تبلیغات
معلم5 فتحی - عمر گران مایه فارسی ششم

آموزشی.اطلاعات مفید علمی . سوال های درسی . تدریس ریاضی

عمر گران مایه فارسی ششم

تاریخ:سه شنبه 12 تیر 1397-06:43 ق.ظ


عمر گران مایه

«گلستان، شیخ مصلح الدّین سعدی شیرازی»

دو برادر، یکی خدمت سلطان کردی و دیگری به زورِ بازو، نان خوردی.

باری، توانگر گفت درویش را که: چرا خدمت نکنی تا از مشقّتِ کار کردن برهی؟

گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلّتِ خدمت، رهایی یابی که خردمندان گفته اند: نانِ خود خوردن و نشستن بِه، که کمر زرّین بستن و به خدمت ایستادن.

معنی:

دو برادر بودند که یکی به سلطان خدمت می کرد و دیگری با کار و تلاش خود روزی به دست می آورد. یک بار

   برادر تنگ­دست گفت: تو چر اکار نمی کنی تا از خواری و پستی خدمت کردن به سلطان رها شوی؟ زیرا دانایان گفته اند: از دست­­رنج خود خوردن و (آسوده) نشستن بهتر است از کمربند طلا داشتن و در خدمت کسی سرِ پا ایستادن.

به دست آهنِ تفته کردن خمیر         

به از دست بر سینه، پیشِ امیر

معنی:

آهن گداخته و داغ را با دست خود گداخته وخمیر کردن بهتر از دست بر سینه ایستادن در خدمت پادشاه است.

عمرِ گران­مایه در این صرف شد        

تا چه خورم صَیف و چه پوشم شِتا

معنی:

عمر ارزشمند و گران بهای خود را با فکر کردن به این که در تابستان چه بخورم و در زمستان چه بپوشم، هدر دادم.

ای شکم خیره، به نانی بساز

تا نکنی پشت به خدمت، دوتا

معنی:

ای شکم گستاخ به تکّه نانی قانع باش تا مجبور نباشی برای خدمت کردن به این و آن خم شوی و تعظیم کنی.

پیام داستان:
   اگر انسان کارش را خودش انجام دهد و از بقیه کمکی نخواهد، بهتر است. زیرا ممکن است کسانی باشند که در کار او مشکل ایجاد کنند و او را فریب دهند تا به مقصدش نرسد. (کمک گرفتن از دیگران فقط زمانی مفید است که انسان به فرد مقابل اعتماد داشته باشد.)




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر