تبلیغات
معلم5 فتحی - قید وانواع قید(زبان اموزی)کلاس پنجم وعلائم نگارش

آموزشی.اطلاعات مفید علمی . سوال های درسی . تدریس ریاضی

قید وانواع قید(زبان اموزی)کلاس پنجم وعلائم نگارش

تاریخ:پنجشنبه 7 مهر 1390-08:59 ب.ظ

قید وانواع قید(زبان اموزی)کلاس پنجم

 قید کلمه ای است که چگونگی انجام یافتن فعل یا مفهوم صفتی یا معنی کلمه دیگری را به چیزی از قبیل زمان ، مکان ، حالت  و... مقیّد می سازد .
وقتی می گوییم ، « شهاب سخنرانی کرد .» شنونده می پرسد ؛ چگونه سخنرانی کرد ؟ درجواب می گوییم : شهاب خوب سخنرانی کرد . پس کلمه ی خوب چگونگی انجام یافتن فعل را نشان می دهد . باز شنونده می پرسد : کِی وکجا سخنرانی کرد؟ جواب می دهیم : شهاب امروز  اینجا  خوب سخنرانی کرد . کلمه ی ( بسیار) خوب را که قید است مقیّد ساخته است این گونه قید ها را قید مقیّد نامند .
شهاب کتاب زیبایی دارد .
شهاب کتاب بسیار زیبایی دارد . کلمه ی "بسیار" قید است ، صفت زیبایی را مقیّد ساخته است .
خوشبختانه آگاهی مردم کردستان بیشتر شده است . در اینجا کلمه ی "خوشبختانه" تمام جمله را مقیّد کرده است پس نتیجه می گیریم که : وظیفه ی اصلی قید مقیّد ساختن فعل است ولی می تواند صفت وقید دیگر وتمام جمله را مقیّد سازد .

انواع قید :
قید مختص
بعضی از قید ها جز نقش قیدی ، نقش دیگری در جمله نمی پذیرند، این قبیل قیدها را قید مختص می نامند . زیرا که اختصاص به نقش قیدی دارند مانند : هرگز ، هنوز ، البته ، مثلاً ، احیاناً ، اتفاقاً
این قیدها همیشه در جمله به صورت قید به کار می روند ، مانند :
من هرگز او را ندیده ام .
البته من خواهم آمد .
پدرم هنوز از مسافرت برنگشته است . کلمه های "هرگز" ، "هنوز" و "البته" دراین جمله ها قیدند ودر هرجمله ی دیگری نیز بیایند نقش قیدی دارند .
توجه :
کلمه هایی که در آخر آن ها تنوین "دو زبر" هست همگی در زبان فارسی قید مختصند . مانند : اتفاقاً ، احتمالاً ، اجباراً ، دائماً ، اصلاً ، معمولاً ، سریعاً ، مخصوصاً ، تقریباً و...  .
بعضی از ترکیب ها وعبارت های عربی نیز در فارسی به صورت قید مختص به کار می روند . مانند: آخرالامر ، الآن ، بالعکس ، فی الفور ، بالطبع ، مادام ، حتی المقدور

قید مشترک
بعضی از اسم ها وصفت ها وکلمه های دیگر گاهی درجمله نقش قیدی پیدا می کنند ، این نوع قید ها را قید مشترک می گویند . پس قید مشترک قیدی است که در اصل قید نیست ، مانند:
احمد شب به خانه برگشت . دراین جمله "شب" قید واقع شده است ، درحالی که در اصل قید نیست بلکه اسم است .
احمد خوب می نویسد . دراین جمله "خوب" قید واقع شده ، درحالی که در اصل خوب صفت است .
کی به خانه می آیی؟  در این جمله "کی" قید واقع شده ، در حالی که دراصل ضمیر پرسشی است .
اقسام قید از جهت معنی
قید زمان : شب باران آمد . بعضی وقت ها مدرسه مراسمی اجرا می کند . امروز زود بیدار شدم . امسال سال خوبی خواهیم داشت . فردا جلسه داریم . همیشه طبیعت را دوست می دارم .
قید مکان : حسن اینجا نشسته است وحسین آنجا . ما هر شب به مسجد می رویم . او در مدرسه درس می خواند . قید هایی را شامل می شود که به مکانی مربوط است ویا مکان وقوع فعل را نشان می دهد . هرکجا تو با منی من خوشدلم .
قید مقدار : دیشب باران کم کم می بارید واکنون  زیاد می بارد . بسیار سخن باید تا پخته شود خامی . مشتی از خرواری .
قید کیفیت : احمد خوب کار می کند . علی بآرامی حرکت کرد .
قید حالت : مرد مجروح افتان وخیزان خود را به پشت خاکریز رساند . کودک را گریان دیدم .
قید تأسف : افسوس که دوستان خیلی زود ما را ترک گویند .  متأسفانه نتوانستم امروز طلوع زیبای خورشید را ببینم .
قید تعجب : عجبا ، بدین سرعت وشدت درس را از برکردی ! – شگفتا از این حاضر جوابی !
قید تصدیق وتأکید : حتماً به دیدار شما خواهم آمد . یقیناً شما را خواهم دید .
 قید پرسش : چگونه از عهده ی این کار برآمدید ؟ - پای ازگلیم خویش چرا بیشترکشیم؟
قید شک وتردید : شاید فردا به ملاقات دوستم رفتم . – پنداری او را قبلاً درجایی دیده ام . به گمانم او را می شناسم .
قید تدریج : اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی شود .
قید سوگند : به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود – نیرزد آنکه دلی را زخود بیازاری // به خدا که بت پرستی بِه از این نماز باشد
قید های دیگری نیز وجود دارند چون قید تشبیه (مانا ، همانا ، چنان ، چنین، بکردار، بسان ) قید آرزو(کاش ، ای کاش ، کاشکی) قید شرط (اگر ، اگرچه ، وگر ، ور ، چنانچه) قید نفی (نه ، هرگز، هیچ ، به هیچ وجه ، اصلاً ، ابداً) قید ترتیب (اول ، دوم ، نخست ، درآغار، پیاپی ، گروه گروه ، دسته دسته، دوتا دوتا) قید استثنا (جز ، مگر ، جزکه ، مگر که)

قید یک نقش وابسته است . قید گاهی به فعل وابسته است وگاهی به اجزای دیگر جمله وگاهی به کُل جمله .
قید وابسته به فعل : ظرف را کاملاً از آب پر کرد . "کاملاً " که قید است به فعل "پرکرد" وابسته است .
قید وابسته به صفت : باغ ِ بسیار بزرگ . که در اینجا "بسیار" صفتی است برای "باغ"  ، و "بسیار" قید است برای "بزرگ ".
قید وابسته به مسند : باغ ، بسیار بزرگ است . در اینجا " بزرگ " مسند است و "بسیار" قید است برای مسند .
قید وابسته به قید دیگر: احمد بسیار تند می دود . دراینجا "تند" قید است برای فعل "می دود" و "بسیار" قید است برای تند .
قید وابسته به جمله : متأسفانه هوا امروز چندان مساعد نیست . در این جمله "متأسفانه " وابسته به کل جمله است .
قید وابسته به تمیز : او را خیلی ماهر می دانستم . در این جمله "ماهر" تمیزاست . و "خیلی" قیدی است برای تمیز . 
چنانکه ملاحظه می شود "قید" مفهومی به جمله یا به فعل یا به ... می افزاید . مثلاً چگونگی وقوع فعل یا شدّت وضعف صفت یا ... را بیان می کند .
منبع: دستور زبان فارسی تالیف گیوی و انوری

قیدکلمه ای است که مفهوم فعل یا صفت یا کلمه ی دیگر را به چیزی از قبیل : زمان ، مکان ، حالت و چگونگی  مقید سازد و از ارکان اصلی جمله باشد ، مانند : هوشنگ پیوسته کار می کند ، هرگز بیکار نمی نشیند ، هر پرسش را عاقلانه جواب می دهد .   کلمات پیوسته ، هرگز و عاقلانه از قیود هستند .

ممکن ایت یک جمله دارای چند قسم از قیود باشد :  بهرام ، امروز اینجا خوب کار کرد .
" امروز " قید زمان و " اینجا " قید مکان و " خوب " قید  حالت است

ممکن است قیدی  بر سر قید دیگر افزوده شود : محمد بسیار دیر به خانه بازگشت

قید بر دو قسمت است : مختص و مشترک
قید مختص آن است که تنها در حالت قید استعمال شود ، مانند : هرگز ، هنوز
قید مشترک آن است که در غیر حالات قید نیز استعمال شود ، مانند : خوب ، بد و امثال آن که گاهی صفت واقع شوند  و گاهی قید : علی خوب کار می کند . محمد شاگرد خوبی است .

پاره ای از قیود مشهور از این قرار است :

1- قیود زمان : پیوسته ، همیشه ، گاه ، گاهی ، ناگاه ، ناگهان ، همواره ، دیر ، زود ، بامداد ، دوش ، پار ، پیرار ، شب ، روز ، دَردَم
2- قیود مکان : بالا ، پایین ، فرود ، چپ ، راست ، پیش ، پس ، آنجا ، اینجا ، درون ، برون ، هرجا ، همه جا ، ایدر
3- قیود مقدار :  بیش ، کم ، بسیار ، اندک ، پاک ، سراسر ، یکسر ، بسی ، بسا ، چند ، چندان ،  فراوان
4- قیود تاکید و ایجاب : البته ، لابد، لاجرم، ناچار، بی گفتگو، بی گمان ، بدرستی ، راستی را ، بی چند و چون
5- قیود ترتیب : پیاپی ، دمادم ، نخست ، درآغاز ، درانجام ، دسته دسته ، یکان یکان ، پی ، آنگاه
6- قیود نفی :  نه ، هیچ ؛ هرگز ، به هیچ وجه ، به هیچ رو ، اصلا ، ابدا ، مطلقا
7- قیود وصف :  خندان ، شادان ، سواره ، پیاده ، لنگ لنگان ،  عاقلانه ، آشکار ، نهان ، مردوار ، بنده دار ، آسان ، دشوار ، سربسته ، نهفته
8- قیود شک و ظن : پنداری ، گویی ، گوییا ، مگر ، شاید
9- قیود استفهام : کدام ، چند ، چه سان ، مگر ، هیچ
10- قیود استثنا : جز ، جز که ، مگر ، الّا
11- قیود تمنّی : کاشکی ، کاش ، ای کاش ، بو که ، آیا بود
12- قیود تشبیه : مانا ، همانا ، چنین ، چنان

 

علامت های نگارش در زبان اموزی

بهترین وسیله برای بهتر نوشتن و بهتر خواندن و خوب فهماندن مطلب ، علامت گذاری می باشد كه به شرح زیر است.

الف – یك نقطه (.) آخر هر جمله ی خبری یا امری یك نقطه می گذارند مانند شاگرد خوب دیر به مدرسه نمی رود . برو یك خودكار بیاور .

ب – دو نقطه (:) این علامت توضیح است بعد از كلماتی كه می خواهد توضیح چیزی را بدهد به كار می رود . مانند خانه ی ما : چهار اتاق ، یك حمام ، یك آشپزخانه و یك سالن دارد و یا هنگام نقل قول و یا شرح مطلب و لغتی گذاشته می شود .

مانند پدرم گفت : قطار بهترین وسیله برای مسافرت كردن است .

پ – علامت سوال (؟) این علامت آخر جمله های سوالی گذاشته می شود مانند شما چند فرزند دارید ؟ آیا مسائل ریاضی را حل كرده ای ؟

ت – ویرگول یا كاما (،) این علامت بین كلمات مترادف پشت سر هم و بین اسامی می آید و آنها را از هم جدا می كند و به جای واو می نشیند مانند سال چهار فصل دارد . بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان .

همسایه ی ما مردی امین ، پاكیزه ، خوش بیان و خوش اخلاق است .

محمد ، محمود ، حسن و تقی نمره ی خوب گرفتند .

ث – تیره یا خط كوتاه (- ) این علامت برای جدا كردن و فاصله دادن میان یك كلمه و تعریف آن به كار می رود . مانند اول – غذایت را بخور . دوم – روی صندلی بنشین . سوم – كتاب فیزیك را مطالعه كن . هم چنین وقتی مكالمه ی دو نفر را در نوشته ای نقل می كنیم باید از خط تیره استفاده كنیم و سر خط علامت خط تیره بگذاریم .

مانند حسن از برادرش پرسید : آیا به بندر عباس می روی ؟ بلی ، قرار است با عباس به بندر عباس بروم .

- پس برای من یك كاپشن بیاور .

همچنین در دو طرف جمله ی معترضه گذارده می شود .

مثل روز عید – كه ای كاش هر روز تكرا رمی شد – به دیدن پدرم رفتم .

ج - - علامت تعجب یا توجه (!) این علامت جلوی كلماتی كه تعجب ، شادی ، اندوه ، تاسف ، حیرت ، وحشت ، خطاب و تحسین را می رساند می گذارند . مانند : چه كتاب قشنگی ! عجب مرد چاقی ! آفرین ! دریغا ! حیف ! به چه روزی ! چو بخت من پیروز !  آخ ! تنبلی چه بلایی است !

چ – پرانتز () اگر بخواهند معنی كلمه ای یا جمله ای را در موقع نوشتن بنویسند آن را در داخل پرانتز می گذارند . مانند مرد زاهد (پرهیزكار) – صبح زود از خواب بیدار می شود . به خدا گفتم ایاك نعبد (تورا می پرستم) – پس از تو كمك می خواهم .

هـ - ... (...) این علامت وقتی به كار می رود كه بخواهیم دنباله ی مطلبی را قطع كنیم و یا بخواهیم مقداری از كلمه ها را ننویسیم . مانند ، به كارهایی مثل دروغ ، دزدی ، رشوه خواری ، تهمت و ... فسق و فجور می گویند .

خ – نقطه خط (.-) این علامت را در پایان آخرین جمله یا مقاله یا انشا می گذارند و علامت این است كه نوشته پایان یافته است .

د – ستاره (***) را هنگامی بكار می بریم كه قسمتی از مطالب یك مقاله تمام شده و قسمت دیگر كه بر محور دیگری می چرخد شروع گردیده است و ستاره را وسط صفحه قرار می دهیم آنگاه سر سطر قسمت دیگری را می نویسیم .

 




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 
فاطمه
یکشنبه 28 آذر 1395 06:04 ب.ظ
جمعه 28 فروردین 1394 03:13 ب.ظ
قیدچیست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر