تبلیغات
معلم5 فتحی - مطالب دی 1395

آموزشی.اطلاعات مفید علمی . سوال های درسی . تدریس ریاضی

شروط یک جمله ای وچند جمله ای

تاریخ:چهارشنبه 15 دی 1395-06:20 ق.ظ


یک جمله ای چند جمله ای متشابه

اتحاد مکعب2 جمله ای


جمله جبری: به ترکیبی از عددها و حرف هایی که بین آنها علامت جمع و تفریق نباشد جمله جبری می گویند  

عبارت جبری :هر ترکیبی از عدد و حرف که به وسیله ی عمل های جبری مانند جمع و منها و ضرب و تقسیم به هم مربوط شوند را یک عبارت جبری می نامیم  

یک جمله ای : هر جمله جبری که توان متغییرهای آن عدد طبیعی یا صفر باشد و هیچ یک از متغییرها در مخرج نباشدُیک جمله ی جبری می نامیم.   

  به عبارت دیگر : یک جمله ای بر حسب متغیر X به صورت axn تعریف می شود که در آن a یک عدد حقیقی و n یک عدد صحیح نامنفی است. a را ضریب عددی می نامند.

-6x   ,;کسر 2/6 ,3m^2   , عدد پی  و
75  √-

1-هر عدد ثابت به تنهایی یک جمله ای است . 75  5 ‌، کسر4/7 ،3-،2  

 عبارت در صورتی یک جمله ای نیست که : 

1-توان متغیر  عدد غیر صحیح باشد  توان کسری یا اعشاری باشد

2- متغییر در قدر .مطلق با شد

3-توان عدد متغیر باشد  5x

4-متغییر زیر رادیکال با شد
mn √-

5- اگر متغییر در مخرج باشد  x-1

6-بیش از یک جمله باشد  2x+3y


درجه یک جمله ای: درجه یک جمله ای نسبت به یک متغییر برابر است با توان همان متغییر.   

در یک جمله axn و a 0و عدد صحیح نامنفی n را درجه یک جمله ای می نامند. به عبارتی توان هر متغیر را درجه یک جمله ای نسبت به آن متغیر می گویند.
-حاصل ضرب یک چند جمله ای ، یک جمله ای است، یک جمله ای حاصل خلاصه شده را یک جمله ای استاندارد می گویند.
اگر یک جمله ای چند متغیر داشته باشد، معمولاً به آن یک جمله ای چند متغیره می گویند.
درجه یک جمله ای با چند متغیر: مجموع توان های متغیرهای تشکیل دهنده آن یک جمله ای را درجه یک جمله ای نسبت به تمام متغیرها می نامند.

یک جمله ای های متشابه :دو یک جمله ای را متشابه نامند که اختلاف آنها فقط در ضریب عددی آنها باشد.
 
2x3y,  3/4x3y ,√3x3y

یک جمله ای هایی که متشابه نیستند.

a2x , ax2


ضریب یک جمله ایها :هر گاه بخواهیم دو یک جمله ای را در هم ضرب کنیم به ترتیب زیر عمل می نمائیم.
حاصل ضرب ضریب ها را ضریب حاصل ضرب قرار می دهیم.
از حروف مثل هم یکی را نوشته و جمع توانهای آنها را توان آن حرف در حاصل ضرب قرار می دهیم.
هر حرفی را در یکی از جملات وجود دارد و در دیگری نیست عیناً در حاصل ضرب می نویسیم. به عبارت دیگر :

 a * m . bxn = abx m + n

مثال‌ها: 

  •             x3-4y+6 یک چندجمله‌ای است.
  •       x3- 4x2/3+5 چندجمله‌ای نیست چرا که توان متغیر x در جملهٔ 4x2/3عددی است کسری
  •       x2-3x-1+5x+8 چندجمله‌ای نیست زیرا توان متغیر x در جملهٔ 3x-1عددی است منفی.

 

آیا صفر یک جمله ای است؟درجه آن چند است؟  اعداد حقیقی غیر از صفر مثل

کسر2/5  -و√3 و  2- و0.7 و  43 و   .....درجه انها صفر است

چند جمله ای

تعریف چند جمله ای : هر گاه تعدادی یک جمله ای را با یکدیگر جمع جبری یا تفریق کنیم ،حاصل چند جمله ای است
 4x2-ax+1
X2-2x

درجه چند جمله ای
در هر چند جمله ای ،درجه نسبت به یک متغیر را برابر با بزرگترین درجه نسبت به آن متغیر تعریف می کنیم
2xy3+x2y-1-
در چند جمله ای بالا درجه نسبت به x برابر ۲ و درجه نسبت به y  برابر با ۳ است .
سوال : درجه نسبت به چند متغیر چگونه محاسبه می شود ؟ در چند جمله ای زیر درجه نسبه به دو متغیر x , y  چه عددی است ؟

2xy3+x2y-1-

ترتیب چند جمله ایها
معمولا در چند جمله ای ها ، جملات را نسبت به توان های نزولی( از بزرگ به کوچک ) یک متغیر مرتب می کنند .
جمع و تفرق چند جمله ایها
برای جمع کردن یا تفریق  چند جمله ایها ،جمله های متشابه آن ها را با هم جمع یا تفریق می کنیم
5a2-3ax+x2-[4a2+5ax-(3a2-8ax)] -.

ضرب یک جمله ای در چند جمله ای
برای ضرب یک جمله ای در چند جمله ای ، باید یک جمله ای را در تک تک جملات چند جمله ای ضرب کنیم (دقت کنید اول ضرایب عددی و سپس متغیرها ) و پس از آن جملات متشابه را با هم ساده می کنیم .
2x(5x2+xy-1)=?

ضرب چند جمله ای در چند جمله ای
برای ضرب چند جمله ای در چند جمله ای ، باید تک تک جملات چند جمله ای اول را در تک تک جملات چند جمله ای دوم ضرب کنیم (دقت کنید اول ضرایب عددی و سپس متغیرها ) و پس از آن جملات متشابه را با هم ساده می کنیم

4x+5x2)(x3-x+1)=)







علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

عدد مقلوب

تاریخ:چهارشنبه 15 دی 1395-06:12 ق.ظ


عددی که از اختلاف دو عدد مقلوب به دست می آید همیشه بر 9 بخش­پذیر است.

 این موضوع در حالت های زیر قابل بحث است:

اگر رقم­های عدد داده شده یک واحد از هم فاصله داشته باشند، اختلاف آن­ها همیشه 9 می­شود. که می­توان از رابطه­ی   9=9×1 نیز آن را به دست آورد.

مثال :

9=۲۱-۱۲  و    9=23-32    و    9=34-43   و........

 

اگر رقم­های عدد داده شده دو واحد از هم فاصله داشته باشند، اختلاف آن­ها همیشه 18 می­شود. که می­توان از رابطه­ی   18=9×2 نیز آن را به دست آورد.

18=۴۲-۲۴  و    18=35-53   و  18=۴6-6۴ و....

 

اگر رقم­های عدد داده شده سه واحد از هم فاصله داشته باشند، اختلاف آن­ها همیشه ۲۷ می­شود. که می­توان از رابطه­ی   27=9×3 نیز آن را به دست آورد.

 

27=۴۱-۱۴  و    27=25-52   و   27=36-63 و......

 

و.....

72=۹۱-۱۹

 

که چون 9 و 1، هشت واحد اختلاف دارند اختلاف 19 و 91 شده ۷۲:    ۷۲=9×8.


تمام عددهای یک رقمی از 1 تا 9 با مقلوبشان برابرند.که تعدادشان 9 تاست.

تمام عددهای دو رقمی به شکل  aa خودشان با مقلوبشان برابر است که تعداد این ها هم 9تاست.

تمام عددهای سه رقمی بصورت  aba  خودشان با مقلوبشان برابر اند زیرا اگر   abc=cba

  آنگاه

100a+10b+c=100c+10b+a

99a=99c 

  ودر نتیجه a=c  تعداد این عددها طبق اصل ضرب برابر 90 تاست.

تمام عددهای چهار رقمی بصورت abba    خودشان با مقلوبشان برابر اند  وتعداد این عددها طبق اصل ضرب 9در 10در 1در 1 یعنی 90 تاست.

همچنین تمام اعداد 5 رقمی به شکل  abcba   خودشان و مقلوبشان با هم برابرند که تعداد این اعداد نیز 9 در 10در10در 1در 1 برابر 900 تاست.پس تعداد کل اعدا د با خاصیت مورد نظر برابر است با

9+9+90+90+900=1098

منبع ریاضی منطقه قرچک



نشان دهید که تفاضل هر عدد دو رقمی از مقلوبش مضرب ۹ است
ba-ab
ab=10a+b
ba=10b+a
   10b+a-10a-b  = ( 10b+a)-(10a+b)
 (  9b-9a=9(b-a  


شان دهید که مجموع هر عدد دو رقمی از مقلوبش مضرب 11  می باشد.
ba+ab
ab=10a+b
ba=10b+a
   10b+a+10a+b  = ( 10b+a)+(10a+b)
 (  11b+ 11a=11(b+a




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

جناس در ادبیات

تاریخ:پنجشنبه 9 دی 1395-07:24 ب.ظ



                              

تعریف جناس : جناس به معنای آوردن کلماتی با تلفظ نزدیک به یکدیگر است.جناس انواع دارد . 

الف) جناس تام  : کلمات ،  لفظ یکسان و معنای متفاوتی دارند. مانند : شیر ،  شیر – گور ، گور 

بهرام که گور می گرفتی همه عمر               دیدی که چگونه گور بهرام گرفت    

 گور در مصرع اول به معنی گورخر  ، و در مصراع دوم به معنی قبر است.

 

ب ) جناس ناقص یا محرّف : اختلاف در  حرکت دو کلمه است. گُل ، گِل 

سرشک گوشه گیران  چو دَریابند ، دُر یابند              رُخِ مهر از سحرخیزان  نَگردانند  اگر دانند  

 

ج ) جناس زائد : دراین جناس ، یکی از کلمات ، یک حرف  اضافه داشته باشد . مانند : طاعت ، اطاعت  /  عادل ، معادل 

*** گاهی ممکن است ، حرف اضافه در وسط قرار بگیرد و یا در آخر بیاید. مانند :  قامت ، قیامت    / روا ، روان

 

د ) جناس مرکب : جناسی است که از دو کلمه ، یکی ساخت  بسیط وساده ،  و دیگری ساخت مرکب دارد.

 مانند : کمند و   کم اند (کم هستند)   

 

ه ) جناس مطرّف : درجناس مطرّف ،  اختلاف  در حرف رَوی است. ( حرف رَوی : به آخرین حرف اصلی قافیه ، حرف رَوی می گویند.)  مانند : آزاد ، آزار   /   باد ، بام  /  مقام ، مقال 

 

و ) جناس خط : دراین نوع جناس ، تفاوت در نقطه ی کلمات است . مانند: درست ، درشت  /  سیر ، شیر 

 

ز ) جناس لفظ : دراین جناس ، کلمات باهم  در تلفظ یکسان هستند ولی املای متفاوتی دارند . مانند : خار ، خوار /  قریب ، غریب  خاست ، خواست     /  فترت (جدایی ) ، فطرت    /  فِراق ، فَراغ   / ارز، ارض، عرض 

 

ح ) جناس اشتقاق  : دراین جناس ممکن است کلمات هم ریشه باشند مانند : رسول ، رسیل ، ارسال، که هرسه از رَسَلَ مشتق شده اند.

 

*** گاهی ممکن است ، دو واژه شبیه هم باشند؛ به طوری که فکر کنیم از یک ریشه باشند ؛ که به آن جناس شبه اشتقاق می گویند مانند : کمان ، کمین   از یک ریشه نیستند ولی ما تصور می کنیم که  هم ریشه اند. 

 

ط ) جناس قلب یا مقلوب  :  این جناس را کمتر به عنوان جناس  مطرح می کنند. اما از توابع جناس است.در این صورت قلب ، جا به جا شدن حروف یک کلمه است.  مثل  : سُبحان  ، سَحبان  ؛ که دراین مثال حروف «ح» و «ب» جابه جا شده اند.  

*** گاهی اوقات ، قلب به طور کامل اتفاق می افتد. مانند : راز ، زار  که دراین مثال کلمه ، کاملا وارونه شده است.

و مثال هایی دیگر : درز ، زرد  /   جنگ ، گنج   /   ریش ، شیر       

 

به ابیات زیر توجه کنیم :   

1.نوعروسی چو سرو تر بالان                               گشت روزی ز چشم بد نالان        ( سنایی ) 

2.خسروی در دشت با یوز و باز                          آن دو روبه را  ز هم افکند باز       ( فردوسی )

3.مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی                     گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست   (حافظ )  

4.گر مار نه ای ، دائم از بهر چرایند             مؤمن زِ تو ناایمن و ترسان زِ تو ترسا   (ناصر خسرو)

5.جنّت رقمی زِ رُتبت اوست                                تبّت اثری زِ تُربت اوست             ( خاقانی )  

6.دوای دردِ عاشق را کسی کو سهل پندارد        زِ فکر آنان که در تدبیر درمانند  در مانند    ( حافظ )   

7.دربند مُدارا کن و دربند میان را                 در بند مکن خیره طلب مُلکت دارا    (ناصرخسرو)   

8.فتنه نامی هزار فتنه درو                          فتنه ی  شاه و شاه  فتنه برو                 ( نظامی )  

9. ده روز مهرِگردون ، افسانه است و افسون        نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا    ( حافظ )

  

10.نقطه گه ِ خانه ی رحمت تویی                        خانه برِ نقطه ی زحمت تویی           ( نظامی ) 

11.غلامی شکستش سر و دست و پای                            که باری نگفتمیت ایدر مَپای                 

12.سروچمان من چرا میل چمن نمی کند                  همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند  (حافظ) 

13.الهی گردن گردون شود خُرد                              که فرزند جهان را جملگی برد   ( باباطاهر ) 

14.غم و درد و رنج و محنت همه مستعدّ قتلم      تو بِبُر سر از تن من ، ببَر از میانه  گویی

 ( فصیح الزمان )  

15.گفتم این چیست؟بگو زیر و زِبَر خواهم شد             گفت : می باش چنین زیر و زِبَر هیچ مگوی    (مولوی) 

16.پدر با پسر یکدیگر را کنار                                         گرفتند و کرده غم از دل کنار   

17.روی در رویِ دوست کن بگذار                     تا عدو پشت دست می خاید               ( گلستان )                     

18.هر که درمان کرد مَر ، جان مرا                   برد گنج و دُرّ و مرجان مرا      ( مثنوی مولوی ) 

19.چشم ها و خشم ها و رَشک ها                                      بر سرش ریزد چو آب از مَشک ها 

20.ایا غزالِ سرای و غزل سرای بدیع          بگیر چنگ ، به چنگ اندر و غزل بسرای

( رشید وطواط )

21.یادآرید ای مِهان  زین مرغِ زار                                     یک صبوحی در میان ِ مَرغزار  

22.زِ پیوند ماهی چه گیری کنار                                  که سَروَت  بُوَد پیش و مه در کنار   

23.  گفت استاد مبر درس از یاد                         یاد باد آن چه به من گفت استاد    ( ایرج میرزا ) 

24. پس مرا منّت از اُستاد بُوَد                           که به تعلیم من اُستاد ، اِستاد        (ایرج میرزا )

25.ای داد ، کس به داغ دل باغ ، دل نداد       ای وای ، های های عزا در گلو شکست

 ( قیصرامین پور)

26.آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود                     خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

 ( قیصرامین پور )

27.«بادا » مباد گشت و « مبادا » به باد رفت        «آیا » زِ یاد رفت و «چرا» در گلو شکست

  (قیصرامین پور )                 

28.صوفی بیا که آینه صافی است جام را             تا بنگری صفای مِیِ  لعل فام را          ( حافظ )

 


 اانواع جناس

الف) جناس تام : آن است که دو کلمه جناس از نظر شکل ظاهری و تلفظ کاملاً یکسان ، اما از جهت معنی با هم فرق دارند .

مثال : عشـق شـوری در نهـاد ما نهـاد                  جـان مـا در بوتــه ی سـودا نهــاد  

(در مصرع اول نهاد اولی به معنای وجود و سرشت است اما نهاد دوم فعل وبه معنای قرار دادن است)

بهـرام که گور می گرفتی همه عمر                     دیدی که چگونه گور بهـرام گرفت

(گور اولی به معنای گوره خر و گور دومی به معنای قبر است)

بیا و برگ سفر ساز  و زاد ره برگیر        که عاقبت برود هر که او ز مادر زاد

(زاد اول به معنای توشه و زاد دوم به معنای ولادت است)

نکته : جناس هم در شعر و هم در نثر به کار می رود .

ب ) جناس ناقص : ۱- جناس ناقص اختلافی ۲- جناس ناقص حرکتی ۳- جناس ناقص افزایشی

۱- جناس ناقص اختلافی : آن است که دو کلمه جناس در حرف اول ، وسط یا آخر با هم اختلاف داشته باشند .

مثال : تنگ است خانه ما را تنگ است ای برادر               بر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر 

( تنگ و ننگ - تفاوت در حرف اول )

چوک زشاخ درخت خـویشتن آویختـه             زاغ سیـه بـر دو بـال غالیه آمیخته ( آویخته و آمیخته - تفاوت در حرف  وسط )

۲- جناس ناقص حرکتی : آن است که دو کلمه جناس علاوه بر معنی در حرکت ( مصوت کوتاه ) نیز با هم اختلاف دارند .

مثال : ایـن چـه ژاژ است چه کفر است و فُشار           پنبـــه ای در دهـــان خـــود فشــار

(فُشار  به معنی سخن بی هوده است)

۳- جناس ناقص افزایشی : آن است که دو کلمه جناس علاوه بر معنی ، در تعداد حروف نیز متفاوت اند بطوری که یکی از کلمات جناس حرفی در اول ، وسط یا آخر نسبت به کلمه های دیگر اضافه دارد .

مثال: وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم           دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم

(ناقص افزایش: خار (به معنای خار و خاشاک) و خاره (به معنی سنگ خارا است))

(ناقص اختلافی: باره و خاره)

منبع:http://parandeparsi.blogfa.com/post/49





علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

مسند چیست

تاریخ:دوشنبه 6 دی 1395-06:51 ق.ظ


فعل اسنادی یا همان افعال ربطی افعالی هستند که برای نسبت دادن  و پذیرفتن حالتی به کار می روند .این افعال عبارتند از :

است .بود . شد .گشت. گردید. خواهد شد .می شود .نمی شود. نشد .باشد .نمی باشد. نیست . نشد .شده است . (در کل افعالی از این قبیل یه صورت زمان های مختلف که منفی یا مثبت امری یا نهی باشد)

«مدینه، آشفته و سرگشته شد.»

فعل هاى ربطى از این مصدرهایند: استن، بودن، شدن، گشتن، گردیدن.

نکته: بعضى از فعل ها مى توانند گاه خاص، گاه معین، و گاه ربطى باشند. مثل فعل :است

ـ خاص: یاد تو همواره با ما است (= وجود دارد.)
ـ معین: یاد تو در هر جا شوری برپا کرده است.
ـ ربطى: یاد تو همواره زنده است.

اگر در جمله ی شما یکی از این فعل ها یا خانواده ی انان باشد در آن جمله به دنبال مسند هم بگردید

مثلا در جمله ی زیر:

دانش اموزان حاضر بودند.

بودند:فعل ربطی یا اسنادی

حاضر:مسند

یا در جمله ی :

هوشنگ به خاصر تقلب نزد دوستانش ضایع شد.

شد:فعل ربطی یا اسنادی

ضایع:مسند 

یا: 

این کارگر کوشا است

کوشا:مسند

است:فعل اسنادی 

او تنبل نیست:

تنبل:مسند

نیست:فعل اسنادی

برای پیدا کردن مسند هم از روش زیر استفاده کنید:

چه طور /چه جور/چگونه+ فعل اسنادی؟= پیدا شدن مسند

مثلا:

هوشنگ ضایع شد

چه طور شد؟ جواب: ضایع (مسند)

دقت کنید اگر فعل های اسنادی(بود.است .نسیت...) معنای (وجود داشتن ) بدهد دیگر فعل اسنادی نیست

مثلا:

مریم در کلاس است.(است=وجود دارد)

این جمله مسند ندارد

اگر فعل (شد) معنای (رفتن) بدهد اسنادی نیست:

مثلا:

مرد گفت به خز فروشان می شوم (= می روم)

این جمله مسند ندارد

اگر فعل های (گشت /گردید) معنای چرخیدن و یا جستجو کردن بدهد ) باز اسنادی نیست:

مثلا:

خورشید به دور زمین می گردد(=می چرخد)

این جمله مسند ندارد.

یا :

همایون دنبال کتابش گشت(=جستجو کرد)

این جمله مسند ندارد.

ایا می توانید به این سوال پاسخ دهید؟

در جملات زیر کدام مسند  و فعل ربطی دارد؟ 

الف.پروانه به دور گل گشت

ب. خدا بود و گردباد

ج. خورشید روشن گشت

د. در کیف شما خوراکی نیست

 منبع : عندلیب جان

روش پیدا کردن مسند

به اول فعل های اسنادی، کلمه های «چگونه؟» یا «چی؟» اضافه می کنیم و مسند را به دست می آوریم؛ مانند:

دانش آموزان از کار خود راضی شدند. ← چگونه شدند؟ راضی ← مسند.

پیش گویی آنها، درست بود. ← چی بود؟ ← درست ← مسند.


فعل اسنادی (ربطی)

به فعل هایی که مسند می پذیرند فعل اسنادی (ربطی) می گویند.

مسند: صفت یا حالتی است که به وسیله ی فعل اسنادی به نهاد نسبت داده می شود؛ مثلاً:

حسین، فروتن  است. ← فروتن «مسند» ، است «فعل اسنادی».

فروتن صفتی است که ما به وسیله فعل اسنادی به نهاد نسبت می دهیم.


عل های اسنادی عبارتند از: «است ، بود ، شد ، گشت ، گردید ، شود ، باشد ، باد ، هست ، نیست».

نکته: گشت و گردید باید به معنای «شد» باشد، تا فعل اسنادی محسوب شود؛ مثال:

«هوا سرد گشت.»  ← «گشت» فعل اسنادی است و به معنی «شد»






علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

مفعول وراه شناخت

تاریخ:جمعه 3 دی 1395-06:34 ب.ظ



می دانیم جمله به دو بخش نهاد و گزاره تقسیم می شود .

        در باره ی نهاد در جلسه ی قبل توضیح دادیم  . در این درس می خواهیم در باره ی گزاره و اجزای مختلف آن بحث کنیم .

      در زبان فارسی  جمله در کوچک ترین حدّ خود دو جزئی ودر بیش ترین حد چهار جزئی می باشد .

     جمله های دوجزئی : فعل آن ها ناگذر است یعنی فعل آن  فقط به نهاد نیاز دارد .

مثال :خورشید  می درخشد .   خورشید (نهاد )   و    می درخشد (فعل ) است .

اگر اجزای دیگری در این جمله بیاید  قید ویا متمم قیدی است  که جزو  اجزای اصلی جمله نمی باشند .

مثال : خورشید  در آسمان به زیبایی می درخشد .  خورشید (نهاد )   ، می درخشد( فعل)

در آسمان ( متمم قیدی )  و  به زیبایی (قید ) است .

   مهم ترین  فعل های ناگذر عبارتند از : باریدن - تابیدن -  پریدن پژمردن جوشیدن خندیدن درخشیدن دویدن روییدن شکفتن گریستن لرزیدن مردن آمدن رفتن و ...  .

    جمله های سه جزئی : فعل این نوع جمله هاگذرا است یعنی  علاوه بر نهاد به جزء دیگری نیاز دارند که ممکن است مفعول ، متمم یا مسند باشد ،پس جمله های سه جزئس سه نو عند :

1-   جمله های سه جزئی با مفعول : در این جمله ها فعل به غیراز نهاد به مفعول هم نیاز دارد .

مثال : دوستم یک کتاب داستان خرید .  دوستم (نهاد ) ،یک کتاب داستان  (مفعول )  و  خرید (فعل )

  نشانه ی مفعول :

      برای یافتن مفعول در جمله باید به نقش نمای « را » که نشانه ی مفعول است توجّه کنیم  که بعد از مفعول می آید . مثال :  من مادرم را دوست دارم .   در این جمله  « را » نشانه ی مفعول است و

« مادرم » مفعول می باشد .   گاهی اوقات  نقش نمای « را» درجمله نمی آید در آن صورت باید با پرسش  « چه کسی را » ویا «چه چیزی را » به همراه فعل جمله  مفعول را بیابیم .

   مثال : دوستم کتاب خرید .  می پرسیم  ، دوستم چه چیزی را خرید ؟   در پاسخ می گوییم  «کتاب را» پس «کتاب » مفعول جمله است .

   مهم ترین فعل های گذرا به مفعول :

آوردن  -  بستن – خوردن – پوشیدن – پرسیدن – دانستن – خواندن – خواستن – فهمیدن – نوشتن –دیدن – دوختن  - شنیدن و .



علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

بخش پذیری

تاریخ:جمعه 3 دی 1395-06:05 ب.ظ



عد بخش پذیری بر اعداد

۱- همه ی اعداد بر یک بخش پذیر هستند.
۲- عددی بر 2 بخش پذیر است که رقم یکانش بر 2 بخش پذیر باشد.
۳- عددی بر 3 بخش پذیر است که مجموع ارقامش بر 3 بخش پذیر باشد.
۴- عددی بر 4 بخش پذیر است که رقم یکان به اضافه ی 2 برابر رقم دهگان آن بر 4 بخش پذیر باشد.(عددی بر 4 بخش پذیر است که دو رقم سمت راست آن بر 4 بخش پذیر باشد )
۵- عددی بر 5 بخش پذیر است که رقم یکانش بر 5 بخش پذیر باشد.
۶- عددی بر 6 بخش پذیر است که بر2 و 3 بخش پذیر باشد.
۷- عددی بر 7 بخش پذیر است که اگر 2 برابر رقم یکان آن را از عددی که از حذف یکان به دست آمده کم کنیم، حاصل بر7 بخش پذیر باشد.
۸- عددی بر 8 بخش پذیر است که رقم یکان به اضافه 2 برابررقم دهگان به اضافه ی 4 برابر رقم صدگان آن بر 8 بخش پذیر باشد.( عددی بر 8 بخش پذیر است که سه رقم سمت راست آن بر 8 بخش پذیر باشد )
۹- عددی بر 9 بخش پذیراست که مجموع ارقامش بر 9 بخش پذیر باشد.
۱۰- عددی بر 10 بخش پذیر است که رقم یکان آن صفر باشد.

۱۱- عددی بر 11 بخش پذیر است که اگر ارقام آن را یک در میان به دو دسته تقسیم کنیم و مجموع ارقام هر دسته را به دست آوریم و سپس دو عدد به دست آمده را از هم کم کنیم عدد حاصل بر 11 بخش پذیر باشد.
۱۲- عددی بر 12 بخش پذیر است که بر 3 و 4 بخش پذیر باشد.
۱۳- عددی بر 13 بخش پذیر است که اگر 4 برابر رقم یکان آن را با عددی که از حذف یکان به دست آمده جمع کنیم، حاصل بر 13 بخش پذیرباشد.
۱۴- عددی بر 14 بخش پذیر است که بر 2 و 7 بخش پذیر باشد.
۱۵- عددی بر 15 بخش پذیر است که بر 3 و 5 بخش پذیر باشد.
۱۶- عددی بر 16 بخش پذیر است که چهار رقم سمت راست آن بر 16 بخش پذیر باشد

۱۷-عددی بر 17 بخش پذیر است که اگر رقم یکان آن را ۵ برابر کنیم و آن را از عدد حاصل از حذف یکان عدد اولیه کم کنیم حاصل بر 17 بخش پذیر شود.
۱۸-عددی بر 18 بخش پذیر است که هم بر 9 و هم بر 2 بخش پذیر باشد.
۱۹-عددی بر 19 بخش پذیر است که 2 برابر یکان آن به اضافه بقیه ارقام آن بر 19 بخش پذیر باشد.
۲۰-عددی بر 20 بخش پذیر است که رقم یکانش 0 و رقم دهگانش زوج باشد.

۲۱-عددی بر 21 بخش پذیر است که بر 3 و 7 بخش پذیر باشد.
۲۲-عدد بر 11 و 2 بخش پذیر باشد.
۲۳-اعدادی بر 23 بخش پذیر ند که اگر رقم یکان آنها را 7 برابر کرده و با بقیه ارقام شان جمع کنیم حاصل بر 23 بخش پذیر است.
مثال : 253 بر 23 بخش پذیر است زیرا 46=25+21=25+3×7
و 46 بر 23 بخش پذیر است.
۲۵-اعدادی بر 25 بخش پذیرند که دو رقم سمت راست آن ها بر 25 بخش پذیر باشد
)  اعدادی که هم بر3وهم بر17 بخش پذیر باشند

52)  اعدادی که هم بر4وهم بر13 بخش پذیر باشند

53)  16برابریکان+بقیه ارقام بر53 بخش پذیرباشد

54)  اعدادی که هم بر2وهم بر27 بخش پذیر باشند

55)  اعدادی که هم بر5وهم بر11 بخش پذیر باشند

56)  اعدادی که هم بر7وهم بر8 بخش پذیر باشند

57)  اعدادی که هم بر3وهم بر19 بخش پذیر باشند

58)  اعدادی که هم بر29وهم بر2 بخش پذیر باشند

59)  6برابریکان+بقیه ارقام بر59 بخش پذیرباشد

60) اعدادیکه هم بر4،هم بر3وهم بر5(20و3،4و15،12و5یا6و10) بخش پذیر باشند

61) 55برابریکان+بقیه ارقام بر61 بخش پذیرباشد

62) اعدادی که هم بر31وهم بر2 بخش پذیر باشند

63)  اعدادی که هم بر7وهم بر9 بخش پذیر باشند

64)  6 رقم سمت راست عدد بر64 بخش پذیرباشد

65)اعدادی که هم بر13وهم بر5 بخش پذیر باشند

66)  اعدادی که هم بر6وهم بر11 بخش پذیر باشند

67)  7برابریکان+3برابربقیه ارقام بر67 بخش پذیرباشد

68) اعدادی که هم بر4وهم بر17 بخش پذیر باشند

69)  اعدادی که هم بر3وهم بر23 بخش پذیر باشند

70)    اعدادی که هم بر2،هم بر7وهم بر5(7و10یا35و2یا14و5) بخش پذیر باشند

71)                   64برابریکان+بقیه ارقام بر71 بخش پذیرباشد

72)                   اعدادی که هم بر8وهم بر9 بخش پذیر باشند

73)                   22برابریکان+بقیه ارقام بر73 بخش پذیرباشد

74)                   اعدادی که هم بر2وهم بر37 بخش پذیر باشند

75)                   اعدادی که هم بر3وهم بر25 بخش پذیر باشند

76)                   اعدادی که هم بر4وهم بر19 بخش پذیر باشند

77)                   اعدادی که هم بر7وهم بر11 بخش پذیر باشند

78)                   اعدادی که هم بر2،هم بر3وهم بر13(2و39یا6و13یا26و3) بخش پذیر باشند

79)                   8برابریکان+بقیه ارقام بر79 بخش پذیرباشد

80)                   اعدادی که هم بر8وهم بر10 بخش پذیر باشند
81)                   73برابریکان+بقیه ارقام بر81 بخش پذیرباشد

82)                   اعدادی که هم بر2وهم بر41 بخش پذیر باشند

83)                   25برابریکان+بقیه ارقام بر83 بخش پذیرباشد
84)                   اعدادی که هم بر3،هم بر7وهم بر4(21و4یا28و3یا12و7) بخش پذیر باشند

85)                   اعدادی که هم بر5وهم بر17 بخش پذیر باشند

86)                   اعدادی که هم بر2وهم بر43 بخش پذیر باشند

87)                   اعدادی که هم بر3وهم بر29 بخش پذیر باشند

88)                   اعدادی که هم بر8وهم بر11 بخش پذیر باشند

89)                   9برابریکان+بقیه ارقام بر43 بخش پذیرباشد

90)                   اعدادی که هم بر2،هم بر9وهم بر5(9و10یا45و2یا18و5) بخش پذیر باشند

91)                   اعدادی که هم بر7وهم بر13 بخش پذیر باشند

92)                   اعدادی که هم بر4وهم بر23 بخش پذیر باشند

93)                   اعدادی که هم بر3وهم بر31 بخش پذیر باشند

94)                   اعدادی که هم بر2وهم بر47 بخش پذیر باشند

95)                   اعدادی که هم بر5وهم بر19 بخش پذیر باشند

96)                   اعدادی که هم بر2وهم بر32 بخش پذیر باشند

97)                   19برابریکان-4برابربقیه ارقام بر97 بخش پذیرباشد(پدرمو در اورد)

98)                   اعدادی که هم بر2وهم بر49 بخش پذیر باشند

99)                   اعدادی که هم بر9وهم بر11 بخش پذیر باشند
100)        اعدادی که یکان ودهگان آنها 0 باشد



علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

هم خانواده نمونه

تاریخ:جمعه 3 دی 1395-06:03 ب.ظ



هم خانواده
به کلمه هایی می گویند که از یک ریشه گرفته شده باشند و حروف اصلی آن کلمه در کلمه های هم خانواده اش به ترتیب پشت سر هم بیاید. هم چنین کلمه های هم خانواده از نظر معنی نیز به هم نزدیک هستند.و اغلب بر وزن فاعل ، مفعول، فعل، افعال ، فعیل ، تفعیل، مفاعله و ... هستند.

( ج م ع) جامع - مجموع - جمع - اجماع - جمیع - تجمیع - تجمع - جامعه - جمعه - جماعت

( س ج د) ساجد - سجده - سجود - سجاد - مسجد - مساجد

( ن ظ م) ناظم - منظوم - نظم - تنظیم - منظم - نظام

( ع ل م ) عالم - معلوم - علم - اعلام - علیم - تعلیم - معلم

( ع م ل ) عامل - معمول - عمل - اعمال - معامله - تعامل - اعمال - عوامل - عملیات

( د ر س ) تدریس - مدرس - مدرسه - ادریس - دروس - درس

تحقیق - حقیقت - محقق - حقوق - حق

مراجعه - مرجع - راجع - ارجاع - ترجیع - رجوع

راضی- رضا - رضایت - مرتضی - رضی

مشاور - مشورت - شورا - شور - مشاوره

مقصد - مقصود - مقاصد - قصد - اقتصاد - قاصد

تعرض - تعریض - اعتراض - معترض - عرض - عروض

معارف - تعریف - عارف - معروف - عرفا - عرفه - معرف

شهید - شهادت - شهدا - مشهد - شهد

ضعیف - ضعف - تضعیف - مستضعف - ضعفا - مضاعف

ناصر - منصور - نصیر - انصار - نصرت

جاهل - مجهول - جهالت - جهل

شاعر - شاعره - مشاعره - شعار - شعر - شعور - شعرا

قدس - مقدس - قداست - تقدیس

حضور - حاضر - حضار - حضرت - محضر - احضار

شریف - مشرف - اشرف - شرافت - تشریف

عظیم - اعظم - عظمت - عظمی - معظم - عظیمه

ساکت - سکوت

اکرم - کریم - کرامت - مکرمه - تکریم

کتاب - کاتب - مکتوب - کتب - مکتب

لفظ - تلفظ - الفاظ

عزت - عزیز - عز - معزز

ظاهر - مظهر - ظهور - مظاهر - اظهار - ظواهر

محبت - حبیب - محبوب - حب

مثل - امثال - مثال

قطع - مقطع - قاطع - قطعه

حفظ - حافظ - حفاظت - محفوظ - محافظت - حفاظ - محافظ - حافظه - حافظیه

اعتدال - معتدل - تعدیل - متعادل - معدل - عدل - عدالت

صادق - مصدق - صداقت - تصدیق - صدق - مصادیق - صدقه



علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 

کلمات هم آوا

تاریخ:جمعه 3 دی 1395-06:01 ب.ظ



نمونه هایی از کلمات هم آوا




علم اموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2