معلم5 فتحی در این وبلاگ مطالبی و اطلاعاتی بروز علمی در حیطه آموزش کلاس های پنجم تا سوم راهنمایی قرار داده شده است و همچنین سوال ، تست ،مطالب آموزنده علمی و مذهبی و نرم افزار وجود دارد اگر مطلبی هم دارید میتوانید به ایمیل من بفرستید با نام خودتان ثبت می کنم efat.fathi@chmail.ir tag:http://fathi5.mihanblog.com 2017-12-16T22:25:45+01:00 mihanblog.com ساعت واعشاری 2017-12-08T01:39:20+01:00 2017-12-08T01:39:20+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2076 عفت فتحی باغبادرانی اگر ساعت را اعشاری داشتیم مثلا 8.3  باشد  می خوانیم هشت و سه دهمبعنی هشت وسه دهم ساعتسه دهم را در 60 ضرب میکنی تا دقیقه شود              18     =   60    ×    0/3پس ساعت 8   و  18   دقیفه است اگر ساعت را اعشاری داشتیم مثلا 8.3  باشد  می خوانیم هشت و سه دهم
بعنی هشت وسه دهم ساعت
سه دهم را در 60 ضرب میکنی تا دقیقه شود              18     =   60    ×    0/3

پس ساعت 8   و  18   دقیفه است
]]>
ساعت در اینه 2017-12-07T01:37:46+01:00 2017-12-07T01:37:46+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2075 عفت فتحی باغبادرانی اگر عقربه های ساعت را در آینه ببینیم وبخواهیم زاویه بین دو عقربه را محاسبه کنیم. اول باید بدانیم ساعت چند بوده وسپس زاویه بین را حساب کنیم.          مثال 2-اگرعقربه های ساعت دراینه دیده شود عدد را از 12 کم می کنیم تا ساعت واقعی به دست آید به شرطی که ساعت کمتر از 12 باشد مثلا ساعت در اینه 11و 20 دقیقه  است  از عدد12 کم می کنیم تا ساعت واقعی بدست اید. اگر بگوییم ساعت در آینه 13و40 دقیقه است ساعت واقعی چند است؟ ساعت از 12 بیشتر شد با اگر عقربه های ساعت را در آینه ببینیم وبخواهیم زاویه بین دو عقربه را محاسبه کنیم. اول باید بدانیم ساعت چند بوده وسپس زاویه بین را حساب کنیم. 
        مثال 2-اگرعقربه های ساعت دراینه دیده شود عدد را از 12 کم می کنیم تا ساعت واقعی به دست آید
 به شرطی که ساعت کمتر از 12 باشد مثلا ساعت در اینه 11و 20 دقیقه  است  از عدد12 کم می کنیم تا ساعت واقعی بدست اید. اگر بگوییم ساعت در آینه 13و40 دقیقه است ساعت واقعی چند است؟ ساعت از 12 بیشتر شد باید از 24 کم کنیم
]]>
حسن تعلیل 2017-11-27T01:29:20+01:00 2017-11-27T01:29:20+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2074 عفت فتحی باغبادرانی هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی، دلیلی غیر واقعی وتخیلی، اما دلپذیر و قانع کننده ارائه دهد به حسن تعلیل دست می‌یابد.  تا چشم بشر نبیندت روی                                بنهفته به ابر چهر دلبند حسن تعلیل: شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را بخاطر ندیده شدن آن از سوی بشر بیان کرده‌است.  مثال تو قلب فسردهٔ زمی


هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی، دلیلی غیر واقعی وتخیلی، اما دلپذیر و قانع کننده ارائه دهد به حسن تعلیل دست مییابد. 

تا چشم بشر نبیندت روی                                بنهفته به ابر چهر دلبند

حسن تعلیل: شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را بخاطر ندیده شدن آن از سوی بشر بیان کردهاست. 

مثال

تو قلب فسردهٔ زمینی                    از درد ورم نموده یک چند

حسن تعلیل: علت برآمدگی دماوند اینگونه توجیه شده است که «دماوند» قلب زمین تصور شده است که دردگرفته و از شدت درد، ورم نموده است. 

مثال

خاک بغداد به مرگ خلفا میگرید                    ور نه این شط روان چیست که در بغداد است؟

حسن تعلیل: شاعر علت جاری بودن رود دجله در بغداد را گریستن خاک آن شهر به مرگ خلفا میداند و حال آنکه میدانیم جاری بودن رود در بغداد امری طبیعی است.



 


 

]]>
متناقض‌نما (پارادوکس)-تضاد 2017-11-27T01:23:26+01:00 2017-11-27T01:23:26+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2073 عفت فتحی باغبادرانی تضاد         هر گاه دو واژه با معنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود آرایه تضاد پدید می‌آید. در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است. واژه‌های /نومیدی/ با /امید/ و همچنین واژگان /سیه/ با /سپید/ متضاد و مخالف هستند. متناقض‌نما (پارادوکس)                هرگاه دو مفهوم متضاد را به هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم، آرایهٔ متناقض‌ن

تضاد        

هر گاه دو واژه با معنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود آرایه تضاد پدید میآید.

در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است.

واژههای /نومیدی/ با /امید/ و همچنین واژگان /سیه/ با /سپید/ متضاد و مخالف هستند.

متناقضنما (پارادوکس)               

هرگاه دو مفهوم متضاد را به هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم، آرایهٔ متناقضنما شکل میگیرد و معمولاً معنایی عمیق و پرمغز در پسِ آن نهفتهاست.

«جامهاش شولای عریانی است»

(عریانی به شولا نسبت داده شده، اما شولا نوعی جامه است و درواقع ضد عریانی است)

مثال: جیبهایم پُر از خالی است. {در عالَم واقع، جمع شدن پُر و خالی با هم غیرممکن است و هاغراق یا مبالغه از آرایههای ادبی است، ادعای وجود ویژگی را گویند در کسی یا در چیزی؛ به اندازهای که به دست آوردن آن ویژگی در آن کس یا چیز به آن اندازه، ناممکن باشد.


 

 

]]>
تلمیح 2017-11-27T01:19:19+01:00 2017-11-27T01:19:19+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2072 عفت فتحی باغبادرانی  (در لغت یعنی: به گوشه چشم اشاره کردن) از جملهٔ صنایع معنوی بدیع است که در آن نویسنده یا گوینده در ضمن نوشتار یا گفتار خودش به آیه، حدیث، داستان، یا مثل معروفی اشاره داشته باشدهر گل و برگی که هست یاد خدا می کند                           بلبل و قمری چه خواند؟ معرفت کردگارآرایه: تناسب (گل، برگ، بلبل، قمری)/ تشخیص (گل، برگ، بلبل، قمری یاد خداوندگار می


 (در لغت یعنی: به گوشه چشم اشاره کردن) از جملهٔ صنایع معنوی بدیع است که در آن نویسنده یا گوینده در ضمن نوشتار یا گفتار خودش به آیه، حدیث، داستان، یا مثل معروفی اشاره داشته باشد


هر گل و برگی که هست یاد خدا می کند                           بلبل و قمری چه خواند؟ معرفت کردگار


آرایه: تناسب (گل، برگ، بلبل، قمری)/ تشخیص (گل، برگ، بلبل، قمری یاد خداوندگار می کند)/ تلمیح (اشاره به آیات قرآن)

بیت سوم تلمیح.سوره ی جمعه آیه ی یک.و مراعات النظیر گل برگ بلبل قمری

مفهوم: همه ی موجودات خداوند را ستایش می کنند. 

(صفحهٔ ۳۲۸ فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد دوّم.) به عنوان چند نمونه از تلمیح میتوان موارد زیر را بیان کرد: 

شاه ترکان سخن مدّعیان میشنود                    شرمی از مظلمهٔ خون سیاووشش باد (حافظ)

که اشارهاش به داستان سیاووش در شاهنامهٔ فردوسی ست.

بوی پیراهن گمگشتهٔ خود میشنوم                   گر بگویم همه گویند ضلالیست قدیم (سعدی)

که به داستان یوسف در قرآن اشاره میکند.

تلمیح غیر از معنای اصلی آن که در عرصه ادبیات است در عرصههای دیگر مثل موسیقی نیز بهکار میرود. در جاز نوازنده یا خواننده در جریان بداههنوازی یا بداههخوانی به آهنگهای مشهور دیگر اشاره میکند و به این کار نیز تلمیح میتوان گفت.

ارزش تلمیح به میزان تداعی بستگی دارد که از آن به دست میآید. هر قدر اسطورهها و داستانهای مورد اشاره لطیفتر باشد، تلمیح بلیغتر محسوب میشد. لازمه بهرهمندی از تلمیح، آگاهی از دانستهای است که شاعر یا نویسنده بدان اشاره میکند؛ به همین سبب دریافتن تلمیحهایی که یک شاعر ژاپنی در شعر خود آورده، برای خواننده فارسیزبان دشوار به نظر میرسد و بالعکس. تلمیح در شعر فارسی، میتواند با مراعات نظیر همراه باشد.

]]>
واج آرایی 2017-11-27T01:16:45+01:00 2017-11-27T01:16:45+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2071 عفت فتحی باغبادرانی به آن دسته از آرایه‌های ادبی که از تناسب‌های آوایی و لفظی میان واژه‌ها پدید می‌آید می‌گویند. واج‌آرایی (نغمهٔ حروف)  به تکرار یک واج صامت یا مصوت در یک بیت یا عبارت گفته می‌شود به گونه‌ای که طنین آن در گوش بر جای بماند و باعث پیدایش موسیقی آوایی در آن بخش از سخن شود.  مثال رشتهٔ تسبیح اگر بگْسست، معذورم بدار                          &


به آن دسته از آرایههای ادبی که از تناسبهای آوایی و لفظی میان واژهها پدید میآید میگویند.

واجآرایی (نغمهٔ حروف) 

به تکرار یک واج صامت یا مصوت در یک بیت یا عبارت گفته میشود به گونهای که طنین آن در گوش بر جای بماند و باعث پیدایش موسیقی آوایی در آن بخش از سخن شود. 

مثال

رشتهٔ تسبیح اگر بگْسست، معذورم بدار                            دستم اندر ساعد ساقیّ سیمینساق بود

(واجآرایی با تکرار صامت /س/)

مثال

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است                             باد خنک از جانب خوارزم وزان است

(واجآرایی با تکرار صامتهای /خ/ و /ز/)

این دو حرف به زیبایی، بیانگر فصل خزان هستند.

قابل ذکر است که واج تکرارشونده ممکن است صامت یا مصوت باشد (البته تکرار صامت بارزتر است). برای مثال:

مثال

خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل                             بازدارد پیاده را ز سبیل

که همانطور که دیده میشود، تکرار مصوت کوتاه «اِ» در مصراع نخست، تکاملبخش موسیقی درونیِ شعر است.

مثال

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد                          که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز

مثال

قیامت قامت و قامت قیامت                            قیامت میکند این قد و قامت

مثال

بر او راست خم کرد و چپ کرد راست                            خروش از خم چرخ چاچی بخاست

مثال

شبست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی                        غنیمتست چنین شب که دوستان بینی
]]>
معرفت کردگار فارسی ششم 2017-11-27T01:12:15+01:00 2017-11-27T01:12:15+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2070 عفت فتحی باغبادرانی این همه خلق را که شما بینید بدین چندین بسیاری، این همه را خالقی است که آفریدگار ایشان است و نعمت بر ایشان از وی است. بند اول درس معنی :آدم های بسیاری را که می بینید ,آفریننده ای دارندکه آن ها را آفریده است.و به همه ی آنها مال و روزی داده است خلق: آفریده شده، مردم                   خالق: آفریننده               &nbsp

این همه خلق را که شما بینید بدین چندین بسیاری، این همه را خالقی است که آفریدگار ایشان است و نعمت بر ایشان از وی است.

بند اول درس

معنی :آدم های بسیاری را که می بینید ,آفریننده ای دارندکه آن ها را آفریده است.و به همه ی آنها مال و روزی داده است

خلق: آفریده شده، مردم                   خالق: آفریننده                    نعمت:عطا، بخشش، احسان           

      این همه را خالقی است: خالقی برای آنها وجود دارد.

نهاد: شما                      مفعول: این همه خلق                     فعل: بینید (مضارع)                      قید: بدین چندین بسیاری                       متمم: او                           ضمیر سوم شخص مفرد: وی (او)

تعداد جمله: 4 جمله

آفریدگار را بباید پرستیدن و بر نعمت او سپاس داری باید کردن

معنی: باید خداوند را ستایش کنیم و شکرگزار نعمت های او باشیم.

نهاد: نامشخص (هرکسی می تواند باشد)

اندیشه کردن اندر کار خالق و مخلوق روشنایی افزاید اندر دل، و غفلت از این نا اندیشیدن، تاریکی افزاید اندر دل و نادانی گمراهی است.

معنی :فکر کردن در کار خدا و آفریده هایش سبب آگاهی انسان میشود.و بی توجهی نسبت به آن سبب گمراهی و نادانی انسان ها میشود.

نهاد: اندیشه کردن اندر کار خالق و مخلوق                  مفعول: روشنایی                        فعل: افزاید (مضارع)      

                 قید: اندر دل

روشنایی افزاید اندر دل: دل را روشن می کند.

نهاد: غفلت از این و نا اندیشیدن               مفعول: تاریکی                      فعل: افزاید (مضارع)                    قید: اندر دل                           و: ربط

نهاد: نادانی                   فعل: است (مضارع)      

تاریکی افزاید اندر دل: باعث تاریکی دل و نادانی انسان می شود.

غفلت: بی خبری، نادانی

نکته: کلمات خالق، مخلوق و خلق هم خانواده هستند.

آرایه: تضاد (اندیشیدن و نا اندیشیدن)، تضاد (خالق و مخلوق)

تعداد جمله: 3 جمله       

باد بهاری وزید از طرف مرغزار                         باز به گردون رسید، ناله ی هر مرغ زار   (2 جمله)

قافیه: مرغزار/ مرغ زار                    فعل: وزید/ رسید                       نهاد: باد بهاری/ ناله ی هر مرغ زار

ترکیب وصفی: باد بهاری/ مرغ زار                     ترکیب وصفی: طرف مرغزار/ ناله ی مرغ

حرف اضافه: از، به                 قید: باز، به گردون

آرایه: تشخیص (ناله ی مرغ)/ کنایه (به گردون رسید: کنایه از منتشر شدن صدا)/ تناسب (کلمات بهاری، مرغزار، گردون، مرغ زار)

مفهوم: آمدن بهار و آواز خواندن پرندگان

خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع                               ناله ی موزون مرغ، بوی خوش لاله زار (2 جمله)

قافیه: لاله زار                           فعل: خیز/ غنیمت شمار (امری)                               مفعول: جنبش/ ناله/ بو

ترکیب اضافی: جنبش باد/ باد ربیع/ ناله ی مرغ/ بوی لاله زار                                 ترکیب وصفی: ناله ی موزون/ بوی خوش

نهاد: برای هر دو فعل "تو" (محذوف)                       

آرایه: تناسب (مرغ، ناله، ربیع، باد)

معنی: بلند شو و از وزش باد بهاری، صدای آهنگین پرندگان و بوی خوش لاله زار بهره ببر.

هر گل و برگی که هست یاد خدا می کند                           بلبل و قمری چه خواند؟ معرفت کردگار (4 جمله و یک فعل حذف شده)

نهاد: جمله ی اول (هر گل و برگی)/ جمله ی دوم (او)/ جمله ی سوم (بلبل و قمری)/ جمله ی چهارم (بلبل و قمری که حذف شده)

مفعول: یاد خدا/ یاد خداوندگار برلی فعل محذوف

ترکیب اضافی: یاد خدا/ یاد خداوندگار   

آرایه: تناسب (گل، برگ، بلبل، قمری)/ تشخیص (گل، برگ، بلبل، قمری یاد خداوندگار می کند)/ تلمیح (اشاره به آیات قرآن)

بیت سوم تلمیح.سوره ی جمعه آیه ی یک.و مراعات النظیر گل برگ بلبل قمری

مفهوم: همه ی موجودات خداوند را ستایش می کنند. 

برگ درختان سبز در نظر هوشیار                                هر ورقش دفتری است، معرفت کردگار (1 جمله "است" حذف شده)       

معرفت: شناخت                   معرفت کردگار: شناخت خداوند       قافیه: کردگار          

ترکیب اضافی: برگ درختان/ نظر هوشیار/ ورقش/ معرفت کردگار                               ترکیب وصفی: هر ورق/ درختان سبز

آرایه: تناسب (ورق، دفتر، برگ، درخت)/ تشبیه (مشبه "برگ درختان سبز"، مشبه به "دفتر معرفت"، وجه شبه "شناخت خداوند"، ادات تشبیه حذف شده)

معنی: هر برگی از درختان سبز در نظر انسان باهوش مانند دفتر معرفت است که سبب شناخت خداوند می شود. (با تفکر در آفرینش می توان خدا را شناخت.

 

]]>
ستایش فارسی ششم 2017-11-27T01:10:24+01:00 2017-11-27T01:10:24+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2069 عفت فتحی باغبادرانی ستایش واژه ای از زبان فارسی می باشد در معانی :شکر ،سپاس ،مدح ،پرستش ،نیکویی گفتن پس وقتی کسی را ستایش می کنیم در موردخوبیهای او صحبیت می کنیم در مورد عظمتش ،در مورد کارهایش وما در شعر ستایش پروردگاررا مدح می کنیم تحلیل وبررسی ابیات شعر ستایش به نام آن که جان را فکرت آموخت چراغ دل به نور جان بر افروخت شیخ محمود شبستری می فرماید :به نام پروردگاری آغاز می کنم که به جان وروان فکر واندیشه یاد داده است و دل انسان را که همچون چراغی است با نور جان روشنی بخشیده است ج

ستایش واژه ای از زبان فارسی می باشد در معانی :شکر ،سپاس ،مدح ،پرستش ،نیکویی گفتن

پس وقتی کسی را ستایش می کنیم در موردخوبیهای او صحبیت می کنیم در مورد عظمتش ،در مورد کارهایش

وما در شعر ستایش پروردگاررا مدح می کنیم

تحلیل وبررسی ابیات شعر ستایش

به نام آن که جان را فکرت آموخت

چراغ دل به نور جان بر افروخت

شیخ محمود شبستری می فرماید :به نام پروردگاری آغاز می کنم که به جان وروان فکر واندیشه یاد داده است و دل انسان را که همچون چراغی است با نور جان روشنی بخشیده است

جان :در مصراع اول منظور از جان انسان می باشد چون فکر واندیشه خاص انسان است

زفضلش هردوعالم ،گشت روشن

زفیضش خاک آدم ،گشت گلشن

توضیحات

فضل به معنی برتری و بخشش هم می تواند باشد

از برتری وبزرگی و بخشش وجود خداوند هردوعالم (این دنیا وجهان آخرت)نورانی شد

فیض :یعنی بخشش

از بخشش روح خودش به وجود بی ارزش انسان اوراهمچون گلستان باارزش گرداند

در اینجا شاعر اشاره ای هم به آفرینش اولیه انسان از خاک دارد وهمچنین دمیدن روح خداوند در وجود آدمی

جهان ،جمله ،فروغ نورحق دان

حق اندروی زپیدایی است پنهان

دراین بیت واژه ی (جمله )به معنی تمام وهمه می باشدو همچنین (حق )همان پروردگار

تمام دنیارا پرتوی ازنور خداوند بدان

پروردگاری که دراین دنیا به دلیل عظمت وبزرگی وکمالش وآشکاربودنش پنهان به نظر می آید

  خداوند به خاطر عظمت وحضور درهمه جا شاید خیلی وقتا ما درک نکنیم یا از نگاه ما پنهان باشد

خرد را نیست تاب نور آن روی

برو از بهر او ،چشم دگر جوی

توضیحات :

کلید این شعر یا پیام اصلی آن دراین بیت می باشد چون مارادر ناتوانی خود دردرک خداوند آگاه می سازد

عقل انسان توانایی دیدن نور وعظمت الهی را ندارد یعنی خداوند در ادراک ما نمی گنجد چون ما مخلوقیم و اوخالق

در مصراع دوم مارا به شناخت وپی بردن پروردگار از راه دیگری توصیه می کند که اگرساده عرض کنم باید گفت خداوند را باید در دل ودرون داشت وبا قلب حسش کرد نه ازروی عقلی

در او هرچه بگفتند از کم وبیش

نشانی داده اند از دیده ی خویش

عزیزان معنی این بیت تکمیل کننده بیت قبلی می باشد

یعنی انسانها هرچه درمورد بزرگی وعظمت خداوند گفته اند قطعا براساس دیده های خودشان بوده است وانسان نمی تواند قدرت وعظمت الهی را بر اساس آنجه فقط خودش دیده است بیان کند

به نزد آنکه جانش در تجلی است

همه عالم ،کتاب حق تعالی است

توضیحات

تجلی :آشکار شدن ،پیدا شدن

تعالی :بلند مرتبه ،صاحب عظمت

در نزد انسانهایی که در حانشان وروح وروانشان نور الهی تابیده است واشکار می باشد تمام دنیارا همچون کتاب یا نشانه ای از وحود خداوند بلند مرتبه می دانند

]]>
صفر ودلیل زوج بودن 2017-11-26T10:15:45+01:00 2017-11-26T10:15:45+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2068 عفت فتحی باغبادرانی دلایل زوج بودن عدد  صفر: -عددی زوج است که اگر آن را بر ۲ تقسیم کنیم حاصل به دست آمده "عددی صحیح" باشد . صفر تقسیم بر ۲ می شود صفر . پس چون حاصل ، عدد صحیح شد پس صفر زوج است. - صفر از هر عدد زوجی زوج تر است . چون اگر یکبار آن را تقسیم بر ۲ کنیم و باز حاصل را دوباره تقسیم بر ۲ کنیم جواب همان صفر که یک عدد صحیح هست می شود . در صورتی که این خاصیت را اعداد زوج دیگر ندارند . پس صفر زوج تر از هر زوجی است چون همواره حاصل تقسیم صفر می شود. - در مجموعه ی اعداد صحیح ، دو طرف

دلایل زوج بودن عدد  صفر:

-عددی زوج است که اگر آن را بر ۲ تقسیم کنیم حاصل به دست آمده "عددی صحیح" باشد . صفر تقسیم بر ۲ می شود صفر . پس چون حاصل ، عدد صحیح شد پس صفر زوج است.

- صفر از هر عدد زوجی زوج تر است . چون اگر یکبار آن را تقسیم بر ۲ کنیم و باز حاصل را دوباره تقسیم بر ۲ کنیم جواب همان صفر که یک عدد صحیح هست می شود . در صورتی که این خاصیت را اعداد زوج دیگر ندارند . پس صفر زوج تر از هر زوجی است چون همواره حاصل تقسیم صفر می شود.

- در مجموعه ی اعداد صحیح ، دو طرف عدد صفر، اعداد فرد یعنی  ( ۱) و (١_)  هستند و این خود دلیل دیگری بر زوج بودن عدد صفر است.

]]>
تقویت مهارت خواندن 2017-11-25T22:34:57+01:00 2017-11-25T22:34:57+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2067 عفت فتحی باغبادرانی یکی از طرح های اجرایی در سطح استان  تقویت مهارت خوانداری میباشد.همانطور که همکاران مستحضرند خواندن پایه یادگیری همه موضوعات درسی است - تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از دانش آموزان از مهارت روخوانی برخوردارند اما در بازیابی اطلاعات ،تفسیر،تلفیق و استنباط عملکرد ضعیفی دارند - دانش اموز مسئله ریاضی را میخواند  اما درک نمی کند که از او چه خواسته شده و یا مفاهیم علوم را درک نکرده و به حفط طوطی وار بسنده کرده و سرانجام قدرت اندیشیدن و خلاقیت را در یادگیری نادیده می گیر

یکی از طرح های اجرایی در سطح استان  تقویت مهارت خوانداری میباشد.همانطور که همکاران مستحضرند خواندن پایه یادگیری همه موضوعات درسی است

- تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از دانش آموزان از مهارت روخوانی برخوردارند اما در بازیابی اطلاعات ،تفسیر،تلفیق و استنباط عملکرد ضعیفی دارند

- دانش اموز مسئله ریاضی را میخواند  اما درک نمی کند که از او چه خواسته شده و یا مفاهیم علوم را درک نکرده و به حفط طوطی وار بسنده کرده و سرانجام قدرت اندیشیدن و خلاقیت را در یادگیری نادیده می گیرد و یادگیری برایش کسالت آور خواهد شد.

اما اگر متون را درک کند از کسب دانش فراتر رفته و خواندن برایش لذت بخش خواهد بود.

- مبنای علمی طرح خوانداری برپایه آزمون پرلزpirls می باشد و تاکیدش بر چهار مهارت درک اطلاعات صریح متن،استنباط ،تلفیق و تفسیر است

- خواندن بر اساس دو هدف التذاذی و کسب اطلاعات صورت می گیرد.لازم است نگرش دانش آموز به خواندن ابتدا بر اساس لذت از خواندن صورت پذیرد

- هدف این طرح ایجاد حساسیت در بین اموزگاران به منطور مراجعه بیشتر به کتب راهنمای معلم است.

-به طور خلاصه انچه كه در خواندن مهم است رعایت سطوح ان است اولین سطح خواندن روخوانی است كه روخوانی نیز سطوحی دارد كه گام اول ان خواندن درست و روان یك متن است گام بعدی در روخوانی رعایت لحن و اهنگ متن است .سطح دوم خواندن درك متن است كه گام های فرایند درك خوانداری اول تقویت تمركز خوانداری و ایجاد عادت صامت خوانی است و گام های بعد همان چهار مهارت خواندن كه گفتیم درك اطلاعات صریح متن و استنباط و تلفیق و تفسیر اطلاعات است.

تعدادی از راهکارهای ارائه شده توسط کارشناسان و مدیران گروه تدبیرگران استان اصفهان در راستای طرح خوانداری !

-در کنار  طرح خوانداری می بایستی نگرش مثبت به خواندن در دانش آموزان شکل بگیرد.دانش آموز باید از خواندن لدت ببرد و اعتماد به نفس خود را افزایش دهد.بعد از این مرحله و براساس اهداف خواندن باید قدرت درک مطلب را ارتقا دهیم.نگرش خانواده ها نیز در اجرای طرح خوانداری بسیار مهم است که باید در جلسات آموزش خانواده تقویت شود.

-تهیه متنهای روان خوانی دارای مفاهیم مناسب توسط معلم و با جملات و کلمات ملموس جهت استفاده در منزل و بعد پرسیدن برخی سوالات از متن در کلاس باعث علاقه مندی و توانمندی کودکان از اول دبستان خواهد شد. 

-تشکیل گروه خبرنگاران در مدرسه جمع آوری اخبار روز وخوا ندن آن توسط دانش آموزان

-برای تقویت این مهارت خواندن داستانهای پر مفهوم وبیان اهداف وخلاصه ای از آنچه درک کرده میباشد که در درس فارسی پایه ششم وجود دارد

-فعال سازی شورای معلمان با تجارب مختلف و برنامه ریزی برای این امر بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

-استفاده از داستانهای مجلات رشد وداشتن زنگ رشد بصورت هر ماه 

در  هفته  چند دقیقه ای  از درس فارسی رو فقط اختصاص بدیم به خواندن مجلات رشد و کتاب داستان.

- خواندن کتاب در روزهای تعطیل وبیان خلاصه توسط دانش آموز در کلاس وسرصف صبحگاه. 

-استفاده از دانش آموزان بالاخص پایه اول در صبحگاه مدرسه خواندن شعر وداستان با بیان مفهوم آن برای سایر دانش اموزان می تواند در تقویت مهارت خواندن موثر باشد 

-بردن کتاب داستان به کلاس و به تعداد شاگردان جهت مطالعه و درک مطلب

-برگزاری دیدار و استفاده از کتابخانه های عمومی شهر و روستا و ایجاد روحیه کتابخوانی 

-برگزاری مسابقات کتابخوانی . 

-استفاده از مجلات رشد ،کتابهای داستان مرتبط با درس ،حتی ضبط صدای دانش اموزی که در خواندن مشکل داره و پخش در کلاس ،عادت نکردن به صدای معلم

-تشویق های بیرونی کم کم باید کمرنگ شود .باید تاکیدمان بر انگیزه درونی باشد.باید دانش اموز از خواندن لدت ببرد .

-از جمله مهارتهای بسیار مهم گوش دادن است.تقویت مهارت گوش دادن بالاخص در پایه اول

-راههای تقویت مهارت خوانداری در بیرون از مدرسه مثلا خواندن زیر نویس اخبار یا برنامه ها یا زندگینامه بعضی افراد مهم در برخی مکانها یا کم کردن صدای تلویزیون و توجه دانش اموز به صحبت های تلویزیون 

-اجرای نمایش داستانهای کتب درسی در کلاس ومراسم های خاص در درک مطلب موثراست.

-تکالیف شفاهی بر تکالیف کتبی ارجیت دارند.

ارائه تکالیف مناسب از جمله راهکارهایی هست که آموزگاران می توانند مهارت خوانداری را افزایش دهند 

- اگر دانش آموزان  در خواندن . من.من می کنند ان وقت متاسفانه آموزگار یا والدین تقاضای رونویسی و نوشتن دارند.

به چنین خانواده هایی می گوییم آیا پزشک اگر گوش درد داشتید برای چشم شما دارو تجویز می نماید.

برای من. من خواندن تکلیف خوانداری می دهند نه نوشتاری!!!

-گوش دادن به صداهای طبیعی یعنی تبدیل مرحله شنیدن به گوش دادن 

-تشکیل گروه ادبیات درمدرسه وارائه برنامه ونقشه راه برگزاری همایش وجشنواره با نام بزرگان ادب پارسی از مواردی هست که میتونه تغییرنگرش رو ایجاد کنه واولیارو با اهداف ما همراه کنه

-هنگام  تدریس  برای درس فارسی و ریاضی بخشی رو که یک دانش آموز میخواند، از بقیه بلافاصله سوال میپرسیم. چندین بار که این فعالیت انجام شود بچه ها توجه شون بیشترخواهد شد. چون میدانند که از متن خوانده شده و سوال ریاضی حتما سوال میپرسم. 

-برای دانش آموزی که  سر کلاس حرفی نمیزند و اصلا سر کلاس روخوانی نمی کند.

گفته شود در  منزل از روی درس بخوانند و صدا رو ضبط کرده به تلگرام بفرستند یا روی سی دی. یا فلش ذخیره نموده و به دبستان بیاورند. هر شب این  کارشود!

بعد آن را سر کلاس پخش کنند.

این کار باعث می شود دانش آموز به حرف بیاید و هم خوانداری تقویت شد.(این تجربه شده است). 

-تکلیف شفاهی مثل گزارش فوتبالی که روز قبل دیده بودند یا کارتون و فیلم سینمایی یا برنامه ای که دوست داذند و همچنین توضیح شفاهی طرز پخت غذاهایی که دوست دارند و...

 -دانش آموزدارای  اختلال خواندن را  باید جلسات بازی درمانی به منطور رفع اختلال او در نظر گرفت.

-در سالن مدرسه ایستگاه مطالعه درنظر گرفت و مطالب مفید قرار داد که بچه ها بخونند و با هم نشست گروهی داشته باشند.

درصورت تامین بودجه کتاب هدیه داد به بچه ها.

-جلسه ای تحت عنوان تقویت مهارت خواندن برای آموزش خانواده درنظر بگیریم. 

-یک مورد درست کردن قاب تلویزیون کوچک برای اجرای گویندگی دانش آموزان که کاربرد خوبی دارد.

هم والدین علاقمند میشوند هم دانش آموزان.

ادامه راهکارهای گروه تدبیرگران برای طرح خوانداری

-یکی از کارها میتواند تلفیق فارسی با هنر باشد.

چون بچه ها هنر دوست دارند.

که برای نقاشی خودشون داستان بنویسند. یا حتی بیان کنند.

-می توانید یكی از داستان های پرلز را به دانش اموزان بدهید تا به خانه ببرند و سپس فردا سوالات را بدعید بچه ها پاسخ دهند مطمئن باشید به خوبی پاسخ نمی دهند و با این ازمون اولیا را با پرلز و سواد خواندن و اهمیت ان اشنا كنید.

-مهارتهای گفتاری و سخن گفتن را بالاببرید.بچه ها را عادت دهید عامیانه حرف نزنند.توسعه واژگان فارسی را در دستور کار قرادهید.متون ادبی مانند گلستان،شاهنامه را بچه ها بخوانند و خلاصه آن را برای معلم تعریف کنند و معلم به اقدامات اصلاحی بپردازد.

- با یكی از داستان های بخوان و بیندیش هم می توانید این كار را انجام دهید و اولیا متوجه شوند روخوانی تنها كافی نیست.

- بر ای تقویت وتشویق خواندن دانش آموزان به والدین بعضی از شبها املا بگویند و صحیح کنند.( توجه داشته باشیم که والدین به طرز عجیب املا را غلط و اشتباه ننویسند).

-برای تقویت خوانداری در کلاس روزهایی که مجله رشد داریم.در کلاس بچه ها قسمت داستانها رو میخونن به صورت نقش خوانی کنند.

بلافاصله بعد از خواندن برای تقویت مهارت ان از بچه هاسوال از متن داستان پرسیده شود. 

- درصورت امکان گاهی متن یا تکلیفی رو به بچه ها بگیم که بصورت تایپ شده بیارند هم خوبه

یا حتی بریده کلمات با فونت بزرگ رو کنار هم قرار بدند و جمله بسازند

-به اولیا پیشنهاد می دهیم وقتی روخوانی درس برای منزل داده می شود.

یک خط مادر بخواند یک خط فرزند. ابتدا احساس خوب و لذت خواندن را ایجاد کنیم تا بتوانیم روی متن اورا متمرکز کنیم.

-نمایشگاهی از  کتب دست سازدانش آموزان برپاشود وهر پایه یک ساعت رابه مطالعه کتاب اختصاص داده و درپایان هدایایی به فعالین کتابخانه مدرسه اهدا گردد.

]]>
راه‌های آموزش و تقویت املا در دوره‌ی ابتدایی به خصوص پایه‌ی اوّل: 2017-11-24T00:25:09+01:00 2017-11-24T00:25:09+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2066 عفت فتحی باغبادرانی راه‌های آموزش و تقویت املا در دوره‌ی ابتدایی به خصوص پایه‌ی اوّل: -۱- روان خوانی و درست خواندن متن دروس-۲- یادگیری و حفظ حروف الفبای فارسی-۳- بخش کردن و صدا کشی کلمات: این راه، کاری خسته کننده برای دانش‌آموز است. بهتر است پس از مدّتی کار با این روش، به سراغ روش‌های دیگر برویم. جدول آن نیز مفید است (همانند بنویسیم).-4- تمرین با جدول ترکیب صامت با مصوّت: اگر با استفاده از این جدول کلمه بسازیم، خیلی عالی است.-5- یک کلمه بنویسیم و به تعداد حرف و صدای آن، جلویش گردی بکشیم.-6- انواع بازی: بهترین راه ا

راه‌های آموزش و تقویت املا در دوره‌ی ابتدایی به خصوص پایه‌ی اوّل:

-۱- روان خوانی و درست خواندن متن دروس

-۲- یادگیری و حفظ حروف الفبای فارسی

-۳- بخش کردن و صدا کشی کلمات: این راه، کاری خسته کننده برای دانش‌آموز است. بهتر است پس از مدّتی کار با این روش، به سراغ روش‌های دیگر برویم. جدول آن نیز مفید است (همانند بنویسیم).

-4- تمرین با جدول ترکیب صامت با مصوّت: اگر با استفاده از این جدول کلمه بسازیم، خیلی عالی است.

-5- یک کلمه بنویسیم و به تعداد حرف و صدای آن، جلویش گردی بکشیم.

-6- انواع بازی: بهترین راه است. زیرا همه بازی را دوست دارند، خسته نمی‌شوند و در ذهن بهتر نقش می‌بندد.

-7- کلمه سازی: حروف الفبا را به صورت کارت‌های خیلی کوچک در‌می آوریم. بچّه‌ها را گروه‌بندی می‌کنیم و کارت‌ها را به تعداد مساوی با حروف مساوی بین آن‌ها تقسیم می‌کنیم. در مدّت زمان مشخّص، هر گروهی که کلمات بیش‌تری با تعداد حروف بیش‌تر درست کند، برنده است. در این بازی حروف پرکاربرد، باید با تعداد بیش‌تری در اختیار هر گروه باشد.
-نکته: مهم‌ترین بخش، روش‌های ابتکاری خود همکاران عزیز می‌باشد.          

-8- به کار بردن کلمه‌های درس، در جمله

-9- به کار بردن وضعیت نوشتن نقطه نسبت به شکل حروف. یعنی محل قرار گرفتن نقطه در پایین یا بالا و تعداد نقطه

-10- یادداشت کردن اشتباهات املائی دانش‌آموزان، به منظور آموزش جبرانی آن‌ها، در فرصت‌های مناسب مانند جمله‌سازی

-11- دادن تمرین‌های متفاوت جهت شمارش دندانه‌ها

-12- گفتن املاء پای تخته از کلمه‌هایی از درس که ارزش املائی دارند.

-13- پیدا کردن املای صحیح کلمه‌ها از روی کتاب توسط دانش‌آموز

-14- در صورت امکان موقع تصحیح نمودن املاء، دانش‌آموزان را انفرادی نزد خود فرا خوانده تا به غلط املائی خود توجه کنند.

-15- در قرائت املاء، جمله‌های از هم گسیخته و بی ربط (کلمه به کلمه) گفته نشود و به صورت جمله بیان شود.

-16- متن املائی را که می خواهیم به دانش‌آموز بگوییم، انتخاب می کنیم و یک بار می خوانیم تا دانش آموزان ارتباط معانی کلمه‌ها و مضمون کلی مطلب را درک کنند و برای نوشتن املاء آمادگی کامل را کسب نمایند.

-17- تقویت تندنویسی در بعضی از دانش‌آموزان

-18- افزایش گنجینه لغات  (کلمه‌های خارج کتاب یا مثال زدن دانش‌آموزان)

-19- ایجاد انگیزه در دانش‌آموزان نسبت به یادگیری درس املاء



]]>
چگونه به فرزندمان در انجام تكالیف كمك كنیم؟ 2017-11-24T00:22:41+01:00 2017-11-24T00:22:41+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2065 عفت فتحی باغبادرانی - جایی مجزا، آرام، روشن، راحت برای کودکان مهیا کنید تا تکالیفشان را در آن جا تکمیل کنند. جایی دور از وسایل الکترونیک، سر و صدای ماشین‌ها، یا جایی که نتوانند صدای بازی بقیه بچه‌ها را بشنوند.-به فرزندتان کمک کنید تکالیف زیاد یا مربوط به چند درس را به قسمت های کوچکتری تقسیم کند و پس از انجام هر قسمت از تکالیف زمان استراحتی برای او در نظر بگیرید. -اگر مشکل فرزندتان در زمینه ی تکلیف نوشتن به مدت طولانی ادامه یافت با معلم او مشورت کنید . ممکن است ضعف بینایی یا مشکلات توجه و تمرکز یا یادگیری موجب



- جایی مجزا، آرام، روشن، راحت برای کودکان مهیا کنید تا تکالیفشان را در آن جا تکمیل کنند. جایی دور از وسایل الکترونیک، سر و صدای ماشین‌ها، یا جایی که نتوانند صدای بازی بقیه بچه‌ها را بشنوند.

-به فرزندتان کمک کنید تکالیف زیاد یا مربوط به چند درس را به قسمت های کوچکتری تقسیم کند و پس از انجام هر قسمت از تکالیف زمان استراحتی برای او در نظر بگیرید.

 -اگر مشکل فرزندتان در زمینه ی تکلیف نوشتن به مدت طولانی ادامه یافت با معلم او مشورت کنید . ممکن است ضعف بینایی یا مشکلات توجه و تمرکز یا یادگیری موجب عدم تمایل فرزندتان به انجام تکالیف شده باشد، که باید این موارد را پیگیری کرد.

- حواس تان به وقت کشی ها باشد. وقتی فرزندتان دور میز کارش این پا و آن پا می کند و برای انجام ندادن تکالیفش پشت سر هم برای تان دلایل بی اساس می آورد نشان دهنده این است که برای کارش نظم ندارد. او را وادار کنید برنامه اش را به طور منظم انجام بدهد.

- یک راه خوب برای اطمینان از انجام تکالیف مدرسه در زمان مشخص یک برنامه ریزی کاری خانوادگی است. وقتی در کنار فرزندتان کار می کنید می توانید در انجام تکالیف کمک کنید و همزمان کارهای خودتان را هم انجام بدهید.

- با معلمان فرزندتان و انتظارات آن ها آشنا شوید . در برنامه های مدرسه شرکت کنید و با معلم فرزندتان صحبت کنید، ببینید چه اهدافی را از انجام تکالیف دنبال می کنند و شما چگونه می توانید در برآورده شدن این اهداف سهیم باشید.

- به وسایلی برای محدود کردن مناظر اطراف فکر کنید. به گوش گیر یا گوشی هایی برای جلوگیری از شنیدن صدا، میز تحریر شیب دار یا بزرگ تر که نوشتن روی آن راحت تر باشد.

- وقتی فرزندتان نمی تواند به سوالی پاسخ بدهد، به جای جواب سوالاتی بپرسید که او را هدایت کنند «چرا این طور فکر می کنی؟»، «فکر می کنی چطور اتفاق افتاده؟»، «بعد باید چه کار کنی؟» این سوال ها باعث می شود به جای این که شما جواب بدهید فرزندتان یاد بگیرد به راه های دیگری برای حل مسئله فکر کند.
]]>
جمله معترضه 2017-11-19T01:29:35+01:00 2017-11-19T01:29:35+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2064 عفت فتحی باغبادرانی جمله معترضه چیست ؟ جمله معترضه: جمله ای است که در ضمنِ جمله اصلی می آید و اگر آن را حذف کنیم خللی در معنا و مفهوم جمله اصلی پدید نمی آید؛ودربین دوخط تیره می آید-     - جمله معترضه بر دو نوع است : 1- دعایی. مانند: «جواد - خدا حفظش کند - جوان مؤدّبی است». (در این عبارت، جمله «خدا حفظش کند» معترضه است). 2- توضیحی : سعدی - بزرگترین سجع نویس ایرانی - در قرن هفتم می زیست فرق جمله معترضه و بدل : - جمله معترضه جمله است ولی بدل جمله نیست - جمله مع

جمله معترضه چیست ؟

جمله معترضه: جمله ای است که در ضمنِ جمله اصلی می آید و اگر آن را حذف کنیم خللی در معنا و مفهوم جمله اصلی پدید نمی آید؛ودربین دوخط تیره می آید-     -

جمله معترضه بر دو نوع است :

1- دعایی. مانند: «جواد - خدا حفظش کند - جوان مؤدّبی است». (در این عبارت، جمله «خدا حفظش کند» معترضه است).

2- توضیحی : سعدی - بزرگترین سجع نویس ایرانی - در قرن هفتم می زیست

فرق جمله معترضه و بدل :

- جمله معترضه جمله است ولی بدل جمله نیست

- جمله معترضه بین دو خط فاصله می آید ولی بدل بین دو ویرگول


ویژگی های بدل

ویژگی های بدل که ما آنها را با عنوان « راه های تشخیص بدل » می شناسیم عبارت اند از :

۱ – بدل و اسم قبل از آن باید در جمله ، یک نقش داشته باشند.

2 – بدل و اسم قبل از آن باید یک چیز یا یک شخص باشند و دو چیز یا دو کس مستقل از هم نباشند .

3 – بدل از جمله قابل حذف شدن باشد ؛بدون این که به معنی جمله آسیبی برسد .

4 – اسم قبل از بدل نباید کسره داشته باشد .

5 – بدل بین دو ویرگول قرار می گیرد .

مثال : فردوسی ، حماسه سرای بزرگ ایران ، سخن را به آسمان علیین برد .

که اگر این مثال را با روش ها یا همان ویژگی های شش گانه ی فوق بررسی کنیم ؛می بینیم که :

۱ – حماسه سرای بزرگ ایران  و فردوسی هر دو در جمله  نقش نهادی دارند .

2 – هر دو یک شخص هستند .یعنی فردوسی همان حماسه سرای بزرگ ایران  است و این ها دو شخص مستقل از هم نیستند .

3 – ما می توانیم بدل ( حماسه سرای بزرگ ایران ) را از جمله حذف کنیم ؛ بدون این که به معنی جمله آسیبی برسد .

4 – بعد از بدل ( حماسه سرای بزرگ ایران ) بلافاصله فعل نیامده است .

5 – اسم قبل از بدل ( فردوسی ) کسره ندارد .

6 – بدل ( حماسه سرای بزرگ ایران ) بین دو ویرگول قرار گرفته است .

فرق بدل با صفت و مضاف الیه

فرق بدل با صفت ، آن است که موصوف با کسره به صفت اضافه می شود ، ولی مبدل منه ( اسم قبل از بدل ) با کسره به بدل اضافه نمی شود . ( انوری ، ۱28 )

فرق بدل با مضاف الیه ، آن است که اولا : مضــاف با کســره به مضاف الیـــه اضـــــافه می شود ،ولی

 مبدل منه ( اسم قبل از بدل ) به بدل اضـــافه نمی شود .ثانیا : مضـــاف ومضاف الیه دو موجود مستقل وجداگانه اند ، در حالی که بدل و اسم قبل از آن هردو یکی هستند . ( انوری ، ۱28 )

منابع و ماخذ

ا – انوری، حسن ، دستور زبان فارسی  ، جلد2 ، چاپ بیستم ، انتشارات فاطمی ،تهران ، ۱379

2 – ناتل خانلری ، پرویز ، دستور زبان فارسی ، چاپ هجدهم، انتشارات توس ، تهران ،۱380

3 – خیامپور ، عبدالرسول دستور زبان فارسی ، چاپ یازدهم ، انتشارات ستوده ،تبریز ، ۱382

 نویسنده ی مقاله : محمد حسین زاده

]]>
مناظره ارایه 2017-11-19T01:27:25+01:00 2017-11-19T01:27:25+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2063 عفت فتحی باغبادرانی مناظره  مناظره با هم سوال کردن است و به تعبیر دیگر مکالمه و گفت و گویی است دوطرفه که هر طرف با آوردن دلیل و ارائه ی نظرات خود سعی می کند برتری خویش را بردیگری به اثبات رساند. شعر "نکوهش بی جا" از پروین اعتصامی" نمونه ای زیبا از یک مناظرهاست :  نکوهش بی جا سیر،   یک روز طعنه زد به پیاز         که تو مسکین ، چه قدر بدبویی  گفت، از عیب خویش بی خبری        &nbsp

مناظره

 مناظره با هم سوال کردن است و به تعبیر دیگر مکالمه و گفت و گویی است دوطرفه که هر طرف با آوردن دلیل و ارائه ی نظرات خود سعی می کند برتری خویش را بردیگری به اثبات رساند.

شعر "نکوهش بی جا" از پروین اعتصامی" نمونه ای زیبا از یک مناظرهاست :

 نکوهش بی جا سیر، 

 یک روز طعنه زد به پیاز         که تو مسکین ، چه قدر بدبویی 

گفت، از عیب خویش بی خبری            زان ره از خلق، عیب می جویی 

 گفتن از زشت رویی دیگران                نشود باعث نکورویی                                                                                                                                                  

 

]]>
جان بخشی 2017-11-19T01:25:23+01:00 2017-11-19T01:25:23+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2062 عفت فتحی باغبادرانی آرایه ی جان بخشی به اشیا ( تشخیص) هر گاه در نوشته به اشیای بی جان یا حتّی جاندار غیر انسان، جان وروح و صفت انسانی ببخشیم، به این آرایه، جان بخشی می گوییم. به عنوان نمونه  در این شعر آرایه ی "تشخیص" یا "جان بخشی" به کار گرفته شده است. "آسمان تعطیل است   /   بادها بی کارند  /   ابرها خشک وخیس /  هق هق گریه ی خود را خوردند در درس راز زندگی،هم آرایه ی  "تشخیص" یا "جان بخشی" به کار گرفته شده است وهم مناظره ی زیبای غنچه

آرایه ی جان بخشی به اشیا ( تشخیص)

هر گاه در نوشته به اشیای بی جان یا حتّی جاندار غیر انسان، جان وروح و صفت انسانی ببخشیم، به این آرایه، جان بخشی می گوییم. به عنوان نمونه  در این شعر آرایه ی "تشخیص" یا "جان بخشی" به کار گرفته شده است.

"آسمان تعطیل است   /   بادها بی کارند  /   ابرها خشک وخیس /  هق هق گریه ی خود را خوردند

در درس راز زندگی،هم آرایه ی  "تشخیص" یا "جان بخشی" به کار گرفته شده است وهم مناظره ی زیبای غنچه و گل به چشم می خورد


]]>
انواع تا 2017-11-19T01:19:05+01:00 2017-11-19T01:19:05+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2061 عفت فتحی باغبادرانی انواع تا   ۱- حرف ربط به معنی تا این که ، زیرا که، وقتی که ، که : بیا تا قدر یک دیگر بدانیم ؛ بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران ۲- حرف اضافه نشان دهنده ی پایان زمان یا مکان و مسافت : چون که تا اقصای هندوستان رسید ؛ از این جا تا مدرسه راهی نیست. ۳- صوت یا شبه جمله به معنی «هان» ، « مبادا » و معمولاً قبل از فعل منفی می آید: به روز نیک کسان گفت تا تو غم نخوری ! ۴- میان وند : بین دوکلمه می آید و کلمه ای با مفهوم جدید می سازد : دور تا د

انواع تا

 

۱- حرف ربط به معنی تا این که ، زیرا که، وقتی که ، که :

بیا تا قدر یک دیگر بدانیم ؛

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

۲- حرف اضافه نشان دهنده ی پایان زمان یا مکان و مسافت :

چون که تا اقصای هندوستان رسید ؛

از این جا تا مدرسه راهی نیست.

۳- صوت یا شبه جمله به معنی «هان» ، « مبادا » و معمولاً قبل از فعل منفی می آید: به روز نیک کسان گفت تا تو غم نخوری !

۴- میان وند : بین دوکلمه می آید و کلمه ای با مفهوم جدید می سازد :

دور تا دور ، سر تا پا و

نکته : اگر حرف «از» قبل از آن بیاید، «تا» به معنی حرف اضافه است : از سر تا پا 

۵- ممیّز : به جای کلمات «شاخص» : می آید : دو تخته پتو > دو تا پتو ؛ دو فروند هواپیما > دوتا هواپیما و


]]>
حاصل ضرب شمارنده های عدد 2017-11-17T02:13:41+01:00 2017-11-17T02:13:41+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2060 عفت فتحی باغبادرانی  عدد=A =140تعداد کل شمارنده140= ( 1+2)( 1+1)( 1+1)=12حاصل ضرب شمارنده های عدد=جذر عدد به توان تعداد شمارنده ها 12 140 √  

 عدد=A =140
تعداد کل شمارنده140= ( 1+2)( 1+1)( 1+1)=12
حاصل ضرب شمارنده های عدد=جذر عدد به توان تعداد شمارنده ها
12 140 √  



]]>
تعداد شمارنده های زوج وفرد یک عدد 2017-11-17T01:51:49+01:00 2017-11-17T01:51:49+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2059 عفت فتحی باغبادرانی شمارنده های یک عددتعداد شمارنده های غیر اول یا مرکبتعداد شمارنده های اول= تعداد عوامل اول پس از تجزیه عددتعداد شمارنده های اول عدد140140=22×5×7تعداد کل شمارنده140= ( 1+2)( 1+1)( 1+1)=12تعداد شمارنده های اول140= 3تا(2و5و7تعداد شمارنده های فرد=        (y+1  )   (  x+1) اگر عاملهای اول  فرد(5و7)عدد 140 را جدا کنیم و توان  ان ها را x ,y    بنامیمتعداد شمارنده های فرد  140  =      4تا  (y+1  )   (&n

شمارنده های یک عدد

تعداد شمارنده های غیر اول یا مرکب

تعداد شمارنده های اول= تعداد عوامل اول پس از تجزیه عدد
تعداد شمارنده های اول عدد140
140=22×5×7
تعداد کل شمارنده140= ( 1+2)( 1+1)( 1+1)=12
تعداد شمارنده های اول140= 3تا(2و5و7
تعداد شمارنده های فرد=        (y+1  )   (  x+1) اگر عاملهای اول  فرد(5و7)عدد 140 را جدا کنیم و توان  ان ها را x ,y    بنامیم
تعداد شمارنده های فرد  140  =      4تا  (y+1  )   (  x+1)=( 1+1)( 1+1)=4
تعداد شمارنده های زوج = تعداد کل شمارنده های عدد - تعداد شمارنده های فرد

]]>
به گیتی، به از راستی، پیشه نیست ارایه 2017-11-17T01:38:30+01:00 2017-11-17T01:38:30+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2058 عفت فتحی باغبادرانی به گیتی به از راستی پیشه نیست     ز کژی بَتَر، هیچ اندیشه نیست ارایه های ادبی به گیتی، به ازراستی،پیشه نیست  قالب شعری(مثنوی) پیشه و اندیشه(قافیه- نهاد)      راستی و کژی(تضاد)  "به " در مصراع اول یعنی "در" و در مصراع دوم یعنی"بهتر" این بیت ۲ جمله دارد( پیشه نیست- اندیشه نیست) سخن گفتن کژ ز بیچارگیست    به بیچارگان بر، بباید گریستسخن کژ( ترکیب وصفی) بیچارگان( متمم) به بیچارگان بر(دو حرف اضافه بر یک م

به گیتی به از راستی پیشه نیست

    ز کژی بَتَر، هیچ اندیشه نیست

ارایه های ادبی به گیتی، به ازراستی،پیشه نیست

 قالب شعری(مثنوی)

پیشه و اندیشه(قافیه- نهاد)

     راستی و کژی(تضاد)

 "به " در مصراع اول یعنی "در" و در مصراع دوم یعنی"بهتر"

این بیت ۲ جمله دارد( پیشه نیست- اندیشه نیست)
سخن گفتن کژ ز بیچارگیست

   به بیچارگان بر، بباید گریست

سخن کژ( ترکیب وصفی)

بیچارگان( متمم)

به بیچارگان بر(دو حرف اضافه بر یک متمم)

این بین ۲ جمله دارد(بیچارگی است- بباید گریست)

هر آن کو که گردد به گرد دروغ

   ستمکاره خوانیمش و بی فروغ

دروغ و بی فروغ(قافیه)

هر کسی که در مصراع اول و ما در مصراع دوم(نهاد) است.

'ش' در خوانیمش مفعول

دروغ، ستمکار، بی فروغ( تناسب)

گرد دروغ( کنایه از دروغ گفتن)

این بیت۲ جمله دارد(گردد به گرددروغ- ستمکاره و بی فروغ خوانیمش) 

راستی و کاستی(قافیه- تضاد)

راستی(مفعول)

تو، کاستی(نهاد)

همه(قید)

این بیت۲جمله دارد(راستی کن- نیاید)

درست و توست(قافیه)

چنان(قید)

دشمن جان(ترکیب اضافی)

'هر ان کس' در مصراع اول و 'او' در مصراع دوم(نهاد) است.

درست(مفعول)

'دشمن جان' تو برای فعل 'دان' (نهاد)است.

این بیت۳ جمله دارد( با تو نگوید- چنان دان- جان توست)

همه راستی کن که از راستی

  نیاید به کار اندرون، کاستی

راستی و کاستی(قافیه)

در راستی(نهاد)

در کاستی(مفعول)

بر(حرف اضافه)

گشاده است بر ما در راستی

   چه کوبیم خیره در کاستی؟

در راستی را خیره کوبیدن(کنایه از دروغ گفتن)

این بیت۲ جمله دارد(گشاده است- کوبیم)

آزمای و رای(قافیه)

تو که محذوف شده(نهاد) است.

      مکن دوستی با دروغ آزمای

  همان نیز با مرد ناپاک رای

مرد ناپاک(ترکیب وصفی)

این بیت۲ جمله دارد( مکن- دوستی نکردن با مرد ناپاک)

    به گیتی به از راستی پیشه نیست

     ز کژی بَتَر، هیچ اندیشه نیست

معنی: در در جهان اندیشه و فکری بهتر از راستی وجود ندارد. و هیچ فکری بدتر از دروغگویی و نادرستی نیست.

سخن گفتن کژ ز بیچارگیست

   به بیچارگان بر، بباید گریست

دروغ و نادرستی سخن گفتن از بدبختی انسان است و به حال انسانهای بیچاره باید گریه کرد.

  هر آن کو که گردد به گرد دروغ

  ستمکاره خوانیمش و بی فروغ

هر کسی که بدنبال نادرستی و دروغ گویی باشد شخصی ستمکار و تاریک خوانده می شود.

   همه راستی کن که از راستی

       نیاید به کار اندرون، کاستی

همیشه راستگو باش و کار درست را انجام بده زیرا که هیچگاه در درون مایه ی کار درست و راستی کمی و کاستی وجود ندارد.

    هر آنکس که با تو نگوید درست

     هر کسی که به تو دروغ می گوید و نادرستی در کارش دارد، بدان که او دشمن تو است. 

گشاده است بر ما در راستی

  چه کوبیم خیره در کاستی؟

در راستی و درستی بر ما گشوده و باز است،  پس چرا بیهوده بدنبال دروغ و کم بودن و بدی برویم؟

   مکن دوستی با دروغ آزمای

      همان نیز با مرد ناپاک رای

با انسان دروغگو دوستی نکن، همانطور که با انسان های ناپاک هم اندیشی و دوستی نمی کنی.

]]>
مفعول وراه تشخیص 2017-11-17T01:16:03+01:00 2017-11-17T01:16:03+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2056 عفت فتحی باغبادرانی مفعول و راه های تشخیص آن در جمله کلمه ای است که پس از آن نشانه ی «را»باشد و یا این که،این نشانه را می توان افزود.(کلمه ای است كه مفهوم جمله و فعل را تمام می کند.) مثال:که باور می کند خاموشی خورشید خاور را=خاموشی خورشید خاور. راه های تشخیص مفعول: به کمک «چه چیز را و چه کس را»از فعل جمله سوال می پرسیم، آنچه در جواب می آید،مفعول است. ضمیرهای«م.ت.ش.مان.تان.شان.»اگر به فعل بچسبد نقش«مفعولی» دارند. مانند:دیدمش خرم =او را دیدم و مفعول است /.اما اگر همراه اس


مفعول و راه های تشخیص آن در جمله

کلمه ای است که پس از آن نشانه ی «را»باشد و یا این که،این نشانه را می توان افزود.(کلمه ای است كه مفهوم جمله و فعل را تمام می کند.)

مثال:که باور می کند خاموشی خورشید خاور را=خاموشی خورشید خاور.

راه های تشخیص مفعول: به کمک «چه چیز را و چه کس را»از فعل جمله سوال می پرسیم، آنچه در جواب می آید،مفعول است.

ضمیرهای«م.ت.ش.مان.تان.شان.»اگر به فعل بچسبد نقش«مفعولی» دارند.

مانند:دیدمش خرم =او را دیدم و مفعول است /.اما اگر همراه اسم بیایند نقش اضافی(مضاف الیه) می گیرند.

سابقه لطف و رحمتش:رحمت او =اضافی                    ❓صحبتش را غنیمت شمرید:صحبت او =اضافی

همچنین ضمیرها اگر بعد از حرف اضافه قرار گیرند نقش«متمم»دارند.

مثال:که گفتت برو دست رستم ببند=که به تو گفت(متمم). 

رادر بعضی از جمله ها حذف می شود. 

#مفعول_وراههای_تشخیص_آن

فارسی_پنجم_ابتدایی  

و...را مفعولی

مفعول گروه اسمی  است که بعد از آن «پس واژه ی  را» می آید یا می توان آورد. در این موارد حرف را نشانه ی مفعولی است. 

جور خود را بر ضعیفان آزماید روزگار        

تیغ را دائم برای امتحان بر مو  زنند          

زچشم خویشتن آموختم رسم رفاقت را      

 که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید      

دل را به کف هرکه نهم باز پس آرد          

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد     

پژمان بختیاری

ندانستیم فرصت را بدل نیست     

زدام این مرغ وحشی را پراندی 

  پروین اعتصامی

۲-   «را» بدل از کسره یا علامت مضاف الیه 

ملک را دل به هم برآمد.      یعنی : دلِ ملک    سعدی 

زنیرو بود مرد را راستی        یعنی :  راستی ِ مرد

ملک را دل به حال او سوخت.     سعدی      یعنی : دل ملک

چندان که جهد کردم بازهد و پارسایی            

دل را زدام زلفت ممکن نشد رهایی                 غبار همدانی   

 یعنی:رهاییِ دل

۳-  «را» حرف اضافه وآن را چند معنی است .(برای ، به ، از، در، بر،...) که به آن فک اضافه نیز می گویند

الف: «را» درمعنی «برای»: 

حکمت محض است اگر لطف جهان آفرین       

خاص کند بنده ای مصلحت عام را

        سعدی    یعنی :برای بنده ای

دل می رود زدستم صاحب دلان خدا را       

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا      

 حافظ         یعنی: برای خدا

مصلحت را سخنی چند بگفتم.    سعدی          

یعنی : برای مصلحت

زنیرو بود مرد را راستی     

زسستی کژی زاید و کاستی      فردوسی      

یعنی:  برای مرد  

ب: « را» در معنی «به »: 

مسعود سعد، دشمن فضل است روزگار     

این روزگار شیفته را فضل کم نمای 

  مسعود سعد   یعنی: به این روزگار

حاتم طایی را گفتند ازخود بزرگ همت تر درجهان دیده ای یا شنیده ای؟

 سعدی        یعنی: به حاتم طایی گفتند.

وزیری را گفتند...       یعنی: به وزیری گفتند 

ج:«را» درمعنی «در»:

فردارا خدمت می رسیم.   

 یعنی : درفردا

امروز را کار زیاد دارم

شب را دربوستان با یکی از دوستان اتفاق مبیت افتاد.     

سعدی     یعنی : در شب

ششم ماه را روی برتافتند       

سوی باده و بزم بشتافتند 

  فردوسی        

یعنی :درماه ششم

د:«را» درمعنی «بر»:

آب بریز آتش بیداد را          

زیر تر ازخاک نشان باد را      

 یعنی: برآتش بیداد آب بریزد

توجه داشته باشید که درقاعده ی فک اضافه  

این را بین مضاف و مضاف الیه آمده و ساختار ترکیب اضافی را جا به جا می کند

  را انواع دیگری دارد

را » نشان مالكیت همواره با فعل « بود » ، « است » و مشتقات آن می اید و معنای این افعال را تبدیل     می كند به شكلی از مصدر « داشتن » .

 

كافری را غلامی صاحب گوهر بود                                  كافری غلامی صاحب گوهر داشت.

 

مشنو ای دوست كه غیر از تو مرا یاری هست .            

 مشنو ...غیر از تو من یاری دارم .

 

 ۲را » نشانه ی قید       

 

«شب را به بوستان با یكی از دوستان اتفاق مبیت افتاد . » 

( هنگام شب  )

 

   اگر شب رسی روز را باز گرد                                     بگویش كه تنگ اندر آمد نبرد ( هنگام روز ...)

]]>
قافیه 2017-11-17T01:12:18+01:00 2017-11-17T01:12:18+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2055 عفت فتحی باغبادرانی   برای یافتن قاعده‌ی قافیه، کلمات قافیه را در کنار هم قرار می‌دهیم و به حروف پایانی آن‌ها توجه می‌کنیم. به یاد داشته باشید که از حرف پایانی تا جایی که به مصوّت برسیم ادامه می‌دهیم.  برای مثال: شکست و نشست: ت (صامت)، س (صامت)، ـَـ مصوّت: ـَـ ست= حروف قافیه.   با توجه به این فرمول دو حالت متصور است ۱. حرف پایانی، خودش مصوّت باشد: قاعده‌ی (۱) قافیه (مصوّت‌های بلند «ا» و «و») مثل فردا و تنها ۲. حرف پایانی، مصوّت نباشد. در این صورت


 

برای یافتن قاعده‌ی قافیه، کلمات قافیه را در کنار هم قرار می‌دهیم و به حروف پایانی آن‌ها توجه می‌کنیم. به یاد داشته باشید که از حرف پایانی تا جایی که به مصوّت برسیم ادامه می‌دهیم. 

برای مثال: شکست و نشست:

ت (صامت)، س (صامت)، ـَـ مصوّت: ـَـ ست= حروف قافیه.  

با توجه به این فرمول دو حالت متصور است

۱. حرف پایانی، خودش مصوّت باشد: قاعده‌ی (۱) قافیه (مصوّت‌های بلند «ا» و «و») مثل فردا و تنها

۲. حرف پایانی، مصوّت نباشد.

در این صورت چند نکته قابل توجه است:

الف) حروف قبل از مصوّت مشترک نباشد

 قاعده‌ی (۲) قافیه مثل) تحکیم و تسلیم (یم، مصوّت + صامت

ب) حروف قبل از مصوّت مشترک باشند.

در این مورد هم دو حالت وجود دارد 

۱. حروف بعد از مصوّت را بتوان قافیه الحاقی دانست. مثل کاشتید و داشتید

اشت، حروف اصلی / ید، حروف الحاقی

حروف الحاقی شامل: شناسه‌ها، ضمایر متصل، پسوندها، مخفف صیغه‌های زمان حال بودن، «ی» آخر بعضی واژه‌های مختوم به مصوّت به «ا» و «و» 

۲. حروف بعد از مصوّت مشمول حروف الحاقی مذکور نباشند. مثل حکایت و شکایت. در این صورت فقط (ـَ ت) حروف قافیه هستند.

]]>
تعداد جمله 2017-11-15T23:46:25+01:00 2017-11-15T23:46:25+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2054 عفت فتحی باغبادرانی هر فعل را یک جمله در نظر بگیریم . مثلاً ، علی به مدرسه رفت و درسش را خواند . ( دارای دو فعل پس دو جمله است. )   باید مواظب فعل هایی که به قرینه حذف می شوند هم باشیم . مثلاً ، رزمندگان در جبهه دعا می خواندند و قرآن. ( می خواندند) او به مدرسه آمده ( است ) و سپس درس خوانده است  .نظر شما را به این نکته جلب می نمایم .که نباید مصدر ها را به عنوان فعل در نظر گرفت زیرا مصادر نه زمان دارند و نه شخص ( ویژگی های فعل را دارا نیستند ) مثلاً ، خوردن و آشامیدن زیاد انسان را بیمار می کند . ( یک ج


هر فعل را یک جمله در نظر بگیریم . مثلاً ، علی به مدرسه رفت و درسش را خواند . ( دارای دو فعل پس دو جمله است. )   باید مواظب فعل هایی که به قرینه حذف می شوند هم باشیم . مثلاً ، رزمندگان در جبهه دعا می خواندند و قرآن. ( می خواندند) او به مدرسه آمده ( است ) و سپس درس خوانده است  .
نظر شما را به این نکته جلب می نمایم .
که نباید مصدر ها را به عنوان فعل در نظر گرفت زیرا مصادر نه زمان دارند و نه شخص ( ویژگی های فعل را دارا نیستند ) مثلاً ، خوردن و آشامیدن زیاد انسان را بیمار می کند . ( یک جمله است .
 -هر شبه جمله را به عنوان یک جمله در نظر می گیریم .
در تعریف شبه جمله می گوییم : « واژه هایی که بدون همراهی با فعل ، معنای کاملی دارند . چون از نظر معنایی شبیه یک جمله هستند . » پس از نظر ساختار مانند جمله نیستند ولی از نظر معنی شبیه جمله اند .
-شبه جمله ها بر سه نوع اند.
1⃣ صوت : واژه هایی که برای بیان عواطف و احساسات در موقعیّت های مختلف از جمله خشم ، شگفتی ، اعتراض ، بیان درد و نظایر آن به کار می روند و معمولاً عبارتند از : آخ ، دِ ، وای ، وه ، آوخ . . .
2⃣ -- غیر صوت : واژه ی معمولی زبان است که کار یک جمله را انجام می دهد . در غیر صوت ما نه تنها روی صوت تأکید نمی کنیم بلکه به معنی و مفهوم و پیام بیشتر می پردازیم . مانند : سلام ، درود ، آفرین ، افسوس ، عجب ، ساکت ، یواش ، خفه ، هشدار ، زینهار ، کاش ، حمله و . . .
3⃣ - منادا- : چه با نقش نمای ندا و چه بدون آن ، جمله به حساب می آید .
مانند : قصّه واگفت و حدیث اژدها ( گفت )  گفت  برخرسی منه دل  ابلها ( منادا ) پنج جمله
کاش ( غیر صوت ) روزی به کام خود برسید   بچّه ها ( منادا ) آرزوی من این است چهار جمله

اصوات در مفهوم یک جمله کامل نمی آید.
احسنت...
آی...به معنی آخ
هی
اصوات هستند
تعریف شبه جمله:
بخش باقیمانده از یک جمله ی چند بخشی است که به علت شتاب گوینده و به مرور زمان کوتاه شده و اغلب می توان آن را به همان صورت نخستین بازسازی کرد.
   
مثلا
آفرین...آفرین بر تو باد

آهسته....آهسته برو

فرق شبه جمله با صوت در اینه که صوت اصلا به صورت جمله نبوده که بخش های آن حذف شده باشد تا بتوان آن را به صورت اول در آورد.

آخ
هی
وای
اسم صوت هستند

در ضمن شبه جمله ها نیز در جمله نقش پذیرند
نقش هایی چون
در جایگاه نهاد‌
جانشین جمله پایه که همراه حرف ربط به کار می رود
در حکم جمله مستقل‌
در نقش قید

]]>
تعداد شمارنده های غیر اول یا مرکب 2017-11-07T23:36:56+01:00 2017-11-07T23:36:56+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2053 عفت فتحی باغبادرانی تعداد کل شمارنده ها - تعداد شمارنده های اول-1تعداد شمارنده های مرکب عدد57×79 ×35 تعداد کل شمارنده= (7+1)× (9+1) × (5+1)=480تعداد شمارنه اول= 3 تا480-1-3=476


تعداد کل شمارنده ها - تعداد شمارنده های اول-1

تعداد شمارنده های مرکب عدد57×79 ×35

تعداد کل شمارنده= (7+1)× (9+1) × (5+1)=480
تعداد شمارنه اول= 3 تا
480-1-3=476
]]>
شمارنده های یک عدد 2017-11-05T08:26:32+01:00 2017-11-05T08:26:32+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2052 عفت فتحی باغبادرانی مجموع مقسوم علیه های یک عددحاصل ضرب شمارنده های طبیعی یک عددحاصل ضرب شمارنده های طبیعی یک عددتعداد شمارنده -مجموع معکوس شمارنده هانموداردرختی-عدداول روی این کلیک کنتشخیص اول یا مرکب بودن یک عددنوشتن تمام شمارنده های یک عدد :  می خواهیم همه شمارنده های36را بنویسیم برای این کار باید تمام حالت هایی که ضرب دو عدد طبیعی مساوی 36 می شود را پیدا کنیم. سعی کنید با یه نظم و ترتیب جلو برید که همه حالت ها رو بنویسید. بیاید برای عدد 36 این کار رو بکنیم :   حاصل ضرب دومین عدد اولین

مجموع مقسوم علیه های یک عدد

حاصل ضرب شمارنده های طبیعی یک عدد

حاصل ضرب شمارنده های طبیعی یک عدد

تعداد شمارنده -مجموع معکوس شمارنده ها

نموداردرختی-عدداول روی این کلیک کن

تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد


نوشتن تمام شمارنده های یک عدد :

 می خواهیم همه شمارنده های36را بنویسیم برای این کار باید تمام حالت هایی که ضرب دو عدد طبیعی مساوی 36 می شود را پیدا کنیم. سعی کنید با یه نظم و ترتیب جلو برید که همه حالت ها رو بنویسید. بیاید برای عدد 36 این کار رو بکنیم :

 

حاصل ضرب
دومین عدد
اولین عدد
36 = 36 × ۱
36 = ۱8 × ۲
36 = 12 × ۳
36 = 9 ×
۴
36=6×6





در مرحله آخر فقط عدد ها رو به ترتیب بنویسم وبدون تکرار اعداد1 و2و3و4و6و9و12و18و36شمارنده های عدد 36 هستند.


همه شمارنده های عدد 427. 158 را به دست آورید

427×158=(27.37.77)(38.58)=27.315.58.77

این عدد 4 عامل اول یعنی 2،3،5،7 داردکه اگر به توان های آنها یک واحد اضافه کنیم عددهای 8،16،9،8 به دست می آید که با ضرب آنها در هم تعداد کل شمارنده ها به دست می آید.

TA=(7+1)(15+1)(8+1)(7+1)=8.16.9.8=9216

]]>
تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد 2017-11-03T11:37:15+01:00 2017-11-03T11:37:15+01:00 tag:http://fathi5.mihanblog.com/post/2051 عفت فتحی باغبادرانی تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد رو چطوری انجام بدیم؟ بعد از اینکه روش غربال رو یاد گرفتیم ، نوبت این میرسه که بفهمیم وقتی یه عدد بهمون میدن و از ما میخوان که تشخیص بدیم این عدد اول هست یا نه باید چیکار کنیم. در این درس میخوام راه تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد رو براتون توضیح بدم. برای تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد ، باید عدد داده شده رو بر تک تک اعداد اول که بلدیم یعنی ۲ و ۳ و ۵ و … به ترتیب تقسیم کنیم. اگه عدد داده بر هیچ کدوم از اعداد اول تقسیم نشد ، اون وقت میگیم عدد داده شده ا تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد رو چطوری انجام بدیم؟

بعد از اینکه روش غربال رو یاد گرفتیم ، نوبت این میرسه که بفهمیم وقتی یه عدد بهمون میدن و از ما میخوان که تشخیص بدیم این عدد اول هست یا نه باید چیکار کنیم. در این درس میخوام راه تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد رو براتون توضیح بدم.

برای تشخیص اول یا مرکب بودن یک عدد ، باید عدد داده شده رو بر تک تک اعداد اول که بلدیم یعنی ۲ و ۳ و ۵ و … به ترتیب تقسیم کنیم. اگه عدد داده بر هیچ کدوم از اعداد اول تقسیم نشد ، اون وقت میگیم عدد داده شده اول است. اما اگه حتی به یکی از اعداد اول بخش پذیر باشه ، اون وقت دیگه عددمون اول نیست بلکه مرکب هست.

سوال اصلی اینجاست که خب همه مون میدونیم اعداد اول تعدادشون بینهایت هست ، ما از کجا بدونیم تقسیم کردن هامون رو تا کدوم عدد اول باید ادامه بدیم ؟؟؟

ابتدا راه کاری که توی کتاب درسی هستش رو براتون توضیح میدم. اما بعدش یه روش خیلی آسون تر از اون هم بهتون یاد میدم. پس تا آخر این درس با من همراه باشید.

اولین کاری که باید بکنیم اینه که جذر تقریبی اون عدد رو بگیریم. حالا عدد داده شده رو بر تمام اعداد اول که کوچکتر یا مساوی جذر تقریبی هستند ، تقسیم میکنیم. اگه به هیچ کدوم تقسیم نشد، یعنی اون عدد اول هست. تمام شد و رفت !

برای جذر تقریبی گرفتن ، لازمه که توان دوم اعداد طبیعی رو بلد باشیم. به جواب توان دوم میگن مجذور . مثلا عدد ۱۶ مجذور عدد ۴ و عدد ۲۵ مجذور عدد ۵ هست.

۱²=۱  ,  ۲²=۴  ,  ۳²=۹  ,  ۴²=۱۶  ,  ۵²=۲۵

۶²=۳۶  ,  ۷²=۴۹  ,  ۸²=۶۴  ,  ۹²=۸۱  ,  ۱۰²=۱۰۰

۱۱²=۱۲۱  ,  ۱۲²=۱۴۴  , ۱۳²=۱۶۹  ,  ۱۴²=۱۹۶  ,  ۱۵²=۲۲۵  , …

مثلا جذر تقریبی عدد ۴۰ رو میخوام الان حساب کنم. میگم ۴۰ بین کدام دو مجذور پشت سرهم قرار میگیره؟ معلومه بین ۳۶ و ۴۹ هستش! خب این یعنی که جذرش هم بین ۶ و ۷ درمیاد. پس جذر تقریبی عدد ۴۰ میشه ۶ و خورده ای!

۳۶ < 40 < 49    ⇒   √۳۶ < √۴۰ < √۴۹     ⇒  ۶ < √۴۰ < 7   ⇒  √۴۰ ≈ ۶٫

حالا بذارید مثال بزنم براتون :

مثال : آیا عدد ۱۳۷ اول است یا مرکب ؟

جذر تقریبی ۱۳۷ رو به روشی که توضیح دادم می گیریم. عدد ۱۳۷ بین کدام دو مجذور پشت سر هم هست؟ خب معلومه بین ۱۲۱ و ۱۴۴ هست. بنابراین جذرش بین ۱۱ و ۱۲ میشه. یعنی جذر تقریبیش میشه ۱۱ و خورده ای.

۱۲۱ < 137 < 144    ⇒   √۱۲۱ < √۱۳۷ < √۱۴۴     ⇒  ۱۱ < √۱۳۷ < 12   ⇒  √۱۳۷ ≈ ۱۱٫

خب حالا عدد ۱۳۷ رو باید بر اعداد اول ۲ و ۳ و ۵ و ۷ و ۱۱ تقسیم کنیم. اگه حتی به یک کدوم از این ها بخش پذیر باشه دیگه اول نیست.

۱۳۷ تقسیم بر ۲ : خارج قسمت ۷۸ و باقی مانده ۱ میشود. ⇐ بر ۲ بخش پذیر نیست

۱۳۷ تقسیم بر ۳ : خارج قسمت ۴۵ و باقی مانده ۲ میشود. ⇐ بر ۳ بخش پذیر نیست

۱۳۷ تقسیم بر ۵ : خارج قسمت ۲۷ و باقی مانده ۲ میشود. ⇐ بر ۵ بخش پذیر نیست

۱۳۷ تقسیم بر ۷ : خارج قسمت ۱۹ و باقی مانده ۴ میشود. ⇐ بر ۷ بخش پذیر نیست

۱۳۷ تقسیم بر ۱۱ : خارج قسمت ۱۲ و باقی مانده ۵ میشود. ⇐ بر ۱۱ بخش پذیر نیست

چون ۱۳۷ بر هیچ کدوم از اعداد ۲ و ۳ و ۵ و ۷ و ۱۱ بخش پذیر نیست، بنابراین عددی اول است.

 

روش آسون ترش اینه که شما لازم نیست جذر بگیرین. از همون اول شروع کنید به تقسیم کردن عدد داده شده بر اعداد اول ۲ و ۳ و ۵ و ۷ و … به ترتیب. فقط حواستون باشه اگه مجذور عدد اول از عدد داده شده بزرگتر شد، دیگه تقسیم بر اون عدد اول و عددهای اول بعد از اون رو لازم نیست بررسی کنیم.

مثال : بررسی کنید که آیا ۱۰۷ اول است یا مرکب ؟

مجذور ۲ مساوی ۴ است ( ۱۰۷ > 4 ) بررسی بخش پذیری بر ۲ لازم است: (خارج قسمت ۵۳ و باقی مانده ۲ ) ⇐ بخش پذیر نیست

مجذور ۳ مساوی ۹ است ( ۱۰۷ > 9 ) بررسی بخش پذیری بر ۳ لازم است: (خارج قسمت ۳۵ و باقی مانده ۲ ) ⇐  بخش پذیر نیست

مجذور ۵ مساوی ۲۵ است ( ۱۰۷ > 25 ) بررسی بخش پذیری بر ۵ لازم است: (خارج قسمت ۲۱ و باقی مانده ۲) ⇐ بخش پذیر نیست

مجذور ۷ مساوی ۴۹ است ( ۱۰۷ > 49 ) بررسی بخش پذیری بر ۷ لازم است: (خارج قسمت ۱۵ و باقی مانده ۲) ⇐ بخش پذیر نیست

مجذور ۱۱ مساوی ۱۲۱ است ( ۱۰۷ < ۱۲۱ ) بررسی بخش پذیری بر ۷ و اعداد اول بیشتری لازم نیست

چون ۱۰۷ بر هیچ کدوم از اعداد ۲ و ۳ و ۵ و ۷ بخش پذیر نیست، بنابراین عددی اول است.

منبع درس درخانه

]]>