تبلیغات
معلم5 فتحی

آموزشی.اطلاعات مفید علمی . سوال های درسی . تدریس ریاضی

صلوات

تاریخ:دوشنبه 3 تیر 1392-02:52 ب.ظ

.

لطفاً برای اطلاع از مطالب قبلی به فهرست مطالب ،  آرشیو  مطالب قبلی  و یا صفحات جانبی مراجعه نمائید.

در پایین همین صفحه شماره های 1و2 تا  .... وجود دارد که روی هر

شماره کلیک کنید صفحه جدیدی برای  مطالعه بگشوده می شود .






علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

رقم یکان دراعداد زوج وفرد

تاریخ:چهارشنبه 4 مرداد 1396-06:09 ق.ظ



رقم یکان

1- هرگاه چند عدد زوج را با هم جمع کنیم رقم یکان حاصل جمع،حتماً زوج خواهد شد.

2- هرگاه چند عدد فرد را با هم جمع کنیم رقم یکان حاصل جمع،ممکن است زوج باشد یا فرد.

اگر تعداد اعداد،فرد باشد رقم یکان حاصل جمع،فرد می‏شود و بلعکس

3-هرگاه عدد زوجی را هرچند بار در خودش ضرب کنیم رقم یکان حاصل ضرب،حتماً زوج خواهد بود.


اعداد صحیح با توجه به بخش‌پذیریشان به عدد دو به دو بخش زوج و فرد تقسیم می‌شوند. اعداد فرد به اعداد صحیحی گفته می‌شوند که بر دو بخش پذیر نباشند.(حاصل تقسیم آنها به دو نیمه یک عدد صحیح و باقی‌مانده یک باشد. اعداد فرد(Odd number) در ریاضی در مقابل اعداد زوج قرار دارند و مضرب دو نیستند. یک و منفی سه از اعداد فرد هستند. صفر، چهار و منفی دو از اعداد زوج هستند. به ازای هر عدد صحیح مانند n هر عدد k زوج است اگر و تنها اگر k=2n باشد یا عدد صحیحی که ۲ را عاد کند زوج است (در حالت کلی تر اگر عددی، عدد زوجی را عاد کند زوج است) به ازای هر عدد صحیح مانند n هر عدد p فرد است اگر و تنها اگر p=2n-۱ باشد یا عدد صحیحی که ۲ را عاد نکند فرد است (در حالت کلی تر اگر این عدد صحیح هیچ عدد زوجی را عاد نکند فرد است) به عبارت دیگر برای اثبات زوج بودن یک عدد کافی است ثابت کنیم از یک عدد فرد یک واحد کمتر است (یا بیشتر است) به همین صورت برای اثبات فرد بودن یک عدد کافی است ثابت کنیم از یک عدد زوج یک واد بیشتر (یا کمتر) است

  • عدد صفر زوج است
  • اعداد -۱ و -۳ و ... فرد هستند
  • اعداد -۲ و -۴ و ... زوج هستند
  • اعداد نا صحیح نه زوج هستند و نه فرد
  • حاصل جمع دو عدد زوج، زوج است.
  • حاصل جمع دو عدد فرد، زوج است.
  • حاصل جمع یک عدد زوج با یک عدد فرد، فرد است
  • حاصل ضرب یک عدد فرد در هر عدد فردی، فرد است.
  • حاصل ضرب یک عدد زوج در هر عدد طبیعی، زوج است.      ویکی پدیا



علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

ارتفاع وارد بر وتر

تاریخ:چهارشنبه 4 مرداد 1396-06:05 ق.ظ



ارتفاع وارد بر وتر:

برای محاسبه ارتفاع وارد بر وتر ، می توانیم از فرمول زیر استفاده کنیم.

     وتر ÷ حاصل ضرب دو ضلع زاویه‏ی قائمه= ارتفاع واردبر وتر

مثال : اگر دو ضلع زاویه‏ی قائمه مثلث قائم الزاویه‏ای 5 و 12 س باشدووتر آن 15 س باشد.طول ارتفاع وارد بر وتر آن چقدر است؟

         4  =  15 ÷  12×5




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

تعداد زاویه ها

تاریخ:چهارشنبه 4 مرداد 1396-06:04 ق.ظ


تعداد زاویه ها:

هرگاه در چند زاویه ی مجاور که دارای راس مشترک هستند ، بخواهیم تعداد زاویه ها را تعیین کنیم ، از فرمول زیر استفاده می کنیم.

                     2 ÷ (تعداد فاصله ها× تعداد نیم خط ها ) = تعداد زاویه ها

توجه : تعداد فاصله ها،از تعداد نیم خط ها یکی کم تر است.






علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

تعداد زاویه ها با داشتن تعداد ضلع چند تاست

تاریخ:چهارشنبه 4 مرداد 1396-06:04 ق.ظ


تعداد زاویه ها:

هرگاه در چند زاویه ی مجاور که دارای راس مشترک هستند ، بخواهیم تعداد زاویه ها را تعیین کنیم ، از فرمول زیر استفاده می کنیم.

                     2 ÷ (تعداد فاصله ها× تعداد نیم خط ها ) = تعداد زاویه ها

توجه : تعداد فاصله ها،از تعداد نیم خط ها یکی کم تر است.





علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

تعداد قطرهای چندضلعی ها:

تاریخ:چهارشنبه 4 مرداد 1396-06:02 ق.ظ


تعداد قطرهای چندضلعی ها:

از تعداد ضلع ها، 3 تا کم کرده، جواب را در تعداد ضلع ها ضرب کرده و سپس جواب را بر 2 تقسیم می کنیم.

2÷ تعداد ضلع ها × ( 3 -  تعداد ضلع ها ) = تعداد قطرها

از هر راس چند ضلعی به اندازه‏ی (3- تعدا ضلع ها ) قطر می گذرد. مثلا از یک راس چهار ضلعی ( 1= 3 – 4) یک قطر می گذرد.

مثال : یک شش ضلعی چند قطر دارد؟

تعداد قطرها          9= 2 ÷ 6 × ( 3 – 6 )





علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

لیست عددهایی که مثلث فیثاغورث را می سازند.

تاریخ:چهارشنبه 4 مرداد 1396-05:39 ق.ظ

مثلث فیثاغورث


مثلثها - مثلث قائم الزاویه ومثلث فیثاغورث

لیست عددهایی که مثلث فیثاغورث را می سازند.
(3,4,5) (5,12,13) (7,24,25) (8,15,17) (9,40,41)
(11,60,61) (12,35,37) (13,84,85) (15,112,113) (16,63,65)
(17,144,145) (19,180,181) (20,21,29) (20,99,101) (21,220,221)
(23,264,265) (24,143,145) (25,312,313) (27,364,365) (28,45,53)
(28,195,197) (29,420,421) (31,480,481) (32,255,257) (33,56,65)
(33,544,545) (35,612,613) (36,77,85) (36,323,325) (37,684,685)






علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

ارزش هر عدد .مکانی و مطلق

تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1396-07:01 ق.ظ



هر عدد دو ارزش دارد،

١-ارزش مكانی

٢-ارزش مطلق

ارزش مكانی نسبت به مكان قرار گیری عدد ارزش می یابدیعنی اینکه همان 4 ارزش واقعی اش هنگامی معلوم می شود که در یکی از مرتبه ها قرار گیرد  ( مرتبه ی یکها ، مرتبه ی ده ها ، ... )

ولی ارزش مطلق به مكان بستگی ندارد 4 یعنی 4 تا سیب

در نتیجه صفر از نظر مطلق بی ارزش و كمترین ارزش را دارد

ولی از نظر مكانی بسته به موقعیت گاهی نسبت به ٩هم با ارزش تراست

به عبارت دیگر ارزش مکانی 4 در عدد 453 ، چهار صد و در عدد 499037 ، چهار صد هزار تاست .

توجه : در هر عدد اگر یکی از رقم ها 0 باشد ، کمترین ارزش مکانی مربوط به رقم  ( 0 ) است . مثلا در عدد بالا بیشترین ارزش مکانی را 4 و کمترین ارزش مکانی را ( 0 ) دارد .

این شیوه از هندویان به ما رسیده است که اعداد را با خاصیت دهدهی و با دادن ارزش مکانی به آن ها بیان کنیم .

خواندن اعداد بیش از سه رقم :

ابتدا بخش های مختلف جدول را معرفی می کنیم . یکها ، هزار ها ، میلیون ها ، ... را طبقه بندی می کنیم . یکان ، دهگان و صدگان را مرتبه می گوییم . جدول نشان دهنده ی این است که :

الف ) مرتبه در هر طبقه تکرار می شود .

ب) اگر مرتبه های مشابه هر طبقه را با هم مقایسه کنیم می بینیم که همیشه در هر طبقه یکان اولین رقم از سمت راست آن طبقه ، دهگان دومین رقم از سمت راست  و صد گان سومین رقم از سمت راست آن طبقه است .

پ) هر مرتبه در هر طبقه ، هزار برابر مرتبه ی مشابه آن در طبقه ی قبل است .

ت) هر مرتبه در هر طبقه ده برابر مرتبه ی قبل از خودش است .

در عدد 32724528 ابتدا سه رقم سه رقم از سمت راست جدا کرده ، تا طبقه ها مشخص شود . در این عدد 32 را با نام طبقه ی خودش یعنی میلیون و 24 را با نام طبقه ی خودش یعنی هزار می خوانیم . پس چون هر طبقه سه مرتبه دارد ، باید سه رقم سه رقم جدا کنیم

و چون طبقه ها از سمت راست کامل می شود ، پس باید از سمت راست جدا کنیم .

اولین رقم از سمت چپ بیشترین ارزش مکانی را دارد و اولین رقم از سمت راست ، کمترین ارزش مکانی را دارد . مگر در مواردی که ( 0 ) باشد کا کمترین ارزش مکانی مربوط به (0) می شود .

 

یكی ها

هزار ها

میلیون ها

 

یكان

دهگان

صدگان

یكان

دهگان

صدگان

یكان

دهگان

صدگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 











 

 




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

درجه دقیقه چیستوتبدیل درجه به دقیقه

تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1396-06:52 ق.ظ



1درجه برابر است با 60 دقیقه و بر عکس 1 دقیقه برابر است با 1/60 (یک شصتم) درجه

سیستم شصت‌تایی در زاویه
واحد مقدار نماد اختصار تبدیل
درجه ۱/۳۶۰ دایره ° deg ۱۷٫۴۵۳۲۹۲۵ mrad
دقیقه قوسی ۱/۶۰ degree ′ (پریم) arcmin، amin، {\displaystyle {\hat {'}}}، MOA ۲۹۰٫۸۸۸۲۰۸۷ µrad
ثانیه قوسی ۱/۶۰ دقیقه قوسی ″ (گزون) arcsec ۴٫۸۴۸۱۳۶۸ µrad
میلی‌ثانیه قوسی ۱/۱۰۰۰ arcsecond
mas ۴٫۸۴۸۱۳۶۸ nrad



مطالعه بیشتر
http://qa.canot.ir/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%AF/



علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

تعیین تعداد عددهای صحیح یک مجموعه‏ ی اعداد متوالی

تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1396-06:44 ق.ظ



تعیین تعداد عددهای صحیح یک مجموعه‏ ی اعداد متوالی

1-اگر تعداداعداد،از عدد اولی تا عدد آخری مورد نظر باشد از فرمول زیر،استفاده می‏شود.

1 + (عدد اولی عدد آخری) = تعداد اعداد

 نکته :اگر اعداد با فاصله منظم باشند  32و37و42و47 و..... 62


1 + فاصله ÷(عدد اولی عدد آخری) = تعداد اعداد

مثال: از عدد27 تا عدد 1027 چند عدد صحیح (عددی که کسری و اعشاری نباشد) وجود دارد؟                

تعداد اعداد   1001 = 1+(27 1027 )

 2-اگر تعداد اعداد،بین دو عدد اولی و آخری مورد نظر باشد از فرمول زیر،استفاده می‏شود.

1 ( عدد اولی عدد آخری) = تعداد اعداد

3- اگر تعداد اعداد زوج و یا فرد یک مجموعه‏ ی اعداد متوالی مورد نظر باشد از فرمول‏های زیر استفاده می‏شود.

1+ 2÷(کوچک‏ترین عدد زوج بزرگ‏ترین عدد زوج) = تعداد اعداد زوج

1 + 2÷(کوچک‏ترین عدد فرد بزرگ‏ترین عدد فرد) = تعداد اعداد فرد

مثال: از عدد 45تا 158چند عدد زوج وچند عدد فرد وجود دارد؟

57= 1 + 2 ÷ (46 158 ) = تعداد اعداد زوج

57 = 1 + 2 ÷ ( 45 157 )= تعداد اعداد فرد

مجموع اعداد صحیح متوالی

1-برای محاسبه‏ ی مجموع اعداد صحیح متوالی،از فرمول زیر استفاده می‏شود.

2 ÷ (تعداد اعداد × مجموع عدد اولی وعدد آخری ) = مجموع اعداد صحیح متوالی

مثال: محموع اعداد صحیح از 1 تا 100 را به دست آورید؟

مجموع اعداد           5050 = 2 ÷ 100( × (100 + 1 ))

2- برای محاسبه مجموع اعداد صحیح فرد متوالی که از عدد(یک) شروع 

می‏شوند ویا مجموع اعداد صحیح زوج متوالی‏ که‏ ازعدد(دو)شروع می‏شوند

علاوه بر فرمول قبلی،می‏توانیم از فرمول های زیر استفاده کنیم.

                تعداد اعداد × تعداد اعداد = مجموع اعداد صحیح فرد متوالی

       (1 + تعداد اعداد) × تعداد اعداد = مجموع اعداد صحیح زوج متوالی

مثال: مجموع اعداد صحیح زوج و مجموع اعداد صحیح فرد متوالی از 1 تا100 را به دست آورید؟

از 1 تا 100 ، 50تا فرد و 50 تا زوج هستند.

2500 = 50 × 50 = تعداد اعداد صحیح فرد متوالی

2550 = 51 × 50 = تعداد اعداد صحیح زوج متوالی

عدد وسطی

هرگاه مجموع چند عدد صحیح متوالی (با فاصله های یکسان) را بدهند و آن اعداد را بخواهند ،مجموع آن اعداد را بر تعدادشان تقسیم کرده،عدد وسطی به دست می‏آید.

1- اگر تعداد اعدادفرد باشد مانندمثال زیر عمل،می کنیم.

مثال: مجموع 5 عدد صحیح متوالی 75 می‏باشدکوچک‏ترین عدد را به دست آورید؟                                   

عدد وسطی                           15 = 5 ÷ 75

75 = 17 + 16 + 15 + 14 + 13

2- اگر تعداد اعداد زوج باشد مانند مثال زیر عمل می کنیم.

مثال: مجموع 6 عدد صحیح فرد متوالی 96 می باشد بزرگ ترین عدد را به دست آورید؟          

عدد وسطی               16 = 6  ÷ 96





علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

تعداد یک رقم در یک مجموعه‏ ی اعداد متوالی

تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1396-06:40 ق.ظ

تعداد اعداد

در مجموعه اعداد طبیعی (از یک شروع می‏شود)تعداد اعداد یک رقمی9 تا،

اعداد دو رقمی 90تا،

اعداد سه رقمی 900تا،اعداد چهاررقمی 9000 تاو... می باشد.



تعداد یک رقم در یک مجموعه‏ ی اعداد متوالی

1-از عدد1 تا 99 از همه‏ ی رقم‏ها 20 تا داریم به جز رقم(صفر)،که از آن 9 تا داریم.

2-از عدد 100تا 199 از همه ‏ی رقم‏ها 20تا داریم به جز رقم(یک)،که از آن 120 تا داریم.

3- از عدد 200تا 299 از همه‏ ی رقم‏ها 20تا داریم به جز رقم(دو)،که از آن 120 تا داریم و ...



علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

مبالغه

تاریخ:جمعه 30 تیر 1396-06:38 ق.ظ


مبالغه چیست؟
مبالغه واغراق آن است که در صفت کردن وستایش ونکوهش کسی یاچیزی افراط وزیاده روی کنند،چندانکه از حدّعادت معمول بگذرد وبرای شنونده شگفت انگیز باشد.
هرگاه اغراق ومبالغه را به درجه ای رسانده باشند که در عقل وعادت،ممکن وباورکردنی نباشد،آن را« غلو »می گویند.
اغراق در لغت به معنی سخت کشیدن کمان است.اغراق ومبالغه درجاتی دارد که بعضی به عقل وعادت نزدیکتر وبعضی دورتر است.مثال:
شود کوه آهن چودریای آب                         
اگر بشنود نام افراسیاب
ز سمّ ستوران درآن پهن دشت                   
زمین شد شش  و آسمان گشت هشت
که من از گشاد کمان روز کین                       بدوزم همی آسمان بر زمین
سعدی به طور نقد ادبی وتعریض گونه ای گفته است:
چه حاجت که نه کرسی آسمان                 
نهی زیر پای قزل ارسلان
مگر پای عزّت برافلاک نه          
 بگو روی اخلاص بر خاک نه
حافظ گوید :
هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است
   دردا که این معما شرح وبیان ندارد
نمونه ی دیگر ازسعدی:
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران                       کز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران
دوچشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران     دوخواب آلوده بربودندعقل از دست یاران



علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

نهاد وگزاره

تاریخ:جمعه 30 تیر 1396-06:31 ق.ظ


نهاد و گزاره :
نهاد قسمتی از جمله است که در باره ی آن خبری می دهیم . یا ((صاحب خبر))
          گزاره خبری است که در باره ی نهاد داده می شود.یا((خبر))
نهاد قسمت اول جمله است که میتواند در اشعار و نوشته های ادبی در اول ،وسط یا اخر قرار میگیرد

مثال : علی کتاب می خواند . در این جمله «علی» نهاد و «کتاب می خواند» گزاره است .
دانش آموزان کلاس پنجم آمدند .
در این جمله «دانش آموزان کلاس پنجم» نهاد و «آمدند» گزاره است.
در برخی از جمله ها نهاد یک کلمه است و گزاره بیش از یک کلمه، و در بعضی از جمله ها نهاد بیش از یک کلمه است و گزاره یک کلمه است .
نهاد میتواند یک ضمیر باشد :
مانند :او شیفته ی طبیعت بود.
گاهی نهاد از جمله حذف میشود.
مانند:فارسی را پاس میداریم .نهاد(ما)
مطابقت نهاد با فعل :نهاد جمله از نظر جمع و مفرد بودن با فعل مطابقت کند.
مانند :بچه ها با صدای بلند خندیدند.
بچه ها :جمع       خندیدند:فعل جمع
نکته :اگر نهاد ما غیر جاندار باشد و جمع باشد  فعل  آن میتواند هم به صورت جمع و هم مفرد آورده شود .
مانند:چشمه های آب گرم از زمین می جوشد /می جوشند
نهاد اگر کننده ی کار باشد (فاعل )خوانده می شود
مانند :پدرم روزنامه می خواند.
اگر نهاد کننده ی کار نباشد به آن مسند الیه یا نهاد غیر فاعلی می گویند.
مانند:هوا سرد است .
در اینجا (هوا )نهاد غیر فاعلی یا مسند الیه است.




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

انواع فعل

تاریخ:جمعه 30 تیر 1396-06:22 ق.ظ



انواع فعل
فعل کلمه ای است که برانجام کاری یا روی دادن حالتی و صفتی در یکی از سه زمان دلالت می کند
صیغه ی فعل: آن است که بر مفهوم زمان و شخص از نظر مفرد و جمع بودن دلالت دارد.
    اول شخص مفرد شنیدم                اول شخص جمع شنیدیم
    دوم شخص مفرد شنیدی               دوم شخص جمع شنیدید
    سوم شخص مفرد شنید                سوم شخص جمع شنیدند
بُن(ماده)ریشه: جزء ثابتی است که در همه ی صیغه های فعل ماضی یا مضارع وجود دارد را  بُن یا ماده ی فعل می گویند.
 بُن ماضی= مصدر مرخّم=سوم شخص مفرد ماضی مطلق.مثال: خورد، گفت، شنید
 بُن مضارع= دوم شخص مفرد فعل امر- « ﺑ » مثال:خور، گو ، شنو
شناسه ی فعل: جزء متغیری است که برشخص و مفرد و جمع بودن دلالت دارد.
که به آن ها ضمایر متصل فاعلی هم می گویند:  م – ی – د – یم – ید - ند
زد م                          می روم
زد ی                         می روی
زد                          می رود
زد یم                        می رویم
زد ید                        می روید
زد ند                        می روند

الف) فعل ماضی یا گذشته     ب) مضارع یا حال    ج) مستقبل یا آینده
الف) فعل ماضی :
فعلی است که در زمان گذشته روی داده است.
 مانند: زدم، می زدم، زده بودم
فعل ماضی بر 5 نوع است
   ماضی مطلق
   ماضی استمراری
   ماضی نقلی
   ماضی بعید
   ماضی التزامی
1- ماضی مطلق: فعلی است که در گذشته به طور ساده(مطلق) انجام گرفته است. خواه به زمان حال نزدیک و پیوسته و خواه دور باشد. و آن از بن ماضی و افزودن شناسه های لازم ساخته می شود:
 پارسال این کتاب را خریدم .
مسعود الآن به خانه آمد .
آمدم                آمدیم
آمدی               آمدید
آمد                  آمدند
 ماضی استمراری ،آن است که دلالت کند بر صدور فعل در زمان گذشته به طریق استمرار و تکرار و تدریج و علامت آن " می " یا " همی " است در اول ماضی مطلق :
 روزها درس می خواند .
شب ها کار می کردند .
گاهی نیز با افزودن «می» یا «همی» در اول ماضی مطلق و یا(ی) در آخر ماضی مطلق و یا (می) در اول (ی) درآخر و گاهی نیز (همی) در اول (ی) در آخر ماضی مطلق ساخته می شود. مانند:
همی دیدم - می دیدمی- دیدمی- همی دیدمی
می رفتم             می رفتیم
می رفتی            می رفتید
می رفت             می رفتند
3- ماضی نقلی:  فعلی است که از گذشته آغاز شده و معمولاً تا حال ادامه دارد و از صفت مفعولی فعلی که می خواهیم بسازیم و (ام، ای، است، ایم، اید، اند) ساخته می شود. مانند:
 سهراب ایستاده است .
یوسف نشسته است.
رفته ام          رفته ایم
رفته ای          رفته اید
رفته است         رفته اند
            3- ماضی بعید یا دور :
 فعلی است که در گذشته ی دور انجام یافته است و از صفت مفعولی فعل مورد نظر با ماضی مطلق « بودن» ساخته می شود.مانند:
مسعود ، دیروز بازار رفته بود .
بهرام ، بامداد اینجا آمده بود .
رفته بودم                       رفته بودیم
رفته بودی                      رفته بودید
رفته بود                          رفته بودند
5- ماضی التزامی: فعلی است که برانجام کاری در گذشته همراه با شک و تردید و خواهش و آرزو و مانند دلالت دارد. مانند:
 باید آمده باشد .
 شاید شنیده باشد.
به گمانم دیده باشند.
رفته باشم                رفته باشیم
رفته باشی               رفته باشید
رفته باشد                 رفته باشند
ب ) فعل مضارع :فعلی است که بر انجام کاری یا روی دادن حالتی و صفتی در زمان حال یا آینده دلالت می کند.
می گویم – همی گوید – می رود- می خوانیم
فعل مضارع سه قسم است:
  مضارع اخباری
  مضارع التزامی
  مضارع ملموس (در جریان)
مضارع اخباری: مضارع اخباری بر انجام کاری در زمان حال به طور قطعی به کار می رود.
مضارع اخباری به کمک بن مضارع فعل مورد نظر و شناسه ها (ضمایر متصل فاعلی) ساخته می شود: می+ رو + م= می روم
می روم            می رویم
می روی           می روید
می رود             می روند
2- مضارع التزامی:
مضارع التزامی فعلی است که بر انجام کاری در زمان حال یا آینده همراه با شک و دودلی و تردید دلالت دارد.
طریقه ی ساخت آن: هر گاه به جای «می» درمضارع اخباری «ڊ» قرار دهیم، فعل به صورت مضارع التزامی در می آید.مثال:
« می رود » مضارع اخباری است.
«  برود  » مضارع التزامی است
بروم              برویم
بروی             بروید
برود              بروند
3- مضارع ملموس(در جریان): مضارع ملموس بر انجام کاری یا روی دادن حالت و صفتی در زمان حال یا آینده ی نزدیک به صورت استمرار دلالت دارد.
مثال: حسین دارد می نویسد.
طرز ساخت آن چنین است: مضارع مصدر داشتن +  مضارع اخباری فعل مورد نظر
دارم می بینم                داریم می بینیم
داری می بینی              دارید می بینید                 دارد می بیند                دارند می بینند
3- ماضی بعید یا دور :
 فعلی است که در گذشته ی دور انجام یافته است و از صفت مفعولی فعل مورد نظر با ماضی مطلق « بودن» ساخته می شود.مانند:
مسعود ، دیروز بازار رفته بود .
بهرام ، بامداد اینجا آمده بود .
رفته بودم                       رفته بودیم
رفته بودی                      رفته بودید
رفته بود                          رفته بودند
5- ماضی التزامی: فعلی است که برانجام کاری در گذشته همراه با شک و تردید و خواهش و آرزو و مانند دلالت دارد. مانند:
 باید آمده باشد .
 شاید شنیده باشد.
به گمانم دیده باشند.
رفته باشم                رفته باشیم
رفته باشی               رفته باشید
رفته باشد                 رفته باشند

2- ماضی استمراری ،آن است که دلالت کند بر صدور فعل در زمان گذشته به طریق استمرار و تکرار و تدریج و علامت آن " می " یا " همی " است در اول ماضی مطلق :
 روزها درس می خواند .
شب ها کار می کردند .
گاهی نیز با افزودن «می» یا «همی» در اول ماضی مطلق و یا(ی) در آخر ماضی مطلق و یا (می) در اول (ی) درآخر و گاهی نیز (همی) در اول (ی) در آخر ماضی مطلق ساخته می شود. مانند:
همی دیدم - می دیدمی- دیدمی- همی دیدمی
می رفتم             می رفتیم
می رفتی            می رفتید
می رفت             می رفتند
3- ماضی نقلی:  فعلی است که از گذشته آغاز شده و معمولاً تا حال ادامه دارد و از صفت مفعولی فعلی که می خواهیم بسازیم و (ام، ای، است، ایم، اید، اند) ساخته می شود. مانند:
 سهراب ایستاده است .
یوسف نشسته است.
رفته ام          رفته ایم
رفته ای          رفته اید
رفته است         رفته اند



علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

نکته های عددهای اعشاری

تاریخ:دوشنبه 19 تیر 1396-05:43 ب.ظ


پیشروی درتقسیم
تقسیم اعشار
مطالعه بیشتر به لینکها توجه شود

نکته هایی از فصل اعشار ریاضی

اعداد اعشاری اعدادی هستند که از دو قسمت صحیح و اعشاری تشکیل شده اند.مانند4/35 که قسمت صحیح آن  4و قسمت اعشاری آن 35 می باشد.

به کسرهایی که مخرج آن ها 10  یا 100  یا 1000  یا ...  باشد کسر اعشاری می گویند.

در عددهای اعشاری اولین رقم بعد از ممیز دهم، دومین رقم صدم ، سومین رقم هزارم و... می گویند

برای تبدیل کسرهایی که مخرج آنها  10 یا 100 یا 1000 یا ... می باشد، ابتدا صورت کسر را نوشته و سپس به تعداد صفرهای مخرج از سمت راست عدد ، جدا کرده و ممیز می زنیم.

 برای تبدیل کسرهایی که مخرج آنها  10 یا 100 یا 1000 یا ... نیست باید صورت ومخرج را در عددی ضرب کنیم تا مخرج کسر یکی از عددهای 10 یا 100 یا 1000 یا ... شود .

اگر مخرج یک کسر به عددهای 10 یا 100 یا 1000 یا ...تبدیل نشد در این صورت باید صورت کسر را بر مخرجش تقسیم کنیم و خارج قسمت را تا یک رقم اعشار و یا بیشتر به دست آوریم.

روش مقایسه ی دو عدد اعشاری : ابتدا قسمت های صحیح را باهم مقایسه می کنیم، عددی بزرگ تر است که قسمت صحیح آن بزرگ تر باشد.  در صورت مساوی بودن قسمت های صحیح ،  قسمت های اعشاری آن ها را به ترتیب : به این صورت که ابتدا رقم های مرتبه ی دهم، سپس رقم های مرتبه ی صدم، سپس رقم های مرتبه ی هزارم , را باهم مقایسه می کنیم.

روش تبدیل عددهای اعشاری به کسر : ابتدا عدد را بدون ممیز در صورت کسر می نویسیم ، تعداد رقم های قسمت اعشار ، نشان دهنده ی تعداد صفرهای جلوی یک در مخرج است.

 

اگر در عددهای اعشاری ، بعد از آخرین رقم اعشاری به تعداد دلخواه صفر بگذاریم عدد هیچ تغییری نمی کند. از این خاصیت در جمع و تفریق یا پیش روی در تقسیم اعشاری استفاده می کنیم.

مثال :      ... = 75/300= 75/30 = 75/3

توجه کنید اگر در بین رقم های یک عدد اعشاری صفر قرار دهیم عدد تغییر می کند به طور مثال عددهای 25/2  و  25/02برابر نیستند.

جمع اعداد اعشاری

بهتر است عدد بزرگتر را بالا قرار دهیم.

-قسمت های صحیح را زیر هم می نویسیم یعنی : یکان زیر یکان، دهگان زیر دهگان و ...

ممیز را در زیر ممیز می نویسیم.

قسمت های اعشاری را زیر هم می نویسیم یعنی دهم زیر دهم، صدم زیر صدم و...

مانند جمع معمولی ، عمل جمع را انجام می دهیم.

تفریق اعداد اعشاری

باید حتما عدد بزرگتر را بالا قرار دهیم.

 

قسمت های صحیح را زیر هم می نویسیم یعنی : یکان زیر یکان، دهگان زیر دهگان و ...

ممیز را در زیر ممیز می نویسیم.

قسمت های اعشاری را زیر هم می نویسیم یعنی دهم زیر دهم، صدم زیر صدم و...

مانند تفریق معمولی ، عمل تفریق را انجام می دهیم.

ضرب اعداد اعشاری

برای ضرب اعداد اعشاری ، دو عدد را بدون در نظر گرفتن ممیز در زیر هم نوشته و عمل ضرب را انجام می دهیم سپس به تعداد رقم های اعشاری در حاصل ضرب از سمت راست به چپ رقم جدا کرده و ممیز می زنیم.

تقسیم اعداد اعشاری

خط اعشاری ممیز را توجه كنید.وقتی به خط اعشاری رسیدیم باید ممیزرا در خارج قسمت بگذارید وبعد عدد را پایین بیاورید

  بقیه را به لینک مراجعه کنید

تقسیم اعشاری نوع اول : یعنی مقسوم عدد اعشاری است ولی مقسوم علیه عدد صحیح.

تقسیم اعشاری نوع دوم : یعنی مقسو م علیه عدد اعشاری می باشد.

روش حل تقسیم اعشاری نوع اول :

ابتدا از ممیز یک خط راست می کشیم . این خط نشان دهنده تمام ممیزهایی  است که در میان اعداد قرار می گیرد.

تقسیم را مانند تقسیم معمولی انجام می دهیم.

وقتی به ممیز رسیدیم در خارج قسمت ممیز میزنیم.

در پایان ، در باقیمانه ار روی خط، ممیز می زنیم.

روش حل تقسیم اعشاری نوع دوم به لینک توجه کنید

 

ابتدا باید مقسوم و مقسوم علیه را در 10 ویا 100 ویا 1000 ویا... ضرب کنیم. تا ممیز مقسوم علیه از بین برود و سپس تقسیم را انجام می دهیم.

(اگر مقسوم علیه یک رقم اعشار داشته باشد در 10 ضرب می کنیم- اگر مقسوم علیه دو رقم اعشار داشته باشد در 100 ضرب می کنیم ... )

در پایان کار باقیمانده را بر عددی که مقسوم و مقسوم علیه ضرب کردیم تقسیم می کنیم.




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

بخش پذیری1تا25

تاریخ:دوشنبه 19 تیر 1396-05:40 ب.ظ




بخش پذیری بر اعداد ۱ - ۲۵

 

۱- همه ی اعداد بر یک بخش پذیر هستند.

۲- عددی بر 2 بخش پذیر است که رقم یکانش بر 2 بخش پذیر باشد.

۳- عددی بر 3 بخش پذیر است که مجموع ارقامش بر 3 بخش پذیر باشد.

۴- عددی بر 4 بخش پذیر است که رقم یکان به اضافه ی 2 برابر رقم دهگان آن بر 4 بخش پذیر باشد.(عددی بر 4 بخش پذیر است که دو رقم سمت راست آن بر 4 بخش پذیر باشد )

۵- عددی بر 5 بخش پذیر است که رقم یکانش بر 5 بخش پذیر باشد.

۶- عددی بر 6 بخش پذیر است که بر2 و 3 بخش پذیر باشد.

۷- عددی بر 7 بخش پذیر است که اگر 2 برابر رقم یکان آن را از عددی که از حذف یکان به دست آمده کم کنیم، حاصل بر7 بخش پذیر باشد.

۸- عددی بر 8 بخش پذیر است که رقم یکان به اضافه 2 برابررقم دهگان به اضافه ی 4 برابر رقم صدگان آن بر 8 بخش پذیر باشد.( عددی بر 8 بخش پذیر است که سه رقم سمت راست آن بر 8 بخش پذیر باشد )

۹- عددی بر 9 بخش پذیراست که مجموع ارقامش بر 9 بخش پذیر باشد.

۱۰- عددی بر 10 بخش پذیر است که رقم یکان آن صفر باشد.

 

۱۱- عددی بر 11 بخش پذیر است که اگر ارقام آن را یک در میان به دو دسته تقسیم کنیم و مجموع ارقام هر دسته را به دست آوریم و سپس دو عدد به دست آمده را از هم کم کنیم عدد حاصل بر 11 بخش پذیر باشد.

۱۲- عددی بر 12 بخش پذیر است که بر 3 و 4 بخش پذیر باشد.

۱۳- عددی بر 13 بخش پذیر است که اگر 4 برابر رقم یکان آن را با عددی که از حذف یکان به دست آمده جمع کنیم، حاصل بر 13 بخش پذیرباشد.

۱۴- عددی بر 14 بخش پذیر است که بر 2 و 7 بخش پذیر باشد.

۱۵- عددی بر 15 بخش پذیر است که بر 3 و 5 بخش پذیر باشد.

۱۶- عددی بر 16 بخش پذیر است که چهار رقم سمت راست آن بر 16 بخش پذیر باشد

 

۱۷-عددی بر 17 بخش پذیر است که اگر رقم یکان آن را ۵ برابر کنیم و آن را از عدد حاصل از حذف یکان عدد اولیه کم کنیم حاصل بر 17 بخش پذیر شود.

۱۸-عددی بر 18 بخش پذیر است که هم بر 9 و هم بر 2 بخش پذیر باشد.

۱۹-عددی بر 19 بخش پذیر است که 2 برابر یکان آن به اضافه بقیه ارقام آن بر 19 بخش پذیر باشد.

۲۰-عددی بر 20 بخش پذیر است که رقم یکانش 0 و رقم دهگانش زوج باشد.

 

۲۱-عددی بر 21 بخش پذیر است که بر 3 و 7 بخش پذیر باشد.

۲۲-عدد بر 11 و 2 بخش پذیر باشد.

۲۳-اعدادی بر 23 بخش پذیر ند که اگر رقم یکان آنها را 7 برابر کرده و با بقیه ارقام شان جمع کنیم حاصل بر 23 بخش پذیر است.

مثال : 253 بر 23 بخش پذیر است زیرا 46=25+21=25+3×7

و 46 بر 23 بخش پذیر است.

۲۵-اعدادی بر 25 بخش پذیرند که دو رقم سمت راست آن ها بر 25 بخش پذیر باشد

 





علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 


  • تعداد صفحات :115
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...