آموزشی.اطلاعات مفید علمی . سوال های درسی . تدریس ریاضی

روزه کله گنجشکی

تاریخ:پنجشنبه 4 تیر 1394-08:01 ق.ظ

روزه ی کله گنجشکی

از سحر تا الآن

روزه دارد مادر

موقع افطار است

نیم ساعت دیگر

چای افطارش را

من خودم دم کردم

زحمت او را با

کار خود کم کردم

روزه دارم من هم

مثل مادر جانم

من نمازم را هم

مثل او می خوانم

روزه من اما

مثل او کامل نیست

روزه من اسمش

کلّه گنجشکی است

روزه ی کله گنجشکی

داستان اول:

هر سال که ماه مبارک رمضان فرا می رسد ، در کنار غمی که عده ای از جمله شکمبارگان ، افراد سیگاری در انواع مختلف ، لاتهای الکی ، زنان و دختران بد حجاب رنگ ر روغن زده عروسکی لباس تنگ پوش و ...را فرا می گیرد. که در کنارشان البته از نباید افراد متظاهر و خود نمایی غافل شد  که همیشه مجبورند بخاطر خلق خدا جانماز آب بکشند تا نماز بخوانند و نیز هستند کسانی که مجبورند در ماه رمضان روزه بگیرند. و چون روزه می گیرند نماز می خوانند. وگر نه در ماههای دیگر نماز هم نمی خوانند. چنانکه فکر می کنند این شیوه مسلمانی است. و بس.

برای اینها و البته کسان دیگری هم سخت می گذرد و آنها کسانی هستند که در خفا انواع خوراکی تناول می کنند اما چه سود (نمی چسبد) یعنی لذتی در خورکشان نیست. حالا بماند که بیچاره ها هر چه که می خورند سیر نمی شوند.

گروه دیگری هم هستند که روزه می گیرند ولی غافل از اینکه روزه شان باطل می شود و آنها فقط گرسنگی و تشنگی را تحمل می کنند. آنها با یک دروغ ، غیبت و یا چشم چرانی روزشان باطل می شود ولی آنها می اندیشند که روزه ای کامل گرفتند و البته در نزد خدا از صواب اکمل برخوردار شدند.

گروه های کارگری ، کارمندی ، سن بالا ها ، مسافران ، مریضان ، آدم لاغر ها ، زنان حامله و شیرده و... که البته برای هر کدام دلایل (کلاه)شرعی ای هست که روزه نگیرند و اشکالی نیست.

منظور این است که هر کس به نحوی می خواهد از این مهمانی(روزه گیری) بگریزد.

اما گروه دیگر بچه های دوره اول دبیزستان و تعدادی هم ابتدایی هستند که به آنها هم سخت می گذرد. انها مجبورند  دائم از والدین خود استمداد کنند که یک کاری برای گرسنگی شان بکنند. که خوب چون والدین هم روزه دار هستند و آدم گرسنه حال خودش را هم ندارد از این رو تنها با آماده کردن غذای زورکی رفع تکلیف می کنند. این کوچولو ها هم که وقتی کج خلقی آنها را می بینند راضی به همان غذای نا کافی می شوند و سکوت می کنند. که این سکوت در نزد خدا امتیاز زیادی دارد. و این بچه ها با خدا خود خیلی رفیق هستند. چرا که غالباً از کله سحر تا سر ظهر و از سر ظهر تا افطار مغرب از خوردن و آشامیدن و دروغ و تهمت و غبیت و کج خلقی و... نیز خود داری می کنند. از نظر آنها این امساک شان روزه کله گنجشکی است. که باز اگر درست حساب کنیم برای اینها اگر چه سخت می گذرد ولی باز امتیازشان بیشتر می شود. چون در قاعده بازی آنها ، آنان در هر روز دو روزه کله گنجشکی می گیرند که سر جمع یک ماه می شود ۶۰ روزه . این در حالی است که بواسطه ابطال عمدی یک روزه ۶۰ روزه جریمه دارد. 


داستان دوم:


فاطمه کوچولو با صدای اذان صبح بیدار شد. از تختش پایین اومد و رفت سمت آشپزخونه که آب بخوره، دید مامانش داره سفره  رو جمع می کنه. گفت: مامانی داری چی کار می کنی؟الان داری صبحانه می خوری؟

مامان فاطمه لبخندی زد و گفت: نه عزیزم، من و بابات سحری خوردیم، آخه الان ماه رمضونه و باید روزه بگیریم.

فاطمه گفت: پس چرا منو بیدار نکردین. منم می خوام روزه بگیرم.

مامان گفت: عزیزم تو هنوز کوچولویی و روزه بهت واجب نشده.

ولی فاطمه گفت: منم دلم می خواد مثل شما روزه بگیرم.

مامان گفت: باشه، فردا صبح بیدارت می کنم که سحری بخوری و روزه بگیری.

فاطمه کوچولو اون شب رو زود خوابید تا صبح قبل از اذان بتونه بیدار بشه و سحری بخوره. مامان فاطمه اونو برای سحری بیدار کرد. فاطمه خیلی خوشحال بود. چون می خواست مثل بزرگترا روزه بگیره.

فاطمه سحری شو خورد و نمازشم با مامانش خوند و خوابید. صبح که بیدار شد یه کمی گرسنش شده بود می خواست بره سر یخچال که یه چیز بخوره که یادش اومد روزست. فوری در یخچال رو بست و به اتاقش رفت و با عروسکاش بازی کرد.

موقع ظهر مامان فاطمه صداش کرد و بهش گفت: عزیزم یه کمی غذا بخور.

فاطمه گفت: آخه روزم باطل می شه. مامانش گفت: عزیزم تو روزه کله گنجشکی بگیر. آخه تو هنوز خیلی کوچولویی و روزه بهت واجب نشده.

فاطمه از مامانش پرسید: روزه ی کله گنجشکی دیگه چیه؟

مامان جوواب داد: روزه ی کله گنجشکی روزه ای که کوچکترا می گیرن و می تونن بعضی وقتا یه کمی غذا بخورن. آخه اونا هنوز کوچولو و ضعیفن.

فاطمه از مامانش پرسید: پس کی روزه ی کامل به من واجب می شه؟ مامان جواب داد: تو سن 9 سالگی.

فاطمه که خیلی گرسنش شده بود یه کمی غذا خورد و باز بقیه ی روزشو گرفت.

شب موقع افطار بابای فاطمه دختر کوچولوشو بوسید و گفت: عزیزم روزه ی کله گنجشکیت قبول باشه.

فاطمه هم کلی ذوق کرد و فردا برای دوستش تعریف کرد.

داستان سوم:

به زبون مشهدی

وَقتی بچه بودُم ماه رمِضون که میامَد هی نِق نِق مِکِردُم که مُویَم ماخام روزه بیگیرُم .. هر چی مُگفتَن بچه تو نِمِتنِی …. تو باید روزه کِله گنجشکی بیگیری مُگفتُم.  نه ! اِلا و لِل الله باید مِثِه ادم بُزُرگا روزه بیگیرُیم ! سَحَر که مِشُد تا مُگفتَن مسعود زود ورماخاستُم دست رومه مُشُستُم سَر سُفره مِنشَستُم! مادر هی مُگفتَ بُخور ننه که گشنه نِری فَردا مِخی روزه بیگیری …مُویَم هی مُوخُوردُم … اخ صُبحِش هَمچی دِلُم نون پنیر با چای شیرین ماخاست که نگو…! 

 تاظهر طاقت میاوردُم اما بَعدِش گشنه مِرَفتُم … یَواشَکی مِرَفتُم از بَقالی سَر خیابون یک پُفَک نمکی مِخریدُم تو خیابون مُخُوردُم …پفک نمکی غذا نبود که روزه ره باطل کنه که! بَعدِشَم تِشنه مِرَفتُم حِسابی… به هَوای دَست و صورَت شُستَن مِرَفتُم حسابی اب مُخُوردُم … هیچکَسَم نِمِفهَمید ! َاذون ره که مُگفتَن هَنوز الله و اَکبره نِگفته بودَن دوتا خُرما مُخُوردُم با چایی ….. بَعدِشَم زولبیا مُخُوردُم با بامیه هایی که فِشارش مِدادی از توش شیره در میامَد …نون قاق و شیرمال و چایی شیرین هم که براه بود… بَعدِشَم فِرنی و شُله زَرد و ماقوت …هنوز اینا از گلوم پایین نرفته بود که تازه اش رشته و قیمه پلو میاوردن سر سفره…بعد همه اینا دوتا لیوان دوغَم که مُخوردم شیکمُم مِشُد عین طَبل باد مِکِرد میامَد جلو …! 

راستِش نِمدنُم بره چی بعضی وقتا دِل دَرد مِرَفتُم! بعضی وقتا هم اِسهال اما کیف مداد! اَز همه بیشتَر وَقتی بهم مُگفتَن نِماز روزه هات قِبول بشه کیف مِکِردُم … هَمچی اِحساس بُزُرگ شُدَن مِکِردُم که نَگو …. مُویَم یک بادی به غَبغَب مِنداختُم مُگفتُم : خدا قِبول کُنه … التماس دعا !!





علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 
شنبه 6 اردیبهشت 1399 01:54 ب.ظ
روزه کله گنجشکی را باید چه موقع از ظهر غذا خورد
شیوا
پنجشنبه 29 بهمن 1394 04:45 ب.ظ
خیلییییییییییی قشنگ بود مخصوصا تیکه ی مشهدیش باتشکر.
جمعه 19 تیر 1394 01:31 ب.ظ
خیلی مسخره بود
Raziye
سه شنبه 9 تیر 1394 03:56 ب.ظ
خانم فتحی اصلا چیزی به عنوان روزه ی کله گنجشکی وجود داره؟
پاسخ عفت فتحی باغبادرانی : از نظر دین خیر اما برای اموزش و تشویق بچه ها که اغنای روحی پیداکنند مرسوم شده
Raziye
پنجشنبه 4 تیر 1394 10:54 ق.ظ
سلام خانم فتحی مرجع تقلیدم سن تکلیف رو 9 سالگی گفته ولی گفته بعد از سن تکلیف کسانی که نمیتونن روزه براونا واجب نیست منم 12 سالمه اما وقتی روزه می گیرم یه کم سرم گیج میره به نظرتون بر من واجب هست یا نه؟
پاسخ عفت فتحی باغبادرانی : به فرموده مرجع تقلیدتان عمل نمائید


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic