حال او سوخت.     سعدی      یعنی : دل ملک

چندان که جهد کردم بازهد و پارسایی            

دل را زدام زلفت ممکن نشد رهایی                 غبار همدانی   

 یعنی:رهاییِ دل

۳-  «را» حرف اضافه وآن را چند معنی است .(برای ، به ، از، در، بر،...) که به آن فک اضافه نیز می گویند

الف: «را» درمعنی «برای»: 

حکمت محض است اگر لطف جهان آفرین       

خاص کند بنده ای مصلحت عام را

        سعدی    یعنی :برای بنده ای

دل می رود زدستم صاحب دلان خدا را       

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا      

 حافظ         یعنی: برای خدا

مصلحت را سخنی چند بگفتم.    سعدی          

یعنی : برای مصلحت

زنیرو بود مرد را راستی     

زسستی کژی زاید و کاستی      فردوسی      

یعنی:  برای مرد  

ب: « را» در معنی «به »: 

مسعود سعد، دشمن فضل است روزگار     

این روزگار شیفته را فضل کم نمای 

  مسعود سعد   یعنی: به این روزگار

حاتم طایی را گفتند ازخود بزرگ همت تر درجهان دیده ای یا شنیده ای؟

 سعدی        یعنی: به حاتم طایی گفتند.

وزیری را گفتند...       یعنی: به وزیری گفتند 

ج:«را» درمعنی «در»:

فردارا خدمت می رسیم.   

 یعنی : درفردا

امروز را کار زیاد دارم

شب را دربوستان با یکی از دوستان اتفاق مبیت افتاد.     

سعدی     یعنی : در شب

ششم ماه را روی برتافتند       

سوی باده و بزم بشتافتند 

  فردوسی        

یعنی :درماه ششم

د:«را» درمعنی «بر»:

آب بریز آتش بیداد را          

زیر تر ازخاک نشان باد را      

 یعنی: برآتش بیداد آب بریزد

توجه داشته باشید که درقاعده ی فک اضافه  

این را بین مضاف و مضاف الیه آمده و ساختار ترکیب اضافی را جا به جا می کند

  را انواع دیگری دارد

را » نشان مالكیت همواره با فعل « بود » ، « است » و مشتقات آن می اید و معنای این افعال را تبدیل     می كند به شكلی از مصدر « داشتن » .

 

كافری را غلامی صاحب گوهر بود                                  كافری غلامی صاحب گوهر داشت.

 

مشنو ای دوست كه غیر از تو مرا یاری هست .            

 مشنو ...غیر از تو من یاری دارم .

 

 ۲را » نشانه ی قید       

 

«شب را به بوستان با یكی از دوستان اتفاق مبیت افتاد . » 

( هنگام شب  )

 

   اگر شب رسی روز را باز گرد                                     بگویش كه تنگ اندر آمد نبرد ( هنگام روز ...)




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

قافیه

تاریخ:جمعه 26 آبان 1396-08:12 ق.ظ




 

برای یافتن قاعده‌ی قافیه، کلمات قافیه را در کنار هم قرار می‌دهیم و به حروف پایانی آن‌ها توجه می‌کنیم. به یاد داشته باشید که از حرف پایانی تا جایی که به مصوّت برسیم ادامه می‌دهیم. 

برای مثال: شکست و نشست:

ت (صامت)، س (صامت)، ـَـ مصوّت: ـَـ ست= حروف قافیه.  

با توجه به این فرمول دو حالت متصور است

۱. حرف پایانی، خودش مصوّت باشد: قاعده‌ی (۱) قافیه (مصوّت‌های بلند «ا» و «و») مثل فردا و تنها

۲. حرف پایانی، مصوّت نباشد.

در این صورت چند نکته قابل توجه است:

الف) حروف قبل از مصوّت مشترک نباشد

 قاعده‌ی (۲) قافیه مثل) تحکیم و تسلیم (یم، مصوّت + صامت

ب) حروف قبل از مصوّت مشترک باشند.

در این مورد هم دو حالت وجود دارد 

۱. حروف بعد از مصوّت را بتوان قافیه الحاقی دانست. مثل کاشتید و داشتید

اشت، حروف اصلی / ید، حروف الحاقی

حروف الحاقی شامل: شناسه‌ها، ضمایر متصل، پسوندها، مخفف صیغه‌های زمان حال بودن، «ی» آخر بعضی واژه‌های مختوم به مصوّت به «ا» و «و» 

۲. حروف بعد از مصوّت مشمول حروف الحاقی مذکور نباشند. مثل حکایت و شکایت. در این صورت فقط (ـَ ت) حروف قافیه هستند.




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

تعداد جمله

تاریخ:پنجشنبه 25 آبان 1396-06:46 ق.ظ




هر فعل را یک جمله در نظر بگیریم . مثلاً ، علی به مدرسه رفت و درسش را خواند . ( دارای دو فعل پس دو جمله است. )   باید مواظب فعل هایی که به قرینه حذف می شوند هم باشیم . مثلاً ، رزمندگان در جبهه دعا می خواندند و قرآن. ( می خواندند) او به مدرسه آمده ( است ) و سپس درس خوانده است  .
نظر شما را به این نکته جلب می نمایم .
که نباید مصدر ها را به عنوان فعل در نظر گرفت زیرا مصادر نه زمان دارند و نه شخص ( ویژگی های فعل را دارا نیستند ) مثلاً ، خوردن و آشامیدن زیاد انسان را بیمار می کند . ( یک جمله است .
 -هر شبه جمله را به عنوان یک جمله در نظر می گیریم .
در تعریف شبه جمله می گوییم : « واژه هایی که بدون همراهی با فعل ، معنای کاملی دارند . چون از نظر معنایی شبیه یک جمله هستند . » پس از نظر ساختار مانند جمله نیستند ولی از نظر معنی شبیه جمله اند .
-شبه جمله ها بر سه نوع اند.
1⃣ صوت : واژه هایی که برای بیان عواطف و احساسات در موقعیّت های مختلف از جمله خشم ، شگفتی ، اعتراض ، بیان درد و نظایر آن به کار می روند و معمولاً عبارتند از : آخ ، دِ ، وای ، وه ، آوخ . . .
2⃣ -- غیر صوت : واژه ی معمولی زبان است که کار یک جمله را انجام می دهد . در غیر صوت ما نه تنها روی صوت تأکید نمی کنیم بلکه به معنی و مفهوم و پیام بیشتر می پردازیم . مانند : سلام ، درود ، آفرین ، افسوس ، عجب ، ساکت ، یواش ، خفه ، هشدار ، زینهار ، کاش ، حمله و . . .
3⃣ - منادا- : چه با نقش نمای ندا و چه بدون آن ، جمله به حساب می آید .
مانند : قصّه واگفت و حدیث اژدها ( گفت )  گفت  برخرسی منه دل  ابلها ( منادا ) پنج جمله
کاش ( غیر صوت ) روزی به کام خود برسید   بچّه ها ( منادا ) آرزوی من این است چهار جمله

اصوات در مفهوم یک جمله کامل نمی آید.
احسنت...
آی...به معنی آخ
هی
اصوات هستند
تعریف شبه جمله:
بخش باقیمانده از یک جمله ی چند بخشی است که به علت شتاب گوینده و به مرور زمان کوتاه شده و اغلب می توان آن را به همان صورت نخستین بازسازی کرد.
   
مثلا
آفرین...آفرین بر تو باد

آهسته....آهسته برو

فرق شبه جمله با صوت در اینه که صوت اصلا به صورت جمله نبوده که بخش های آن حذف شده باشد تا بتوان آن را به صورت اول در آورد.

آخ
هی
وای
اسم صوت هستند

در ضمن شبه جمله ها نیز در جمله نقش پذیرند
نقش هایی چون
در جایگاه نهاد‌
جانشین جمله پایه که همراه حرف ربط به کار می رود
در حکم جمله مستقل‌
در نقش قید




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

تعداد شمارنده های غیر اول یا مرکب

تاریخ:چهارشنبه 17 آبان 1396-06:36 ق.ظ




تعداد کل شمارنده ها - تعداد شمارنده های اول-1

تعداد شمارنده های مرکب عدد57×79 ×35

تعداد کل شمارنده= (7+1)× (9+1) × (5+1)=480
تعداد شمارنه اول= 3 تا
480-1-3=476



علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

شمارنده های یک عدد

تاریخ:یکشنبه 14 آبان 1396-03:26 ب.ظ


حاصل ضرب شمارنده های طبیعی یک عدد

تعداد شمارنده -مجموع معکوس شمارنده ها

نموداردرختی-عدداول روی این کلیک کن

تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد


نوشتن تمام شمارنده های یک عدد :

 می خواهیم همه شمارنده های36را بنویسیم برای این کار باید تمام حالت هایی که ضرب دو عدد طبیعی مساوی 36 می شود را پیدا کنیم. سعی کنید با یه نظم و ترتیب جلو برید که همه حالت ها رو بنویسید. بیاید برای عدد 36 این کار رو بکنیم :

 

حاصل ضرب
دومین عدد
اولین عدد
36 = 36 × ۱
36 = ۱8 × ۲
36 = 12 × ۳
36 = 9 ×
۴
36=6×6





در مرحله آخر فقط عدد ها رو به ترتیب بنویسم وبدون تکرار اعداد1 و2و3و4و6و9و12و18و36شمارنده های عدد 36 هستند.


همه شمارنده های عدد 427. 158 را به دست آورید

427×158=(27.37.77)(38.58)=27.315.58.77

این عدد 4 عامل اول یعنی 2،3،5،7 داردکه اگر به توان های آنها یک واحد اضافه کنیم عددهای 8،16،9،8 به دست می آید که با ضرب آنها در هم تعداد کل شمارنده ها به دست می آید.

TA=(7+1)(15+1)(8+1)(7+1)=8.16.9.8=9216




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد

تاریخ:جمعه 12 آبان 1396-06:37 ب.ظ

تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد رو چطوری انجام بدیم؟

بعد از اینکه روش غربال رو یاد گرفتیم ، نوبت این میرسه که بفهمیم وقتی یه عدد بهمون میدن و از ما میخوان که تشخیص بدیم این عدد اول هست یا نه باید چیکار کنیم. در این درس میخوام راه تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد رو براتون توضیح بدم.

برای تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد ، باید عدد داده شده رو بر تک تک اعداد اول که بلدیم یعنی ۲ و ۳ و ۵ و … به ترتیب تقسیم کنیم. اگه عدد داده بر هیچ کدوم از اعداد اول تقسیم نشد ، اون وقت میگیم عدد داده شده اول است. اما اگه حتی به یکی از اعداد اول بخش پذیر باشه ، اون وقت دیگه عددمون اول نیست بلکه مرکب هست.

سوال اصلی اینجاست که خب همه مون میدونیم اعداد اول تعدادشون بینهایت هست ، ما از کجا بدونیم تقسیم کردن هامون رو تا کدوم عدد اول باید ادامه بدیم ؟؟؟

ابتدا راه کاری که توی کتاب درسی هستش رو براتون توضیح میدم. اما بعدش یه روش خیلی آسون تر از اون هم بهتون یاد میدم. پس تا آخر این درس با من همراه باشید.

اولین کاری که باید بکنیم اینه که جذر تقریبی اون عدد رو بگیریم. حالا عدد داده شده رو بر تمام اعداد اول که کوچکتر یا مساوی جذر تقریبی هستند ، تقسیم میکنیم. اگه به هیچ کدوم تقسیم نشد، یعنی اون عدد اول هست. تمام شد و رفت !

برای جذر تقریبی گرفتن ، لازمه که توان دوم اعداد طبیعی رو بلد باشیم. به جواب توان دوم میگن مجذور . مثلا عدد ۱۶ مجذور عدد ۴ و عدد ۲۵ مجذور عدد ۵ هست.

۱²=۱  ,  ۲²=۴  ,  ۳²=۹  ,  ۴²=۱۶  ,  ۵²=۲۵

۶²=۳۶  ,  ۷²=۴۹  ,  ۸²=۶۴  ,  ۹²=۸۱  ,  ۱۰²=۱۰۰

۱۱²=۱۲۱  ,  ۱۲²=۱۴۴  , ۱۳²=۱۶۹  ,  ۱۴²=۱۹۶  ,  ۱۵²=۲۲۵  , …

مثلا جذر تقریبی عدد ۴۰ رو میخوام الان حساب کنم. میگم ۴۰ بین کدام دو مجذور پشت سرهم قرار میگیره؟ معلومه بین ۳۶ و ۴۹ هستش! خب این یعنی که جذرش هم بین ۶ و ۷ درمیاد. پس جذر تقریبی عدد ۴۰ میشه ۶ و خورده ای!

۳۶ < 40 < 49    ⇒   √۳۶ < √۴۰ < √۴۹     ⇒  ۶ < √۴۰ < 7   ⇒  √۴۰ ≈ ۶٫

حالا بذارید مثال بزنم براتون :

مثال : آیا عدد ۱۳۷ اول است یا مرکب ؟

جذر تقریبی ۱۳۷ رو به روشی که توضیح دادم می گیریم. عدد ۱۳۷ بین کدام دو مجذور پشت سر هم هست؟ خب معلومه بین ۱۲۱ و ۱۴۴ هست. بنابراین جذرش بین ۱۱ و ۱۲ میشه. یعنی جذر تقریبیش میشه ۱۱ و خورده ای.

۱۲۱ < 137 < 144    ⇒   √۱۲۱ < √۱۳۷ < √۱۴۴     ⇒  ۱۱ < √۱۳۷ < 12   ⇒  √۱۳۷ ≈ ۱۱٫

خب حالا عدد ۱۳۷ رو باید بر اعداد اول ۲ و ۳ و ۵ و ۷ و ۱۱ تقسیم کنیم. اگه حتی به یک کدوم از این ها بخش پذیر باشه دیگه اول نیست.

۱۳۷ تقسیم بر ۲ : خارج قسمت ۷۸ و باقی مانده ۱ میشود. ⇐ بر ۲ بخش پذیر نیست

۱۳۷ تقسیم بر ۳ : خارج قسمت ۴۵ و باقی مانده ۲ میشود. ⇐ بر ۳ بخش پذیر نیست

۱۳۷ تقسیم بر ۵ : خارج قسمت ۲۷ و باقی مانده ۲ میشود. ⇐ بر ۵ بخش پذیر نیست

۱۳۷ تقسیم بر ۷ : خارج قسمت ۱۹ و باقی مانده ۴ میشود. ⇐ بر ۷ بخش پذیر نیست

۱۳۷ تقسیم بر ۱۱ : خارج قسمت ۱۲ و باقی مانده ۵ میشود. ⇐ بر ۱۱ بخش پذیر نیست

چون ۱۳۷ بر هیچ کدوم از اعداد ۲ و ۳ و ۵ و ۷ و ۱۱ بخش پذیر نیست، بنابراین عددی اول است.

 

روش آسون ترش اینه که شما لازم نیست جذر بگیرین. از همون اول شروع کنید به تقسیم کردن عدد داده شده بر اعداد اول ۲ و ۳ و ۵ و ۷ و … به ترتیب. فقط حواستون باشه اگه مجذور عدد اول از عدد داده شده بزرگتر شد، دیگه تقسیم بر اون عدد اول و عددهای اول بعد از اون رو لازم نیست بررسی کنیم.

مثال : بررسی کنید که آیا ۱۰۷ اول است یا مرکب ؟

مجذور ۲ مساوی ۴ است ( ۱۰۷ > 4 ) بررسی بخش پذیری بر ۲ لازم است: (خارج قسمت ۵۳ و باقی مانده ۲ ) ⇐ بخش پذیر نیست

مجذور ۳ مساوی ۹ است ( ۱۰۷ > 9 ) بررسی بخش پذیری بر ۳ لازم است: (خارج قسمت ۳۵ و باقی مانده ۲ ) ⇐  بخش پذیر نیست

مجذور ۵ مساوی ۲۵ است ( ۱۰۷ > 25 ) بررسی بخش پذیری بر ۵ لازم است: (خارج قسمت ۲۱ و باقی مانده ۲) ⇐ بخش پذیر نیست

مجذور ۷ مساوی ۴۹ است ( ۱۰۷ > 49 ) بررسی بخش پذیری بر ۷ لازم است: (خارج قسمت ۱۵ و باقی مانده ۲) ⇐ بخش پذیر نیست

مجذور ۱۱ مساوی ۱۲۱ است ( ۱۰۷ < ۱۲۱ ) بررسی بخش پذیری بر ۷ و اعداد اول بیشتری لازم نیست

چون ۱۰۷ بر هیچ کدوم از اعداد ۲ و ۳ و ۵ و ۷ بخش پذیر نیست، بنابراین عددی اول است.

منبع درس درخانه




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

نهاد و گزاره تشخیص نهاد

تاریخ:پنجشنبه 4 آبان 1396-08:24 ق.ظ

نهاد و گزاره :

نهاد قسمتی از جمله است که در باره ی آن خبری می دهیم . یا ((صاحب خبر

          گزاره خبری است که در باره ی نهاد داده می شود.یا((خبر

مثال : علی کتاب می خواند . در این جمله «علی» نهاد و «کتاب می خواند» گزاره است .

دانش آموزان کلاس اول راهنمایی آمدند .

در این جمله «دانش آموزان کلاس اول راهنمایی» نهاد و «آمدند» گزاره است.

در برخی از جمله ها نهاد یک کلمه است و گزاره بیش از یک کلمه، و در بعضی از جمله ها نهاد بیش از یک کلمه است و گزاره یک کلمه است .

 

نهاد میتواند یک ضمیر باشد :

مانند :او شیفته ی طبیعت بود.

گاهی نهاد از جمله حذف میشود.

مانند:فارسی را پاس میداریم .نهاد(ما)

مطابقت نهاد با فعل :نهاد جمله از نظر جمع و مفرد بودن با فعل مطابقت کند.

مانند :بچه ها با صدای بلند خندیدند.

بچه ها :جمع       خندیدند:فعل جمع

نکته :اگر نهاد ما غیر جاندار باشد و جمع باشد  فعل  آن میتواند هم به صورت جمع و هم مفرد آورده شود .

مانند:چشمه های آب گرم از زمین می جوشد /می جوشند

نهاد اگر کننده ی کار باشد (فاعل )خوانده می شود

مانند :پدرم روزنامه می خواند.

اگر نهاد کننده ی کار نباشد به آن مسند الیه یا نهاد غیر فاعلی می گویند.

مانند:هوا سرد است .

در اینجا (هوا )نهاد غیر فاعلی یا مسند الیه است.

راههای تشخیص مسند

به کمک نهاد یا مسندالیه بوسیله ی کلمات«چه،چگونه،چطور،چجور»از فعل ربطی سوال می پرسیم.آنچه در جواب می آید«مسند»می باشد

مسند یک اسم یا صفت می باشد و غالبا قبل از فعل ربطی می آید..

 

*آسان ترین راه برای پیدا کردن  نقش کلمات در شعر،تبدیل آنها به نثر ساده و روان می باشد.


در تشخیص نهاد از جمله سوال « چه کسی ؟ چه چیزی ؟ » را می پرسیم و جواب « نهاد » خواهد بود:

 

آسمان مثل یک تبسّم شد. ( چه چیزی ؟ : آسمان( نهاد)

 

دامن پاکت ای فرشته مهر        باغ آیینه گون توحید است

بازگردانی جمله: ( ای فرشته مهر: ( جمله ی بی فعل ) دامن پاکت باغ آیینه گون توحید است( چه چیزی ؟ : دامن پاکت ( نهاد)

 

2- بعد از جداسازی نهاد ، بقیّه جمله گزاره است. در جملات فوق:

مثل یک تبسّم شد ( گزاره)

باغ آیینه گون توحید است ( گزاره)

- فعل مهم ترین جزء گزاره است و بعد از بازگردانی باید در پایان جمله بیاید:

 

زندگی بر تو می زند لبخند: زندگی بر تو لبخند می زند

نهاد( زندگی)    گزاره( بر تو لبخند می زند )

 

4- همان طوری که نهاد ممکن است یک کلمه یا بیشتر باشد، گزاره هم گاهی یک فعل است و گاهی اجزای بیشتری دارد:

 

من اینجا چون نگهبانم تو چون گنج      تو را آسودگی باید مرا رنج

جمله اول: من(نهاد)       اینجا چون نگهبانم( گزاره)

جمله دوم: تو ( نهاد)      چون گنجی ( گزاره)

جمله سوم: آسودگی( نهاد)  برای تو لازم است ( گزاره)

جمله چهارم: رنج( نهاد)    برای من لازم است. ( گزاره)

 

5- گاهی نهاد در جمله وجود ندارد. در این موقع با نگاه به فعل یا از طریق قرینه های جمله قبلی به وجود نهاد پی می بریم. هنگام نبود نهاد به جایش « - » می گذاریم:

 

 با نگاه های کنجکاوانه و تشنه، به درس بزرگ طبیعت می نگریستم. ( چه کسی؟ )

اگر به فعل نگاه کنید ، -َم در آخر فعل « شناسه » نام دارد و نهاد را به ما می شناساند؛ یعنی ( من)

 





علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

دوعدد گنگ وگویا

تاریخ:پنجشنبه 4 آبان 1396-08:12 ق.ظ

8
پس:حاصل ضرب وتقسیم دوعدد گنگ ممکن است گنگ وگویا شود
6-بین دوعدد


1-مجموع دوعدد گنگ یا ضرب دوعددگنگ همواره گنگ نیست :مثال


 22=   3 √-5 +)×(  3 √+5)                

مثال:
 103 √-5 +)+(  3 √+5)
2-بین دوعددحقیقی بیشمار گویا وگنگ هست.
مجموع وتفاضل گویا و گنگ عددی گنگ است

3 +5          و          3 -5
3-ضرب هر عدد گویا غیر0 در هر عدد گنگ عددی گنگ است.

3 √×4= 3 √4
4-خارج قسمت  تقسیم گنگ وگویا غیر 0 عددی گنگ است
3 √÷7= 3 √/7
5-
خارج قسمت دوعدد گنگ  همواره گنگ نیست :مثال


 13 )÷(  3 √)
        
        بین             10 √ و
4    چهار عدد گنگ بنویس.
6 √و
5 و 
8 √و7
7-بین دوعدد گویا 4/5و4/6 بیشمار گنگ هست




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

زوج و فرد

تاریخ:پنجشنبه 4 آبان 1396-08:03 ق.ظ

قواعد مربوط به حاصل ضرب اعداد زوج و فرد

عدد فرد × فرد = عدد فرد

عدد زوج × زوج = عدد زوج

عدد زوج × فرد = عدد زوج

تفریق اعداد زوج و فرد

حاصل تفریق دو عدد فرد، همواره عددی زوج است.

حاصل تفریق دو عدد زوج، همواره عددی زوج است.

حاصل تفریق یک عدد زوج و یک عدد فرد، عددی فرد است.

 

د ) مجموع چند عدد فرد، اگر تعداد اعداد فرد باشد، همیشه فرد است.

ذ ) مجموع چند عدد فرد، اگر تعداد اعداد زوج باشد، همیشه زوج است.

ر ) مجموع دو عدد در حالی که یکی از آنها زوج و دیگری فرد باشد، همواره فرد است.

ز ) مجموع سه عدد در حالی که دو عدد آن فرد و یک عدد آن زوج باشد، همواره زوج است.

س ) مجموع سه عدد در حالی که دو عدد آن زوج و یک عدد آن فرد باشد، همواره فرد است.

ش ) مجموع سه عدد متوالی در حالی که دو عدد آن فرد و یک عدد آن زوج باشد، و از عدد فرد شروع و به عدد فرد ختم شود همواره زوج است.

ص ) مجموع سه عدد در حالی که دو عدد آن زوج و یک عدد آن فرد باشد، همواره فرد است.

 ) برخی قواعد مربوط به حاصل جمع و ضرب سه عدد

الف ) اگر هر سه عدد زوج باشند، حاصل جمع و حاصل ضرب آنها زوج خواهد شد.

ب ) اگر هر سه عدد فرد باشند، حاصل جمع و حاصل ضرب آنها فرد خواهد شد.

ج ) اگر دو عدد زوج و یک عدد فرد باشد، حاصل جمع آنها فرد و حاصل ضرب آنها زوج خواهد شد.

د ) اگر دو عدد فرد و یک عدد زوج باشد، حاصل جمع و حاصل ضرب آنها زوج خواهد شد.

ذ ) حاصل ضرب دو عدد متوالی همواره زوج است.

ر ) حاصل ضرب دو عدد فرد همواره فرد است.

ز ) حاصل ضرب هر عدد زوجی در هر عددی همواره زوج است.




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

الگوی ...,1,2,2,3,3,3,4,4,4,4,5

تاریخ:سه شنبه 25 مهر 1396-06:41 ق.ظ



سری اعداد  1,  (2,2), (3,3,3), (4,4,4,4), ...

1اولین عضو : 1
دومین, سومین عضو : 2
چهارمین, پنجمین, ششمین : 3
هفتمین -هشتمین -نهمین -دهمین :  4
یازدهمین-دوازدهمین- سیزدهمین چهاردهمین - پنزدهمین : 5
همان اعداد مثلثی  1,3,6,10,15, ...
فرمول  n(n+1)/2=6 جایی که   n=1,2,3,...
=6.


اگر,n=7.
2 / 7×8=بیست و هشتمین است= 7
از 22 تا 28 عدد 7 دارد


پیدا کنی بزرگترین عدد را بین 100و200
n(n+1)2<100n(n+1)<200


= 13
(زیرا 13×14=182 < 200 واگرn=14, 14×15 بزرگتراز200)

پس       :       n=13, n(n+1)/2=13×14/2=91
نودویکمین عدد 13

نودودومین عدد 14
=> نودودومین عدد14 هست تا  105 

پس:صدمین عدد= 14




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

تعدادرقم 1تا500

تاریخ:جمعه 21 مهر 1396-04:36 ب.ظ


1تا500 چند رقم دارد؟
 3 رقمی ها       401=500-99
                    تعداد رقم           1392= ( 1×9)+  (2×90)+(3×401   )





علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 


  • تعداد صفحات :115
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...